لغو تحریم ها؛تصور یا واقعیت

مذاکرات تیم کارشناسی هسته‌ای ایران و گروه 1+5 دیروز خاتمه یافت و اعضای ایرانی این مذاکرات، از پایان خوش آن سخن گفتند و تلویحاً از نتایج توافق‌های حاصله -که به عنوان همسویی و درک مشترک تعبیر شده است- ابراز رضایت کرده‌اند.

وزیر خارجه پیش از پایان سال گفته بود که چهار موضوع در دستورکار تیم‌های کارشناسی مذاکره وین قرار داشته است: رآکتور تحقیقاتی اراک؛ محدوده‌های برنامه غنی‌سازی ایران، همکاری‌های هسته‌ای بین‌المللی و نهایتاً تعلیق تحریم‌ها. از منظر برخی محافل کارشناسی و نخبگی در کشورمان که نسبت به سلب یا تصنعی شدن ظرفیت‌های ادامه فعالیت هسته‌ای صلح آمیز خود نگران بوده‌اند، دو موضوع نخست حساسیت بیشتری داشته است، زیرا توافق یا درک مشترک در زمینه آن، دقیقاً با میزان «داده»ها یا الزامات کشور توأم خواهد بود.   در مقابل، دو محور اخیر جنبه «ستانده» دارد که البته محور آخر، حداقل در برخی محافل و مقاطع، به مراتب وزن بیشتری در دستورکار سیاست خارجی داشته است. هرچند هنوز نتایج یا کیفیت درک مشترک طرفین حول محورهای چهارگانه فوق ناروشن مانده است، اما حفظ ماهیت آب سنگین در رآکتور تحقیقاتی اراک و همچنین حفظ اصل برنامه غنی‌سازی بومی، از جمله محورهایی بوده است که در سرجمع مطالبات ملی از سیاست خارجی قرار داشته است.
رضایت تیم هسته‌ای نسبت به مذاکرات روزهای 14 تا 16 فروردین جاری، باید بر حصول دو محور مطالبات عمومی مذکور استوار بوده باشد. در این میان، هنوز وزن همراهی گروه 1+5 با تسهیل همکاری‌های هسته‌ای با ایران که حول محور بند 2 ماده 4 ان. پی. تی بوده باشد، بسیار کم بلکه اساساً منتفی بوده است.   در مسئله لغو تدریجی تحریم‌ها نیز نگرانی‌ها و مطالبات ایران همچنان باقی است و امریکا و اتحادیه اروپا در این زمینه به صورت قطره چکانی برخورد کرده‌اند. رضایت در این دو زمینه نیز در صورتی منطقی است که ایران توانسته باشد سهم مناسبی از تغییر رفتار غرب در این رابطه کسب کرده و امریکا و اتحادیه اروپا الزاماتی روشن و جدی را در این رابطه تقبل نموده باشند. البته تقبل این الزامات، چیزی است که باید بر اساس توافق ژنو محقق شود اما طرف‌های مذکور تاکنون با رویکرد تفسیری، نسبت به تعدیل دامنه این الزامات یا مشروط کردن آن به گام‌های بلندتر از سوی کشورمان اقدام نموده‌اند. در این شرایط، اینکه غرب با همه خواسته‌های حداکثری ایران موافقت کرده باشد، یک آرمان است که با شواهد و رویه‌ها ناهمگونی دارد. 
بلکه از دید ناظران نیز، امری دور از واقعیت است. از سوی دیگر، معنای درک مشترک این است که طرفین چارچوب‌ها را تعیین کرده‌اند اما این به معنای توافق حول جزئیات همه محورهای چهارگانه مذکور از جمله زمان‌بندی‌های اقدام متقابل نخواهد بود. از این رو، به نظر نمی‌رسد که این مذاکرات به پایان رسیده و نیازی به ادامه این روند باقی نمانده باشد. گفتنی است که نوع مواضع آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز منعکس نشده است. البته آمانو پیش از این انتظار خود از برداشته شدن گام‌هایی مهم‌تر از آنچه تا‌کنون به عمل آمده است را از طرف ایرانی منعکس کرده بود. زیرا پرونده مذاکرات مربوط به مطالعات ادعایی و مسائل حل نشده، هنوز بسته نشده است.    البته قرار بوده جزئیات این مذاکرات و توافق‌های ویژه میان ایران و آژانس، در وین مطرح نشود اما توافقنامه ژنو میان نتایج مذکور و راه حل جامع، پیوندی ناگسستنی برقرار نموده است. در حاشیه این مذاکرات، رفتارهای متفاوتی از سوی غرب در قبال کشورمان به عمل آمده است. از یک سو، طرف امریکایی نسبت به تسهیل برخی زمینه‌های روانی ایجاد درک مشترک اقدام کرده است.   
تعلیق محدودیت‌های همکاری‌های هواپیمایی غیرنظامی با ایران و همچنین تعلیق ارتباط‌های آموزشی ایرانیان با مراکز علمی و آموزشی امریکایی، از جمله اقداماتی بوده است که اخیراً به عمل آمده‌اند. این اقدامات هرچند ممکن است خود منشأ و مبنایی غیرهسته‌ای داشته و تابعی از برنامه‌هایی دیگر برای حصول منافع ملی امریکا باشند، اما بر افکار عمومی حتی برخی محافل نخبگی و تحلیلی داخلی و خارجی تاثیرگذار بوده است. سخنگوی وزارت خارجه امریکا نیز از طرز اقدام تیم هسته‌ای ایران، به گونه‌ای یاد کرده که از چالش و اختلاف نظر یا پافشاری بر مواضعی متفاوت و غیرهمگرا به دور بوده است. اما از سوی دیگر، اتحادیه اروپا با تصویب قطعنامه راهبرد خود در قبال کشورمان، هرچند از تعلیق تحریم‌ها و گسترش روابط حمایت کرده است اما چالش‌هایی را در مناسبات متقابل نیز پدید آورد.   اکنون باید منتظر ماند که مذاکرات وزیر خارجه با نماینده روابط خارجی اتحادیه اروپا به کجا خواهد انجامید. البته نتایج مذاکرات سه روز کارشناسی وین به نحوی منعکس شده که ظاهراً نباید مانع خاصی برای تبادل نظر یا اتفاق نظر طرفین وجود داشته باشد و این دیدار، عمدتاً جنبه هماهنگ‌سازی زمینه انعقاد سند توافق جامع را خواهد داشت. اما مسئله اساسی همچنان به محتوا و کم و کیف «درک مشترک» کارشناسی برمی‌گردد که گفته می‌شود میان تیم مذاکره کننده ایران و گروه 1+5 حاصل شده است.

نویسنده: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید