جایگاه صلح در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) و تأثیر آن بر سیاست خارجی ج.ا. ایران

صلح، امنیت و احترام به کرامت انسانی از مهمترین حقوق اولیه و ذاتی انسان هاست که همه ادیان، مذاهب و گفتمان های بشری به وجود آن اذعان دارند. اما آنچه در گفتمان ها و جوامع بشری بسیار مشهود است ذکر این مطلب است که به دلایل عدیده ای، گفتمان های امروزه درباره جنگ و ناامنی بسیار بیشتر از صلح، فراگیر شده است. البته از نظر عده ای این امر به صورت پدیده ای طبیعی جلوه می کند، زیرا همچنان¬که در علم پزشکی بیماری¬ها بسیار بیشتر از وضع سلامت مورد بررسی قرار گرفته اند، جنگ¬ها نیز در سیر اندیشه بشر بسیار بیش از صلح مورد توجه واقع شده اند و از همین رو، در ادبیات و گفتمان های سیاسی معاصر شاهد آن هستیم که جنگ، ناامنی و نقض گستردۀ صلح حجم گسترده ای حتی در اخبار روزانه را به خود اختصاص داده اند.
در دین اسلام، مبانی صحیح اسلامی و سیره پیامبر بزرگ اسلام (ص) و امامان معصوم (ع) که اصول، مبانی و رفتار و منش خود را بر اساس سعادت بشر به عنوان هدف غایی اعلام کرده و در این راه برنامه ریزی و تلاش نموده اند، صلح، امنیت و رعایت کرامت انسانی به عنوان اساس و مبنای رسیدن به سعادت همواره مورد توجه و اهمیت بوده است. از همین رو، جمهوری اسلامی ایران نیز با تأسی به مبانی و فرهنگ غنی اسلامی، از همان آغازین روزهای شکل گیری انقلاب اسلامی ( در سال 1357) عدالت، امنیت، صلح و سعادت را برای ابناء بشریت فارغ از هر گونه گرایش فکری، مذهبی، قومیت، رنگ، نژاد و ... خواستار بوده و برای نیل به این اهداف عالی برنامه ریزی و اقدام نموده است.
بنابراین بسیار طبیعی و مسلم است که امام خمینی(ره) به عنوان معمار و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی از اصالت صلح در مبانی دینی دفاع کنند. ایشان در همین رابطه به عنوان مثال به قاعده صلح در فقه شیعه اشاره می کنند که طبق آن اصل بر «صلح» است و «جنگ» یک استثناء به شمار می¬رود.
ایشان در این مورد می¬فرمایند: "ما به تبع اسلام با جنگ همیشه مخالفیم و میل داریم که بین همه کشورها آرامش باشد. ما معتقد به صلح انسانی هستیم. ما با هیچ کشوری چه اسلامی و چه غیر اسلامی سر جنگ نداریم و طالب صلح و صفا برای همه هستیم و تاکنون نیز دفاع کرده ایم و دفاع فریضه الهی است"(امام خمینی، 1378، ج16: 103).
ایشان با نگاهی انسان¬شناسانه، ریشه جنگ و خشــونت را غلبه غرایز و قوای غضبیه و شــهویه انسان¬ها و دوری آن¬ها از فطرت اصیلشان و دورشــدن انسان از ســلطه عقل می¬دانند و معتقد هستند که انسان در وضع طبیعی به دلیل گرایش به طبیعت و غلبه غرایز، خواستار تسلط بر دیگران بوده است که این امر موجب اختلاف بین بشر شده است.
اما علاوه بر این نگاه انسان شناسانه حضرت امام(ره) به صلح، ایشان معتقد به قوانین الهی و جامعه¬ای سیاسی مبتنی بر آن قوانین در راستای تحقق صلحی پایدار بین بشر بودند که این صلح مبتنی بر شناخت نیازهای واقعی بشر و قانونگذاری بر اساس آن نیازها می¬باشد و قانونی این توانایی را دارد که همه ابعاد وجودی انسان را بشناسد و بتواند براساس این شناخت درست انسان¬ها را تربیت کرده و با قانونگذاری مناسب و جامع آنها را به سوی شکوفایی نیازهای فطری آنها و دوری از اختلاف به پیش ببرد. لذا خداوند به دلیل داشــتن شناخت کامل از نیازهای بشر، پیامبران را ارسال کرد تا در بین مردم حکمرانی کنند و دولت و نظام سیاسی تشکیل دهند و قانون الهی را در بین آنان حاکم کنند.
با توجه به این بنیانهای قوی حمایت از صلح در اسلام، امام خمینی دلیل رشــد وغلبه نگاه¬های جنگ-طلبانه و افراطی در جهان اســلام را دوری از درک درســت آموزه¬های انسان شناسانه قرآن و مهجوریت قرآن در بین مسلمانان می¬داند. در واقع، امام خمینی ریشــه جنگ وخشونت و افراطی¬گری در جهان اسلام را دوری از فطرت الهی انسان وغلبــه غرایــز بر فطرت آدمی و دوری از آموزه¬های قرآنی می¬دانــد و راه فائق آمدن بر این بحران را نیز بازگشــت بشــر به آموزه¬های اصیل انبیا یعنی بازگشــت به فطرت الهی و غلبه لشگر عقل بر لشــگر جهل در وجود آدمی ذکر می¬کنند. در واقع در دیدگاه امام خمینی(ره) نمی¬توان سرشت انسان را صرفا خوب یا بد دانست. زیرا انسان هم دارای فطرت است و هم دارای غریزه و اگر به سمت فطرت برود به صلح و اگر به سمت غریزه برود به جنگ کشانده می‌شود. پس انسان هم به صلح گرایش دارد و هم به جنگ و به در این نقطه است که امام ارسال پیامبران را کنترل غرایز آدمی می¬دانند.
از این رو می توان گفت که نگاه حضرت امام (ره) به سياست يك نگاه اخلاقی است و این مبانی اخلاقی مورد نظر ایشان در سیاست، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در عرصه های مختلف از جمله سیاست خارجی نیز جلوه¬گر بوده است و نهادهای مرتبط با امور دیپلماتیک کشور نیز موظف به مراعات امور اخلاقی و ترویج آن شدند. بر اساس مبانی اخلاقی، سیاست خارجی امام خمینی(ره) بر حفظ صلح و امنیت بین¬المللی، عدم تجاوز به خاک کشورها، حسن همجواری با همسایگان و تقویت همکاری با دولت¬ها بر مبنای احترام متقابل قرار داشته است.
در واقع، امام خمینی(ره) با نگاهی جامع بر مبنای نگاه انسان‌شناسانه، فقهی و کلامی به مفهوم صلح می-پردازد که در آن مفاهیم صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز در اولویت سیره عملی ایشان نیز قرار می‌گیرد که با بررسی سیره عملی سیاسی ایشان نیز این پایبندی به وضوح نمایان است و سیاست های خارجی جمهوری اسلامی را نیز می توان در این راستا ارزیابی نمود.
یکی از ویژگی¬های سیاست خارجی دولت اسلامی در مواجهه با سایر کشورها  در مورد مبانی و چگونگی تکیه بر منابع عقلی و نقلی است. پس با توجه به این که امام خمینی (ره)، دارای اندیشه سیاسی مبتنی بر اسلام بوده اند؛ دور از نتظار نخواهد بود که ایشان با توجه به مبانی خاص اسلام از جمله کتاب و سنّت به بیان اصولی بر اساس مبانی ذکر شده پرداخته است.
ایشان با تأکید بر انسانی و اخلاقی بودن محتوای انقلاب می فرماید: محتوای این انقلاب، اسلام و اخلاق اسلامی و اخلاق انسانی و تربیت انسان ها بر موازین انسانیت بوده است. بنا براین ارزشی های اخلاقی و عقل، مبانی امام(ره) را در مورد سیاست خارجی به طور اعم و صلح خواهی در آن به طور اخص شکل می دهند.
پس می¬توان به درستی دریافت که اصول سیاست خارجی که امام خمینی(ره) با تأسی به مبانی صحیح اسلامی طراحی نموده است را می¬توان به منزله یکی از منابع رسمی تصمیم گیری در سیاست جمهوری اسلامی ایران به شمار آورد، به طوری که اهداف و سیاست¬ها در همان راستایی هستند که ایشان تبیین و ترسیم نموده اند که از جمله این موارد می¬توان به اهدافی مانند دارا بودن روابط حسنۀ مدارا و مسالمت آمیز با همه دولت¬ها و داشتن روابط بر پایه مبانی اسلامی و انسانی اشاره نمود.

نویسنده: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید