حیات متعالی انسان در پرتو صلح و عدالت

وجه به حقیقت صلح عادلانه و ترویج آن در بین توده‌های مردم، از سویی باعث القای روح امید و نشاط در بین مستضعفان و از سویی منجر به خشم دشمنان و اصحاب استکبار جهانی شد.

طبیعت حیات اجتماعی انسان، در تلاقی با غریزه کمال‌جویی و قدرت‌طلبی وی منجر به ظهور مفاهیم و قواعدی شد تا بتواند بین این دو میل، آشتی برقرار کند؛ چه اینکه هوشمندی و قوه عاقله انسان، بستری برای او فراهم کرده بود تا با استثمار دیگر قوای موجود در جهان اعم از جمادات و جانداران و همنوعان خود، بر کرسی قدرت‌طلبی خویش بتواند تکیه بزند. در عین حال به خاطر ارزشی بودن میل حیات اجتماعی، صاحبان قدرت از سر واقعیت یا فریبکاری، همواره بر تمایلات نوع‌دوستانه خویش تأکید می‌کردند. در چالش‌هایی که در طول تاریخ اتفاق افتاد، مفهوم صلح و صلح‌طلبی به عنوان ارزشی که انسان‌های متعالی حتی در اوج قدرت به آن پایبند هستند، تجلی یافت.

دین مبین اسلام از بدو پیدایش، در جامعه‌ای که سرشار از ظلم و روابط خصمانه و جنگ و دشمنی همراه با قدرت‌طلبی بی‌حد و حصر بود، نام خود را از سلم سلام و صلح برگزید که یکی از اسمای خداوند است. صلح در مبانی اسلامی مبتنی بر عدالت که آن نیز از اصول اعتقادی ماست، می‌باشد. صلح در ادیان توحیدی حافظ کرامت انسانی، پیشرفت ارزش‌های بشری و ضامن امنیت اجتماع است. اگر چه مفهوم صلح همانند دیگر مفاهیم ارزشی، با فریبکاری ارباب قدرت و مستکبران استثمارگر، حتی در متون دینی نیز رسوخ یافت و صلح‌طلبی را مساوی با ظلم‌پذیری تلقی کردند، اما تعالیم اصیل ادیان توحیدی، بر صلح با منشأ عدالت‌طلبی تأکید می‌کنند. بر همین اساس نیز ویژگی حکومت جهانی حضرت بقیه‌الله(عج) برقراری عدل در جهان، پس از فراگیری ظلم است. چنین حکومتی را خداوند به انسان‌ها وعده داده است. فلسفه انتظار نیز که فلسفه امید به نجات بشریت از ظلم و حاکمیت مستضعفان است، بر همین وعده الهی که فطرت انسان‌ها بر همان بنا نهاده شده است، می‌باشد. یأس همواره از ناحیه شیطان القا شده است و امید به پیروزی در پرتو مبارزه برای برقراری صلح و عدالت از ناحیه خداوند بشارت داده شده است.

بنابراین در دکترین نظام جمهوری اسلامی که مبتنی بر آموزه‌های اسلامی بنا نهاده شده است، اصل تلاش مضاعف و جهادی در راستای زمینه‌سازی و آماده شدن بشر برای ظهور منجی(عج) از اهمیت وافری برخوردار است. توجه به حقیقت صلح عادلانه و ترویج آن در بین توده‌های مردم، از سویی باعث القای روح امید و نشاط در بین مستضعفان و از سویی منجر به خشم دشمنان و اصحاب استکبار جهانی شد.
با دقت و بررسی در بیانات و آرای حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی که در سخنرانی‌ها و پیام‌های ایشان مطرح شده است، موارد بسیار زیادی وجود دارد که منشأ مشکلات جوامع بشری، بی‌توجهی به ارزش‌های صلح‌طلبانه، در چهره واقعی آن دانسته شده که از ظرفیت این نوشته خارج است. از منظر ایشان، ثمره صلح باید برقراری امنیت باشد، بر همین اساس فلسفه انتظار در معنای صحیح آن نیز عمل و حرکت در راستای برقراری عدالت و امنیت که صلح را به ارمغان بیاورد، است.

وصول به چنین هدفی اگر در میان توده‌های بشری رسوخ کند، منشأ حرکت می‌شود. انسانیت، امروزه برده لیبرالیسم افسارگسیخته‌ای است که اصل را مطلق منافع انسانی قطع نظر از مبانی اخلاقی می‌داند. بر این اساس اومانیسم در واقع فلسفه آزادی انسان در عین بی‌اخلاقی است، چه اینکه اخلاق‌مداری در چنین اندیشه‌ای اعتباری و به نوعی مغفول مانده است. قدرت افسارگسیخته ناشی از سلطه سرمایه و لذت‌طلبی حیوان‌گرایانه، باعث رواج فساد و ظلم‌های بی‌حد و حصری شده است. در چنین فضایی، القائات دستگاه‌های فرهنگی، همراه با سرگرمی‌های مخرب ذهن و فکر، رهاورد مستکبران برای جوامع ضعیف است تا این سرنوشت محتوم را که به آنها تحمیل شده است بپذیرند.

رسالت نخبگان و اندیشمندان در چنین فضایی، پیرایش مفاهیم از آرایه‌های فریبکارانه و ارائه حقیقت صلح عدالتمدارانه به نوع بشریت است تا دانسته شود که اسلام هدفی جز متعالی کردن انسان‌ها، رفع ظلم ظالمان، آشنایی انسان‌ها با حقوق اجتماعی خود، ترغیب جوامع ضعیف برای رشد فکری و خودباوری، خارج شدن از زیر بار نظم‌های القایی که منفعت سرمایه‌داران را تضمین می‌کند، است، شاید ثمره چنین نشستی این باشد تا ثابت شود برخلاف سیاست‌های اسلام‌هراسانه، اسلام دین صلح است؛ صلحی با هدف برقراری عدالت و پیروزی مستضعفان.

مجمع جهانی صلح اسلامی قرار است روز سی آذرماه، هم اندیشی تخصصی باز خوانی اندیشه های امام خامنه ای در موضوع صلح و عدالت را برگزار نماید.
 

نویسنده: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید