زنان، حامیان و بانیان صلح در مناقشات مسلحانه

مسئله صلح یکی از واژه های مهم و پرکاربرد در جامعه جهانی می باشد که متناسب با تحولات بین المللی، با توجه به منافع راهبردی بازیگران بزرگ و قدرتمند حرکت می کند. در این میان بازیگران غیر دولتی و در بخش های پایین تر طیف‌های مختلف ملت‌ها نقش مهمی را می توانند در برقراری صلح و عدم مخاصمه بگیرند. زنان یکی از مهمترین گروه های هر جامعه ای هستند که هم مورد تخاصم در جنگهای مسلحانه بودند و از سویی تلاش‌هایی را در جهت برقراری صلح ایفاء نموده‌اند. در مسئله مخاصمه و صلح، زنان یکی از بازیگران اصلی به شمار می آیند. با این تفاوت که در برقراری صلح و عدالت نقش فاعل را ایجاد می کنند. اما در جنگ و تجاوز قربانی هستند، اکثریت فعالیتهای زنان در برقرای صلح بر مبنای فمینیسم صلح طلب می باشد. به طوریکه سازمان ملل متحد نیز در این غالب مشارکت زنان را برنامه ریزی نموده است. حقوق بشر در وضعیت منازعات مسلحانه در بسیاری از موارد نقض می گردد و این امر تاثیر خود را بر مردم غیر نظامی، به ویژه زنان، کودکان و سالمندان و معلولین بر جای می گذارد. موارد نقض حقوق بشر مربوط به زنان در موقعیت منازعات مسلحانه، نقض اصول بنیادین حقوق بشر و حقوق بین الملل بشردوستانه است و علاوه بر این موارد نقض کلان حقوق بشر به ویژه به صورت تجاوزها و خشونت های جنسی نظام یافته و گسترده حاملگی اجباری بیگاری و بردگی جنسی، روسپیگری اجباری و قاچاق زنان به عنوان یک استراتژی جنگی، رویه های شنیع هستند که قویاً محکوم می شوند. صلح، امنیت، عدالت و حفظ کرامت انسانی در جامعه و جهان، هدف والایی است که در طول تاریخ، تلاش‌های زیادی برای تحقق آن صورت گرفته و مکاتب و سازمان‌های مختلف فکری نیز راه‌های گوناگونی را برای نیل به آن ارائه داده‌اند. بررسی ها نشان داده که اقدامات تجاوزکارانه، درگیری های نظامی، سیاست های استعماری و هرگونه مداخله خارجی و نیز تروریسم و رفتارهای خشونت آمیز زنان را بیشتر مورد آسیب قرار داده است. نقض حقوق انسانی زنان و کودکان در جریان جنگ ها و درگیری های نظامی به طور آشکار بنیان های سلامت و امنیت جامعه بشری را مورد تهدید قرار داده است. از سوی دیگر هزینه‌های گزاف مسابقات تسلیحاتی و سیاست های نظامی گرایانه نیز با تخصیص منابع ضروری برای توسعه همه جانبه و فقر زدایی و کاهش  آثار محرومیت و عقب ماندگی باز هم بر مشکلات و مصایب زنان جهان افزوده است.
بنابراین زنان نخستین گروهی هستند که با فروپاشی زیر ساخت های اجتماعی و سیاسی در نتیجه جنگ و نظامی گری دولت ها زیان می بینند؛ در این زمینه با تلاش های صورت گرفته از سوی سازمان ملل متحد و نهادهای تاسیس شده توسط این سازمان با هدف استقرار و حفظ صلح در سطح جهان، دیپلماسی پیشگیرانه به تدریج به عنوان رویکردی برای کنترل و ممانعت از منجر شدن درگیری ها به مخاصمه و جنگ مورد توجه قرار گرفت و افزایش میزان مشارکت زنان در حوزه تصمیم گیری و تصمیم سازی در فرایند صلح از اولویت های این سازمان در نظر گرفته شد
زنان اغلب به عنوان قربانیان جنگ های مسلحانه در نظر گرفته می شوند، اما این برداشت نقش مهم آنان را به عنوان رهبران، به ویژه در مساعدت برای خاتمه جنگ ها و تلاش های بازسازی جوامع و زندگی اقتصادی پس از جنگ، نادیده می گیرد. علی رغم ناتوانی معاهدات صلح برای جبران رنج هایی که زنان در جنگ ها متحمل شده اند، فرایندهای صلح ابتدایی ترین راه برای تسکین این جراحات و نقطه شروعی برای مسئولیت در قبال آن می باشند. تاثیر روندهای صلح موثر از این نیز فراتر می رود: این روندها به جلوگیری از خشونت آینده نیز کمک می کند. بنابراین مشارکت زنان و تاثیرگذاری آنان در فرایند صلح، شرط لازم برای موضوعات پس از جنگ و همچنین برای پیشگیری طولانی مدت از منازعات مسلحانه و آسیب هایی که جنگ ها به طور ناعادلانه بر زنان تحمیل می کنند، می باشد. محیطی که صلح جهانی را ابقاء نماید و حقوق بشر، دموکراسی و حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات، مطابق اصول عدم تهدید و همچنین عدم کاربرد زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی و اصل احترام به حق حاکمیت را که در منشور سازمان ملل متحد مندرج است، ارتقا بخشد، عامل مهمی در پیشرفت زنان است.
علی رغم تاثیرات مخربی که منازعات مسلحانه بر زنان بر جای می گذارد در خلال این منازعات و نابودی اجتماعات، زنان تقش خطیری به عهده دارند. اینان غالبا می کوشند نظم جامعه را در اثنای مخاصمات مسلحانه و غیر مسلحانه حفظ کنند و به عنوان آموزشگران صلح، چه در خانواده و چه در جامعه منشأ خدمات پر ارجی هستند که بسا ناشناخته می ماند. در جهانی که بی ثباتی و خشونت کماکان ادامه دارد، اجرای راهبردهای همیارانه نسبت به صلح و امنیت از ضرورتی مبرم برخوردار است. دسترسی برابر و مشارکت کامل زنان در ساختارهای قدرت و مداخله کامل آنان در مساعی مربوط به جلوگیری و حل و فصل مناقشات حائز اهمیتی حیاتی در ابقاء و ارتقاء صلح و امنیت است.
با توجه به اینکه زنان در ماموریتهای ایجاد صلح،می توانند درک عالی از ماموریتهای خود داشته و محیط کاری  مثبتی برقرار کنند.و به عنوان یک الگوی مثبت و الهام بخش معرفی شوند، بنابراین نیاز به حل چالشهای حضور زنان در صلح می باشد. لزوم ایجاد نظارت،ارزیابی و گزارش نیز می تواند کمکی جدی در جهت حضور زنان در ایجاد گستره واحد بین جامعه مدنی و جهانی در جهت برقرای برابری جنسیتی و صلح پایدار باشد.

نویسنده: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید