حقوق بشر آمریکایی

در سال 1390 یکی از مقامات بلند پایه افغانستان در گفت‌وگو با نگارنده درکابل، در حالی که نمی‌توانست تأثر خود را پنهان کند گفت: نظامیان ارتش آمریکا پس از قتل مردم غیرنظامی و به‌خصوص کودکان، انگشتان قربانیان خود را قطع کرده و با آن‌ها بازی می‌کنند.

بَگرام شهری باستانی در استان پروان در کشور افغانستان است که در نزدیکی آن پایگاه نظامی آمریکا به همین نام قرار دارد. این پایگاه  بسیار مجهز و پیشرفته بوده و بیش از بیست هکتار وسعت دارد و مشخصه مهم آن، وجود یک زندان مخوف است که تا هفتصد زندانی را در خود جای می دهد. شکنجه متهمان در این زندان که امری معمولی برای نیروهای آمریکا می باشد، همواره مورد اعتراض مقامات افغانی و نهادهای حقوق بشری بوده است. برخی از زندانیان آزاد شده از بگرام ضمن تائید شکنجه در این پایگاه، گفته اند که زندانیان در این محل، با شیوه های گوناگون مانند ریختن آب یخ بر بدن در زمستان و ریختن آب داغ در تابستان، انداختن سگ های وحشی به جان افراد، محروم کردن آنان از خواب، تهدید با سلاح و آزارهای جسمی، مورد  شکنجه قرار می گیرند.

در سال 1390 آقای میرکی(Mirkay) استاد دانشگاه آمریکا افشا کرد که پانزده مترجم زندانی که در پایگاه نظامی بگرام آمریکا در شمال کابل، فعالیت می‌کردند، مورد تجاوز نیروهای حاضر در این پایگاه قرار گرفته اند. وی در اظهارات خود به یکی از این مترجمان اشاره می‌کند که گفته بود: حدود 25 الی 30 سرباز آمریکایی وارد محل خواب ما شده و به ما تجاوز کردند.

زندان بگرام که به "گوانتاناموی افغانستان" معروف است و به عنوان زندان سیاه نیز شناخته می شود، یکی از مصادیق نقض حقوق بشر توسط دولت آمریکا می باشد. گزارش های سازمان دیده بان حقوق بشر درباره وجود شکنجه در زندان بگرام نشان می دهد که نظامیان آمریکایی در این زندان از ابزارهای بسیار غیراخلاقی برای شکنجه زندانیان استفاده کرده و برای اعتراف گرفتن بارها در برابر آن ها به مقدسات اسلامی توهین کرده اند.

"فیلیپ سندز" استاد دانشکده حقوق دانشگاه لندن، در کتابی با عنوان "تیم شکنجه" به روش های شکنجه در بگرام اشاره کرده و رژه بردن مردان برهنه جلوی سربازان زن، وادار کردن آن ها به پوشیدن لباس های زیر زنان و رقصیدن با سایر مردان ، مجبور کردن آن ها به تماشای فیلم های هرزه ،غرق مصنوعی و تهدید به تجاوز به بستگان را از روش های رایج شکنجه در زندان بگرام توسط آمریکایی ها می داند. کارهایی سخیف نظیر ادرار کردن نیروی های نظامی آمریکایی روی جنازه قربانیان افغانی یا بریدن سر و انگشتان جنازه های افغانی نیز از این دست است. این روش ها در حالی مورداستفاده قرار می گرفت که طبق موازین بین المللی خشونت جنسی جزء جرائم جنگی قلمداد می شود.

در سال 1390 یکی از مقامات بلند پایه افغانستان در گفتگو با نگارنده درکابل ، در حالی که نمی توانست تاثر خود را پنهان کند گفت: نظاميان ارتش آمريکا پس از قتل مردم غیر نظامی و بخصوص کودکان، انگشتان قربانیان خود را قطع کرده و با آنها بازی می کنند.

در همین رابطه روز جمعه سوم مهر 1390 دادگاه نظامي واشنگتن ،شاهد اعترافات تکان دهنده يکي از پنج عضو تيم کشتار و شکنجه غير نظاميان ارتش آمريکا در افغانستان بود.آنان در این دادگاه به جمع آوري مجموعه اي از انگشتان بريده شده غير نظاميان افغان و کشتار وحشيانه کودکان با استفاده از نارنجک در ولایت قندهار اعتراف کرده بودند. در این دادگاه "جرمي مورلاک"  سر دسته سربازان آمريکايي اعتراف کرد که با یک سرباز دیگر به نام هولمز، بر سر چگونگی کشتن يک پسر بچه افغان مسابقه می دهد.آنها این پسربچه را صدا می کنند و در فاصله پنج متري وی،همزمان "مورلاک" نارنجکي به سوي وي پرتاب کرده و هولمز با اسلحه اتوماتيک خود شش گلوله به سوی پسربچه شليک می کند. در این مسابقه هولمز برنده می شود چون گلوله‌هاي شليک شده توسط اسلحه او ،موجب مرگ پسر بچه افغان شده بود. در دادگاه موضوع قطع انگشت قربانیان و بازی با ان ها نیز مطرح شد.

موارد مطروحه در این دادگاه، انسان را به یاد علاقه یکی از روسای جمهور آمريكا به بريدن گوش و بيني سرخ پوستان می اندازد.اندور جاكسون رئيس جمهوري که عکس وی بر روی اسكناس های 20 دلاري قرار دارد، به مثله كردن پيكر سرخ پوستان و بريدن سر آنان عشق مي‌ورزيد. جاكسون براي شمارش تعداد كشته شدگان سرخ پوست دستور داده بود بيني و گوش بريده آنان را بشمارند. او به گونه‌اي به كشتار سرخ پوستان اظهار علاقه مي‌كرد كه روزي به دستور او مراسم جشن مثله كردن پيكر هشتصد سرخ پوست را بر پا كردند. دايويد ستانارد يكي از تاريخ نگاران آمريكا در اين باره نوشته است كه اندرو جاكسون به مناسبت پيروزي بر یکی از اقوام سرخ پوست به نام "ساندكريك"، روز 27 مارس سال 1814 مراسم جشن و شادي برگزار كرد و سربازان او ماموريت بريدن بيني و گوش كودكان و زنان و مردان سرخ پوست را به عهده گرفتند. سربازان آمریکائی، پوست بدن سرخ پوستان را نيز كنده تا آن را پس از دباغي براي اسب‌ها ريسمان ببافند. در واقع بهره گيري ارتش آمريکا از جنايتکاران و تبهکاران حرفه اي در افغانستان و مثله کردن و بریدن انگشتان قربانیان و نقض حقوق بشر ،ریشه در تاریخ آمریکا دارد.

یک بار هم تعدادي از افراد وابسته به گروه هاي ضد جنگ در آمريكا كه همگي از كاركنان عالي رتبه سياسي، حقوقي و نظامي بودند، سفري به افغانستان داشتند. اين گروه با انتشار نتایج تحقیقات خود نوشتند که به دلیل تجاوزات آمریکا ودیگر اعضای ناتو، 56 درصد مردم افغانستان، بيمار هستند، 50 درصد آن ها به آب سالم دسترسي ندارند، 42درصد زيرخطر فقر به سر مي برند و تنها در سال 2010، دو هزار و سه‏صد نفر خودكشي كرده اند.

امروز آمریکا که خود را مدعی حمایت از حقوق بشر می داند به ناقض اصلی حقوق انسانها در افغانستان و حامی اصلی تروریسم تبدیل شده و نتیجه حضور آمریکا در افغانستان چیزی جز ویرانی و کشتار و بازداشت و شکنجه و بمب باران مناطق مسکونی که همه مصداق نقض حقوق بشر هستند، نبوده است. اغلب نهادهای بین المللی همانند سازمان ديده بان حقوق بشر از وضعیت حقوق بشر در افغانستان ابراز نگراني كرده و آمریکا و ناتو را به عدم رعایت موازین بین المللی و بخصوص بد رفتاری و شکنجه زندانيان متهم کرده‌اند.

پس از جنگ جهانی دوم، اندیشه جهانی حمایت از حقوق بشر به نقطه اوج خود رسید و با تصویب منشور ملل متحد در سال ۱۹۴۵، بستر مناسبی برای دفاع از حقوق بشر فراهم شد.اما متاسفانه در بعد عملی، سازمان های عهده دار برای بسط حقوق بشر در جوامع و سازمان های نظارتی به شدت سیاسی عمل نموده و واژه حقوق بشر به یک اهرم سیاسی برای اعمال فشار به کشورهای هدف مبدل شد.

امروز حقوق بشر آمریکائی نمونه ای از استفاده ابزاری از منشور بین المللی حقوق بشر و نقض آشکار حقوق انسانها است. بنابراین ضرورت دارد سازمان ملل متحد و دیگر نهادهای رسمی یا غیر رسمی که مدعی دفاع از حقوق بشر هستند، با افشای ماهیت حقوق بشر آمریکائی و اقامه دعوی در نهادهای قضائی بین المللی ، اقدامات لازم را برای تحت فشار قراردادن آمریکا اعمال نمایند.  
 

نویسنده: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید