«ترامپ» تهدیدی علیه صلح و امنیت در جهان

 صلح، عدالت، امنیت و حفظ کرامت انسانی مفاهیمی ارزشمند و دیرپا در جامعه بشری هستند که از دغدغه‌های جدی انسان‌ها در طول تاریخ بوده‌اند و از این رو، ساختن جهانی سرشار از عدالت، آرامش و همزیستی مسالمت‌آمیز، همواره آرمانی بزرگ برای بشریت به شمار می‌آمده است.
علی صادقی دبیر دپارتمان علمی مجمع جهانی صلح اسلامی در یادداشتی نوشت: در همین راستا همواره افراد، گروه‌ها و تشکل‌های متعددی تلاش می‌کردند تا مکانیسم‌های مختلفی را برای برقراری صلح و ایجاد امنیت در سطح داخلی و همچنین در ارتباط با جوامع و ملت‌های همسایه به وجود آورند. با شکل‌گیری نظام‌های سیاسی به نام دولت (کشور) و سپس ظهور انقلاب صنعتی و گسترش فناوری‌های نظامی و ارتباطی که تعاملات گسترده بین جوامع مختلف را به همراه داشت، امنیت جوامع نیز تحت‌الشعاع قرار گرفت و تهدیدات صلح نیز بسیار گسترده و مخرب‌تر از قبل شد.

شاید پس از بروز طاعون (مرگ سیاه) در اروپا، بتوان جنگ جهانی اول را مهم‌ترین تهدید علیه مردم جهان عنوان کرد که با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین صنعتی و جنگی به وقوع پیوست و پیام اختراع و ظهور فناوری‌های مخرب‌تر و نقض گسترده‌تر صلح و امنیت را به جهانیان گوشزد نمود. از این‌رو کشورهای جهان با تشکیل سازمانی جهانی (جامعه ملل) سعی کردند قوانینی جامع و جهان شمول را به تصویب برسانند که مانع از نقض صلح و امنیت و مانع از کشتار جهانیان گردد. دیری نپایید که این مکانیسمِ به ظاهر کارآمد نیز نتوانست در مقابل زیاده‌خواهی‌های برخی دولت‌ها و دولتمردان مقاومت کند و جنگی خانمان‌برانداز و خانمانسوز، گستره گیتی را از شرق تا غرب فرا گرفت.

پس از جنگ جهانی دوم که به کشته و زخمی شدن مردم بسیاری در کشورهای مختلف و نابودی زیرساخت‌های اقتصادی و فرهنگی انجامید، مجدداً جهانیان که زخمی و خسته از ناملایمات قرن بیستم شده بودند، تصمیم گرفتند این‌بار سازمانی نظام‌مند، قوی و حاکم بر مناسبات مختلف نظامی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را ایجاد کنند تا جهان دیگر شاهد نقض صلح و تهدید امنیت نباشد. این ساختار جدید که با نام «سازمان ملل متحد» بر شالوده جامعه ملل شکل گرفت، با هدف حفظ صلح و امنیت میان دولت‌ها بنیان نهاده شد تا دولت‌ها را از تجاوز به یکدیگر باز دارد و در صورت نقض این موارد، اقداماتی را برای مقابله با آن ترتیب دهد؛ ضمن آنکه به ضرورت وجود صلح در سطح ملی و داخل کشورها نیز توجهی اساسی داشته باشد.

بنابراین، سازمان ملل متحد که به‌عنوان مهم‌ترین سازمان جهانی در راستای حفظ صلح، امنیت و حقوق برابر ملت‌ها فعالیت می‌کند تاکنون فعالیت‌های مختلفی را (موفق یا ناموفق) در راستای وظایف، اهداف و آرمان‌های خود به انجام رسانیده است. از جمله اقدامات سازمان ملل که در راستای هدف مهم برقراری صلح و امنیت انجام گرفت این است که این سازمان، از سال 1981روز 21 سپتامبر مصادف با 30 شهریورماه هر سال را «روز جهانی صلح‌» اعلام کرد‌ تا «تمام جنگ‌ها و درگیری‌ها مشمول آتش‌بس قرار بگیرند، سلاح‌ها به زمین گذاشته شوند و از خشونت پرهیز شود.»

بنابراین، این روز فرصتی است تا مهم‌ترین عوامل ناقض صلح در جهان و فعالیت‌های مختلف صلح‌آفرین، بررسی و تحلیل شوند تا با شناخت نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهدیدات حوزه صلح، امنیت و عدالت، سازمان‌های جهانی از جمله سازمان ملل بتوانند به طور سازنده و کارآمد نقش خود را ایفا نمایند.
امسال در حالی ناقوس صلح در مقر سازمان ملل به صدا درمی‌آید که یکی از مهم‌ترین تهدیدات صلح، عدالت و امنیت جهان که به طور ویژه از ابتدای سال 2018 شاهد آن هستیم؛ اقدامات یکجانبه، غیرقانونی و غیرمنطقی «ترامپ» رئیس جمهوری ایالات متحده امریکا در عرصه بین‌المللی است. «ترامپ» با خروج از پیمان آب و هوایی پاریس، خروج از برجام، خروج از پیمان جهانی مهاجرت، خروج از پیمان تجاری شراکت فرا آتلانتیک (تی‌پی‌پی)، کناره‌گیری از یونسکو، تهدید به خروج از سازمان تجارت جهانی، اِعمال تحریم‌های تجاری ظالمانه و غیرقانونی و... باعث گردیده است قوانین مختلف بین‌المللی و در نتیجه ضرورت وجود سازمان‌های جهانی که با توافق اکثریت کشورهای جهان به رسمیت شناخته شده‌اند؛ از جایگاه متزلزل و شکننده‌ای برخوردار شوند و در درازمدت آسیب‌های فراوانی بر صلح و امنیت جهانی برجای گذارد.

سازمان‌های بین‌المللی نیز در برابر «دولت امریکا و شخص ترامپ» که به بهانه‌های واهی، تحریم و فشارهای غیرعادلانه اقتصادی و تجاری را بر شهروندان جهان تحمیل کرده‌اند و به بهانه منافع ملی زمینه‌های تضعیف امنیت جهانی را به وجود آورده است؛ عملکرد مناسبی نداشته‌اند؛ به گونه‌ای که می‌توان عملکرد سال 2018 جامعه بین‌المللی در زمینه صلح، عدالت و امنیت را بسیار ضعیف و حتی منفی عنوان کرد.

علاوه بر بی‌اعتنایی رئیس جمهوری امریکا نسبت به تعهدات و قوانین معتبر جهانی، متأسفانه شاهد دخالت‌های مختلف دولت امریکا در امور داخلی و رخدادهای ملی در برخی کشورها از جمله در امریکای لاتین، آفریقا و بویژه کشورهای غرب آسیا هستیم. در این میان، وضعیت غرب آسیا که از همان آغاز شکل‌گیری نظام دولت- ملت در این منطقه، همواره بحران آلوده‌ترین منطقه در ژئوپلیتیک جهانی بوده است؛ با دخالت‌های دولتمردان امریکا و به شکل اشغالگری نامشروع، جنگ‌های نیابتی و حمایت‌های نظامی غیرقانونی از هم‌پیمانان و متحدان خود یا حمایت از گروه‌های هم‌پیمان امریکا، بیش از پیش تشدید شده است؛ تا جایی‌که در حال حاضر کشورهای این منطقه یا میدان خشونت‌بارترین منازعات نظامی هستند یا به طور مستقیم و غیرمستقیم در آن‌ها درگیرند.

دولت امریکا و بویژه «ترامپ» رئیس جمهوری این کشور که ثابت شده است تصمیمی مبنی بر انسان دوستی، برقراری صلح و امنیت جهانی ندارند؛ همچنین با اقدامی دیگر یعنی انتقال غیرقانونی سفارت خود به بیت‌المقدس بار دیگر این منطقه پرآشوب و ناآرام را ملتهب‌تر از قبل کرده و آن را آماده انفجاری دیگر ساختند.

رئیس جمهوری ایالات متحده امریکا، به بهانه تأمین منافع ملی، حتی به خود اجازه داده است که از هرگونه فشار و تصمیمی حتی مغایر با حقوق اولیه بشر و انساندوستی بهره گیرد و برای پیشبرد منافع غیرمشروع و غیرقانونی خود، به استفاده از حربه تحریم‌های مختلف بویژه تحریم‌های اقتصادی و تجاری یکجانبه برای اعمال فشار روانی و فیزیکی و تحت فشار گذاشتن شهروندان مختلف در جهان، برای تن دادن به این خواسته‌ها، استفاده کند.

هر چند این اقدام منحصر به ترامپ نیست به طوری که یکی از ویژگی‌های تاریخ معاصر، ظهور امریکا به‌عنوان کشوری بوده که علاقه‌مندی و تمایل بسیاری به وضع تحریم علیه کشورهای هدف خود در راستای اهداف سیاست خارجی‌اش دارد. امریکا صرفاً از 1993 تا 1996بیش از 61 تحریم یکجانبه علیه 35 کشور وضع کرد که 42 درصد از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند.

خروج از پیمان و قراردادی که قبلاً به تأیید و تصویب رسیده یا عدم پایبندی به آن، مورد پذیرش هیچ فرد، دولت یا سازمانی نبوده و کاری غیرعقلایی، غیرمنطقی و ضد رویه‌های معمول انسانی و قانونی محسوب می‌شود. همچنین، اقدام به وضع تحریم‌های یکجانبه علیه هر کشوری نیز با پنج سند مهم بین‌المللی در تعارض است: منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، اعلامیه سازمان ملل در خصوص اصول حقوق بین‌الملل ناظر بر روابط و همکاری‌های دوستانه بین دولت‌ها، قطعنامه‌های متعدد درخصوص ممنوعیت اقدامات یکجانبه و قطعنامه‌های متعدد درخصوص تقویت همکاری‌های بین‌المللی در زمینه حقوق بشر.

بنابراین می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که اقدامات ترامپ در جهان پایان ندارد و با ادامه این روند شاهد شدت‌یابی بحران‌های تهدید کننده صلح، امنیت و عدالت در جهان خواهیم بود. بنابراین جهان معاصر – با وجود بسته شدن پرونده گروه تروریستی داعش و تروریسم تکفیری- به واسطه اوج گرفتن بی‌توجهی و عدم پایبندی «ترامپ» به قوانین و معاهدات بین‌المللی، تلاش امریکا برای انتقال داعش به افغانستان و قفقاز، مداخلات نامشروع دولت امریکا در امور داخلی برخی کشورها، بی‌توجهی سازمان‌های جهانی و برخی دولت‌ها به حوادث و رخدادهای جهانی در سایه فشارهای دولت امریکا همچون اوضاع اسفبار مردم مسلمان میانمار، حمایت از حملات غیرقانونی و کودک‌کشی در یمن، انتقال نامشروع سفارت این کشور به بیت‌المقدس، جنایات گسترده، تحریم و محاصره مردم مظلوم غزه و فلسطین که در سایه حمایت دولت امریکا صورت می‌گیرد، تحریم‌های ظالمانه و غیرقانونی و... وضعیت صلح در سال 2018 بسیار بغرنج‌تر و آسیب‌پذیر از قبل می‌نماید.

همه این‌ وقایع و رویدادهای جهانی در حالی انجام می‌شود که شاهد عملکرد ضعیف و منفعلانه جامعه جهانی و سازمان‌های مدافع حقوق بشر در تحقق صلح و عدالت جهانی هستیم.‌

نویسنده: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید