مجتبی مقصودی: راه تحقق صلح از عقلانیت می‌گذرد

اگر جوامع را به سه دسته جوامع سنتی، مدرن و فرامدرن تقسیم کنیم، درخواهیم یافت که عقلانیت در جامعه سنتی آنچنان که در دیگر جوامع حضور و بروز دارد، موضوعیت ندارد. ولی در جامعه مدرن، از آنجا که بحث حق، حقوق، قانون و... مطرح می‌شود، بیشتر مبتنی بر عقلانیت است. در جوامع فرامدرن هم «گفت‌وگو» و «مذاکره» شالوده اصلی صلح را تشکیل می‌دهد. چه در فضای مجازی چه در فضای واقعی. به‌نظر می‌رسد که جز جدا نشدنی صلح «عقلانیت» است.

1. یکی از انواع کنشگری‌های سیاسی و اجتماعی «صلح و مصالحه» است که در کنار آن، ما انواع و اقسام کنشگری‌های دیگری اعم از رقابت، مبارزه و... نیز داریم. اما آنچه در این فضا، «مصالحه» را بر دیگر انواع کنشگری‌های سیاسی و اجتماعی تفوق می‌بخشد، بهره‌مندی صلح از عقلانیت است؛ به عبارتی می‌توان گفت که راه تحقق صلح از عقلانیت می‌گذرد.
2. صلح و مصالحه می‌تواند ابعاد گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته باشد و ما با سطوح مختلفی از صلح مواجه هستیم؛ صلح در سطح فردی، اجتماعی، ملی و فراملی و فرامنطقه‌ای. واقعیت این است که جنگ، منازعه و مجادله، چندان نیازی به عقلانیت ندارند، در صورتی که برعکس آن استقرار، تحکیم و تثبیت صلح بیشتر به نگاهی عقلانی و آینده‌نگرانه نیاز دارد. مصالحه «عقلانی» است چون برای رسیدن به یک هدف بزرگ‌تر صورت می‌گیرد و «آینده‌نگرانه» است چون آن هدف بزرگتر ممکن است در آینده مطرح شود.
3. صلح، عفو، گذشت و ایثار نوعی اقدام عقلانی است چون ما را از ضرر و زیان‌های احتمالی در آینده مصون می‌دارد، به همین جهت صلح و مصالحه در برخی جاها وسیله‌ای برای دستیابی به اهداف دیگر مثل توسعه، برابری و... است اما گاه خود می‌تواند هدف باشد؛ به تعبیری، هم وسیله است و هم هدف، هم تاکتیک است و هم استراتژی. با توجه به اوصافی که گفته شد، در بطن صلح و مصالحه به نوعی حسابگری وجود دارد.
4. نکته‌ای که در این فضا نباید فراموش کرد این است که «مصالحه» انفعال و وادادگی نیست بلکه دقیقاً نوعی برخورد فعال نسبت به موضوعات و مسائل است. مصالحه در بطن خود جدای از عقلانیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نوعی اخلاق‌مداری سیاسی و پایبندی به ارزش‌ها و نوعی فضیلت و شجاعت است. اگر عقلانیت نمی‌بود، قطعاً هیچ‌کدام از این فضیلت‌ها موضوعیت پیدا نمی‌کرد. به این ترتیب، به‌نظر می‌رسد که اگر موضوع عقل و عقلانیت و نگرش عقلانی را از موضوع صلح حذف کنیم، دچار از جادررفتگی خواهیم شد.
5. اگر جوامع را به سه دسته جوامع سنتی، مدرن و فرامدرن تقسیم کنیم، درخواهیم یافت که عقلانیت در جامعه سنتی آنچنان که در دیگر جوامع حضور و بروز دارد، موضوعیت ندارد. ولی در جامعه مدرن، از آنجا که بحث حق، حقوق، قانون و... مطرح می‌شود، بیشتر مبتنی بر عقلانیت است. در جوامع فرامدرن هم «گفت‌وگو» و «مذاکره» شالوده اصلی صلح را تشکیل می‌دهد. چه در فضای مجازی چه در فضای واقعی. به‌نظر می‌رسد که جز جدا نشدنی صلح «عقلانیت» است.
6. عقلانیت در خلأ تعریف نمی‌شود، عقلانیت پیوسته است و در پیوند با منافع فردی، گروهی و اجتماعی قرار دارد. در این فضا، جامعه ایران در چارچوب هر نوع عقلانیتی که حساب کنیم، اهل مصالحه و گفت‌وگو است. به لحاظ تاریخی هم جامعه ایران همواره متصف به این صفت بوده است. تساهل و مدارا بخشی از فرهنگ جامعه ایران است اما وقتی منافع بعضی از گروه‌ها در این فضا وارد می‌شود، دست به تحریک و تشویق علیه مصالحه می‌زنند، آنان مذاکره و مصالحه را مساوی با «سازش» تلقی می‌کنند و می‌کوشند تا آن را مذموم جلوه دهند.
با همه اینها به‌نظر می‌رسد که جامعه ایران در چارچوب منافع ملی، فردی و گروهی خود صلح‌طلب است و این فرهنگ سیاسی، ظرفیت‌های زیادی برای مصالحه و گفت‌وگو دارد.

تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید