نماد صلحی که اثری از مصادیق صلح در آن دیده نمی شود

برپایی صلح در جهان، هدف مقدسی است که بسیاری از انسانهای بزرگ خود را وقف آن کرده و در این راستا با پیشگیری از تنش ها و تلاش برای گسترش همزیستی، از بروز جنگ جلوگیری کرده اند. لذا برای تشویق این انسانهای بزرگ، آلفرد برنهارد نوبل که از اختراع دینامیت شرمسار بود، در وصیتنامه خود قید کرد که جایزه صلح نوبل باید به کسانی اهدا شود که بیشترین یا بهترین تلاش ها را برای ایجاد دوستی میان ملت ها و حذف یا کوچک سازی ارتش ها نموده و یا موجب گسترش همایش های صلح در جهان شده اند. البته این وصیتی است که اجرای آن بسیار دشوار خواهد بود و یکی از بزرگترین مشکلات آن نیز تدوین و اجرای استانداردهای مرتبط با امور برقراری صلح است.
باید توجه داشت که دنیا مجموعه ای پیچیده است و تفاوتهای فراوانی در میان مردم آن وجود دارد. این موضوع موجب ایجاد نیاز به درک فراوان تفاوتهای مردمی است که دارای سوابق گوناگون هستند تا این یافته ها در شیوه های گسترش همزیستی و تعدیل و کوچک سازی ارتشهای جهان به کار گرفته شود. این اختلافات نظرها و تفاوت مواضع نشان دهنده این است که برقراری صلح جهانی دارای پیش زمینه های مرتبطی است. سازوکار حفظ صلح در جهان نیازمند ایجاد توازن و هماهنگی در منافع اقشار مختلف مردم جهان است و این امر متضمن درک بیشتر، مصالحه و توافق میان آنها و حتی تهیه تفاهمنامه های صلح خواهد بود. از همه مهمتر این که معیارهای برقراری صلح و پایبندی به آن باید از نقطه نظر تمام طرفین ذی نفع تهیه و اجرا گردد. لذا هرگونه اجبار و اکراه در این مفاهیم و اعمال قدرت در تدوین آنها موجب گسترش زورگویی و در نتیجه مانع از برقراری صلح خواهد شد.
بر اساس این معیارها می توان نتیجه گرفت که معیارهای کنونی اهدای جایزه نوبل و علی الخصوص ساختار و شیوه عملکرد کمیته داوری آن دارای هیچکدام از معیارهای قضاوت در خصوص صلح و برقراری آن نیست. ابتدا اینکه هیئت داوری جایزه صلح نوبل همه نروژی بودند و از سالها پیش از طریق انتخابات گروهی خاص از کشورهای غربی انتخاب شده اند. این موضوع که کشور نروژ سالهاست درگیر جنگ نشده و با قطعنامه ها و تصمیمات سازمان ملل مخالفتی ندارد، دلیل بر این نیست که نروژی ها درک بهتری از صلح دارند و یا ماهیت حفظ صلح در تفکر آنها نهفته است.
مسئله مهم تر این است که کلیه اعضای هیئت داوری جایزه نوبل دارای سوابق دولتی هستند. چهار تن از آنان وزرای کابینه دولت بوده و یکی از آنها رئیس مجلس نروژ بوده است. با توجه به اینکه این افراد در حال حاضر دارای حمایت مردمی لازم برای حفظ سمت قبلی خود هم نمی باشند، این سئوال مطرح می شود که اصولا چه کسانی آنها را به عضویت در کمیته داوری نوبل درآورده اند و به آنان صلاحیت قضاوت در خصوص صلح و سازش جهانی را داده اند.
نباید فراموش کرد که هیچکدام از این پنج نفر سوابق تحصیلی مرتبط با روابط بین الملل و یا سوابق شغلی مرتبط با مسائل جهانی ندارند. پس آنها در قضاوت خود، نقطه نظرات مختلف و متناقض اقشار جهان را در نظر نخواهند گرفت.
آیا این هیئت داوری سیاست پیشه و حتی تمام چهار میلیون نفر جمعیت نروژ اساسا صلاحیت قضاوت در امور مربوط به صلح جهانی را از طرف بیش از 6 میلیارد نفر جمعیت جهانی دارند؟ لذا باید نام این جایزه را به جای جایزه صلح جهانی نوبل، به جایزه پارلمانی نروژ تغییر داد.
برای اثبات این موضوع می توان به سوابق مضحک اهدای جوایز صلح جهانی بازگشت. در سال 1939 تحت فشارهای آلمان، کمیته نوبل نام آدولف هیتلر را در لیست منتخبین دریافت جایزه نوبل قرار داد. در سال 1989 این کمیته جایزه صلح نوبل را به دالای لامای تبتی اهدا کرد. شیمون پرز و اسحاق رابین جنایتکاران جنگی صهیونیست نیز به دریافت این جایزه نائل آمده اند. از دیگر دریافت کنندگان بدون صلاحیت این جایزه نیز می توان به الگور و اوباما اشاره کرد.
این تناقضات به حدی آشکار است که فردریک هفرمل، حقوقدان و فعال صلح نروژی، با انتشار کتابی تحت عنوان وصیت نامه نوبل تاکید کرد که کمیته نروژی اهدای جایزه صلح نوبل از قوانین و خواسته های آلفرد نوبل که در وصیت نامه او ذکر شده است، به صراحت و مکررا تخلف کرده است. در نتیجه اینگونه جوایز نه تنها ارتباطی با صلح و بنیاد همزیستی ندارند، بلکه برای لذت و خوشی برخی از غربیان پیش بینی شده تا از آنان حمایت بیشتری شود. انتخاب اوباما یا هیلاری کلینتون و رئیس اتحادیه اروپا برای دریافت این جایزه نشان دهنده خط مشی سیاسی این جایزه بوده و خوشبختانه مردم هر روز بیش از گذشته به بی اساسی و بی ارتباطی آن با مفهوم واقعی صلح پی می برند.

تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید