2011، همگرائی برای صلح عادلانه

2011، همگرائی برای صلح عادلانه

ایشان در یادداشتی اینگونه نوشته اند که حضرت مسیح در زمان حیات خود برای حاکمیت صلح در جهان،با جنگ آفرینان عصر خود مبارزه کرد و امروز نیز اگر دوباره ظهور کند برای تحقق صلح و جلوگیری از جنگ و تروریسم و نظامیگری قیام می نمود.

بر کسی پوشیده نیست که امروز بسیاری از رهبران قدرتمند مسیحی جهان که خود را پیروی مسیح می دانند،به آتش افروزی و برپائی جنگ پرداخته و در افغانستان،پاکستان،عراق و خاورمیانه به کشتار انسان های بیگناه و ترور شخصیت های صلح طلب مشغول هستند.

در قرون اخیر متاسفانه عده ای جنگ طلب، با استفاده از نام مسیح و روی آوردن به تفاسیر توراتی از انجیل ، یهود را قوم برگزیده خداوند خوانده و تاسیس حکومت جهانی یهود را مقدمه ظهور مسیح دانسته اند. این جریان که به مسیحیان صهیونیست موسوم شده اند، معتقدند که قبل از ظهور دوباره مسیح، استقرار صلح در جهان معنائی ندارد و مسیحیان برای تسریع در ظهور مسیح باید مقدمات جنگی بزرگ را فراهم آورند.برای صاحبان این اندیشه، جنگ، خشونت و ویرانی ،ضروری و مباح است و برپائی جنگ هائی از قبیل تجاوز به افغانستان و عراق و فلسطین و ظهور مسیح،لازم و ملزوم یکدیگر هستند.این تیره ،آیه های انجیل به گونه اى تفسیر می کنند که نتیجه به سود یهودیت افراطی و صهیونیسم باشد. آنان به جاى اینکه انجیل مفسر تورات باشد، تورات را به عنوان مفسر انجیل تلقی کرده اند و به دنبال خلق دو جبهه معارض در عالم مسیحیت و ایجاد اختلاف میان مسیحیان هستند.

خوشبختانه امروز اکثریت مسیحیان جهان از جمله کاتولیک ها ،ارتدوکس ها و حتی بخشی از پروتستان ها با نگرش جنگ طلبانه مسیحیان صهیونیست نسبت به جهان و بشریت مخالف بوده و در سایه گفتگوهای مستمر با یکدیگر و دیگر ادیان الهی همچون اسلام ، خطرات اشاعه تفکر مسیحیان صهیونیست را برای صلح جهانی را درک کرده اند.به عبارت دیگر،رویکرد افراطی مسیحیان صهیونیسم موجب همگرائی بیشتر اندیشه های صلح طلبانه رهبران مسلمان و مسیحی شده و موضع مثبت واتیکان و کلیساهای ارتدکس نسبت به اقدام موهن قران سوزی در چند ماه اخیر نمونه ای از این همگرائی می باشد.

واقعیت این است که پیروی از ادیان الهی به تنهائی برای مقابله با جنگ کافی نیست ، بلکه تحقق این هدف،مستلزم کوشش خستگی ناپذیر همگانی برای دستیابی به صلح عادلانه و پایدار و غلبه بر تجاوز و اشغال گری می باشد.در این مسیر اعتقاد پیروان ادیان الهی به ظهور منجی و بخصوص باور مسلمانان به ظهور حجت حق و ایجاد جامعه ای الهی و فارغ از شرک و تباهی در پایان تاریخ، موجب ایجاد انگیزه و اراده برای حرکت به سوی مدینه فاضله ای که مظهر همه کمالات و خیرات و زیباییها خواهد شد.

امید است سال 2011 سال تقویت همگرائی مسلمانان و مسیحیان برای مقابله با دشمن مشترک یعنی تفکر مسیحیت صهیونیست و تلاش مشترک برای مقابله با جنگ طلبی و خشونت و استقرار صلح عادلانه در جهان باشد.

پیام امام موسى صدر در 22دسامبر 1977مطابق با اول دى 1356 که نشانگر اعتقاد رهبران مسلمان حتی در سال های دور نسبت به ضرورت مشارکت مسلمانان و مسیحیان برای برقراری صلح جهانی،حسن ختام مناسبی بر این مقال می باشد.ایشان می گوید:[1] "صلح میعادگاه تاریخى و اجتناب ناپذیر مسیحیان و مسلمانان است؛ چه، از لحاظ تاریخى، نزدیکى میان پیروان اسلام و مسیحیت ضرورت یافته است، به ویژه هنگامى که صهیونیسم ظهور یافته و دندان هاى زهرآگین خود را نشان داده و چنگالهاى خود را به سوى سرزمین ما دراز کرده، آن هم نه فقط براى برافروختن آتش اختلافات مذهبى در کشور و منطقه ما، بلکه مى خواهد این منطقه را به انبار مهمات و دولتهاى کوچک مذهبى تقسیم کند و نه فقط دین ما و مسیحیت را بلکه سیماى دین والاى خود را که مورد احترام ماست و ما پیامبر راستین آن را مقدس مى شماریم مخدوش سازد و میراث مسیحیت و اسلام و تاریخ، تمدن، فرهنگ و ارزشهاى آن دو را بار دیگر به بازى گیرد."

تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید