راه نجات اسلام اتحاد علما، اندیشمندان و مسوولان است

افراط گرایی دینی بزرگترین خطری است که از دو دهه قبل جوامع بشری به ویژه کشورهای منطقه را تهدید می کند. این خطر امروز بیش از هر زمان دیگر در سوریه و عراق نمود یافته است.

دکتر صادق آیینه وند، استاد برجسته تاریخ اسلام و رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در گفت و گو با شفقنا دلیل ظهور این گروه های تروریستی در جهان اسلام را تشتت آرا و احکام یعنی اختلاف نظر بسیار میان علما می داند و می گوید: در جهان اسلام وحدت و برنامه مشخصی وجود ندارد به همین دلیل امروز گروه های افراط گرا در جهان اسلام تبدیل به فتنه ای شده اند که به نام اسلام جنایت می کنند، فکر را منحرف می کنند و ضد تمدن هستند، ما باید با اتحاد بدنه تصمیم گیری آنها را از بین ببریم تا آنان نتوانند در شام و عراق حکومت و شهرها را تصرف کنند. باید این گروه ها را منزوی کنیم و تفکرات آنها را از بین ببریم و به تعبیر دیگر آنها را از صحنه خارج کنیم تا دیگر فساد ایجاد نکنند.

او تحقق وحدتی منسجم در جهان اسلام را منوط به اتحاد میان سه گروه علما، دانشمندان و مکتشفان و مسوولان جهان اسلام عنوان می کند و معتقد است: همه مسایل جهان اسلام مربوط به علما نیست بلکه دانشمندان، مکتشفان و مخترعان هم باید با هم وحدت داشته باشند. علما تنها بخش معنوی، معرفتی و هدایتی جهان اسلام را اداره می کنند و وظیفه بخش تکنولوژی، تمدن سازی و توسعه آینده برعهده دانشمندان و اندیشمندان است. گروه سوم مسوولان جهان اسلام هستند، آنها باید برای همه احترام قائل باشند. علما و دانشمندان را گرد هم جمع کنند، شهرک های علمی بزرگ تاسیس کنند و در خلال سمینارها و نشست های خاص به نتیجه مطلوب برسند و آن را به روشنی اعلام کنند.

متن گفت وگوی شفقنا با دکتر آیینه وند را می خوانید:

* امروز جهان اسلام شاهد ظهور موجی از افراط گرایی است، افراط گرایی که در هر زمانی با یک نام جدید ظهور کردند و به صحنه آمدند. اگر نگاهی تاریخی نسبت به این معضل داشته باشیم، اولین بار در چه مقطع زمانی ذکری از افراط گراها آورده شده است؟

آیینه وند: در این بحث به تاریخ انبیاء و زمان حضرت موسی، عیسی و ابراهیم(ع) نمی پردازم. در تاریخ اسلام حرکت هایی که نوعی خشونت، عدم تعادل و تحمیل فکر و عقیده بر دیگران را دامن می زند، مربوط به رده می شود. پس از حرکت رده، حرکت های دیگری چون خوارج و قراء شروع شد. افراد این سه دسته کسانی بودند که نوعی خشونت در بیان عقاید خود داشتند و از حیث معرفت، عقل و پایه های علمی در سطح بسیار پایینی بودند و سعی می کردند روی یک تمسک ظاهری افکار خود را بر دیگری تحمیل کنند؛ همین مساله باعث ایجاد مشکلاتی شد و اثرات خود را در جهان اسلام گذاشت. مثلا حرکت های رده منجر به کشته شدن مسلمانان شد و مشکلاتی را پدید آورد. یازده نقطه از جهان اسلام در شبه جزیره عربی دستخوش حرکت های ارتداد شد؛ این افراد مرتد زیر بار قانون، دین اسلام، تحمیل صدقات نمی رفتند مگر در بعضی از موارد؛ همه ادعاهای این گروه ها مبنای قانونی، حکومتی و نظم اجتماعی نداشت.

تفکر خوارج، تفکری بود که از یک طرف می گفتند مدیریت جامعه باید به صورت شوری باشد  و این شوری به دست همه افراد بوده و ثالث و غیرثالث بتوانند انتخاب کنند. در حقیقت این گروه یک نوع درک خاصی از دموکراسی داشتند، اما نگاه دموکراسی آنان تنها متوجه یک قبیله خاص یعنی قریش بود. آنها نمی گفتند همه اصحاب عقل و علم بنشینند و یک تصمیم بگیرند، بلکه معتقد بودند که حکومت برای خداست و غیر خدا کسی نمی تواند حکم کند؛ آنان بر این مساله معتقد بودند، اما نمی دانستند خدا با چه ابزاری باید این اقدام را انجام دهد. به تعبیر دیگر درک درستی از مدیریت جامعه نداشتند و مسایل را بر دیگران تحمیل می کردند؛ اگر کسی خلاف عقاید آنان بود، سعی می کردند او را از لحاظ جسمی، فیزیکی و فکری از بین ببرند. این افراد به دلیل نگاه معرفتی پایین دست به خشونت و اسلحه می زدند.

گروه سوم یعنی قراء، کسانی بودند که تمسک خاصی داشتند و دست به تفسیرهایی می زدند که درک محدودی از قرآن داشت. آنها درک محدود خود را به همه جامعه تحمیل می کردند. این گروه در مقابل بنی امیه بودند ولی در مقابل خلفای دیگر هم می ایستادند و معتقد بودند، همین درکی که ما از جامعه داریم، باید در همه جامعه سریان و جریان پیدا کند و با تکیه بر نگاه محدود خودشان می خواستند حاکمیت ها را به نفع و با فکر خودشان همساز و دگرگون کنند.

* افراط گرایان رده و  قراء  مربوط به چه دوره ای هستند؟

آیینه وند: رده از زمان خلافت خلیفه اول بود؛  قراء  در عصر امیرالمؤمنین و عثمان تشکیل شد و به تدریج در عصر بنی امیه ادامه یافت و شورش ها و حرکت هایی را به راه انداختند.

* افراط گرایی از نوعی که در دهه های اخیر بسیار دیده می شود همچون داعش و بوکوحرام، پدیده ای نوظهور هستند یا ادامه افراط گرایی در تاریخ اسلام همچون خوارج، رده و  قراء محسوب می شوند؟

آیینه وند: ادامه همان هاست. نشیب و فراز فکر و اندیشه در جهان اسلام از نیمه دوم قرن اول هجری شروع شد و به تدریج اوج گرفت. ظهور و خفای این اندیشه ها از عواملی تغذیه می کند؛ این عوامل همان هایی هستند که وقتی یک مجال پیدا می کنند و امکانات، ظرف و شرایط برایشان فراهم می شود، خود را نشان می دهند. این امر در بطن جامعه و تفکرهای دینی حتی تفکرهای ایدئولوژیکی مثل نازیسم، فاشیسم و مارکسیسم وجود دارد و تنها خاص ادیان الهی نیست. منتها چون اعمال و رفتار این گروه های افراطی به گونه ای است که با تکیه به دین و به نام خداوند کشتار به راه می اندازند، خطر آنها بیشتر است. این گروه ها از طریق فتوا، با نام خداوند، پیامبر و قیامت این کار را انجام می دهند اما فاشیسم برای پاکی نسل ها این کار را انجام می دهند و حاکمیت فکری آنان زیاد تکیه گاه الهی ندارند این است که در همه ایدئولوژی ها معمولا یک نوع تندروی وجود دارد؛ ما باید همه موضوعات و مسایل را با مقیاس اعتدال تعبیر کنیم.

به طور مثال مالک بن نبی متفکر الجزایری پیش بینی کرده بود که ایدئولوژی مارکسیسم و اسلام با هم رقابت دارند و مارکسیم از بین می رود و جهان اسلام حاکم می شود منتها او نگاهش معرفتی و تمدنی بود ولی چون نگاه معرفتی و تغذیه ای حاکم نشد و حرکت های انقلابی که در جهان اسلام پدید آمد از بستر انقلاب وارد شد نه از بستر معرفتی و اسلام. پس از حرکت های انقلابی زمینه ای فراهم شد تا تندروی در جهان اسلام صورت گیرد. بی برنامه گی و تعامل غرب با این تفکر این امر را بیشتر دامن زد. فاصله و تولید تمدنی و تکنولوژی هم یک نوع حقارت را به بخش های جهان اسلام و غیر اسلام تحمیل کرد. همه این موارد دست به دست هم داد و یک حرکت خشک سرانه عقب گرایی به نام اسلام مبتنی بر همان اعراب بدوی رخ کشید.

در قرآن کریم دو نگاه وجود دارد، نگاه اعراب بدوی و نگاه عربی؛ نگاه اعرابی همان نگاه بادیه نشینی است که مانند همان حرکتی که اشاره کردم، رده و  قراء و خوارج پدید آمدند. نگاه تمدنی که براساس عربی مطرح است، تمدن ساز است که در یمن، ایران، عراق و مناطق مختلف وجود داشته است.

نگاه ابتدایی که در عصر خلافت خلفا و اعراب بدوی به اسلام آمد، هنوز علم، تمدن، معرفت و درک را نمی شناخت بنابراین یک حرکت های تندی نسبت به آنها شکل گرفت و میدان دار شد. این میدان داری در عصر معاصر به دلیل حرکت های انقلاب بود که به نام بهار عربی پدید آمد. در این میان متاسفانه غرب به خوبی مدیریت، حرکت و پشتیبانی نکرد. غربی ها ابتدا از گسترش این تفکر استقبال کردند و به آنها کمک کردند ولی بعدها این تفکر را رها کردند. در حقیقت یک بسترهای دیکتاتوری که در جهان عرب حاکم بود، از بین رفت و به جای آن یک آنارشیسم بدوی و ابتدایی شکل گرفت. مثلا قذافی در لیبی از بین رفت و صدها قذافی پدید آمد که اسلحه هم به دستشان افتاد.

در جهان اسلام بعضی از گرایش های اسلامی مانند اخوان المسلمین خوب عمل نکردند و جانشین آنها دیکتاتور شد. در حقیقت این هرج و مرج ها ناشی از این بود که سلسله انقلاب هایی که در جهان اسلام رخ داد غیر از انقلاب اسلامی که یک نگاه معرفتی بنیادی و تمدنی داشت، توانستند به تمدن سازی معرفتی جهان اسلام و ابعاد آن حاکم شوند، در نتیجه یک موج خشونت پا گرفت و این موج حرکت کرد، این موج خشونت در حقیقت یک تندروی افراطی را پدید آورد و در بعضی از کشورها مانند سوریه و عراق تغذیه شد و اوج و موج خود را در عراق و توسط داعش و به تعبیر خودشان خلافت اسلامی نشان داد.

این مساله که آغاز این گروه های تندرویی مثل داعش، القاعده و النصره چگونه بوده است، حائز اهمیت است چون مقداری نگاه مافیایی هم در آن دیده می شود. ما نمی توانیم بگوییم که نسبت به ماهیت گروه های تندرو سر نخ خیلی روشنی داریم مثلا ما در جهان اسلام منافقین، خوارج را پیچیده و مبهم دیدیم ولی سر نخشون دست افراد دیگر است و باید پشت پرده جریان های دیگر را جست و جود کرد. در مورد گروه های تندرو نیز به همین صورت است. عوامل پول شویی، قاچاق و فساد در جهان اسلام و غرب می تواند پشتیبان این حرکت ها باشند. چرا که به تعبیر امام علی در درون این گروه ها دین وجود ندارد. به همین دلیل امام علی در مورد خوارج تعبیر بی دینی می کند و می فرماید: «همانطور که از دین خارج می شوند مثل تیری است که از کمان پرتاب می شود.» بنابراین حرکت ها به اسم دین مطرح نیست و اینکه چرا از دین تغذیه می کنند این خودش جای سوال دارد. مثلا آدم کشی، قتل مردم و آواره کردن به بهانه هایی که هنوز مقبولیت ندارد در کجای شرع آمده است!؟ من فکر می کنم که تغذیه آنها از همین هرج و مرج ها و پشتوانه مافیایی، پول شویی، فساد و قاچاق است و هیچ بستر دینی ندارد. بخش هایی ممکن است که بستر دینی داشته باشد که علت آن همانطور که اشاره کردم مربوط به احساس فاصله با تمدن غربی است که می خواهند آن را پر کنند. مثل دو نفر که در یک مدرسه درس می خواندند، یکی به اوج قدرت و امکانات رسیده و برج شیشه ای ساخته و دیگری معتاد است و در خرابه هایی روزهای خود را می گذراند. فرد معتاد نمی تواند این فاصله را پر کند چون فکری داشته و کاری نکرده است، تنها کاری که انجام داده، این است که سنگ بردارد و شیشه فرد ثروتمند را بشکند. این همان احساس حقارت است که انسان آن را احساس می کند. ما به جای جنگ با تمدن غرب باید به همگان بگوییم که اسلام یک دین تمدن ساز است و وجه تمدنی آن را برای جهان اسلام و رشد مطرح کنیم. در نیجریه یک گروهی به نام بوکوحرام، «غرب حرام» وجود دارد. چرا باید تصور کرد که تکنولوژی غرب حرام است!؟ ما به جای این تفکرات باید عقاید معرفتی و دینی، اقتصاد شکوفا، تکنولوژی برتر و تمدن والا ایجاد کنیم تا بتوانیم با یکدیگر تقابل کنیم. بنابراین وقتی احساس فاصله و آنارشیسم در جهان اسلام پدید آمد، هر دو دست به دست هم دادند و یک حرکت وحشیانه خشنی را بر جهان اسلام با نام های مختلف القاعده، جبهه النصره، داعش و فردا هم نام های دیگر تحمیل کرد. این گروه های افراطی پایگاهی ندارند و فقط از اختلاف جهان اسلام تغذیه می کنند. اینها میکروب هایی هستند که به بدن جهان اسلام تزریق شده است. اگر جهان اسلام وحدت و قدرت داشته باشد، تعریف منطقی از آینده خود بدهند، تمدن سازی را در مسیر خود قرار دهد و ستیز با غرب و غیر غرب بر اساس مبنای معرفتی داشته باشد نه مبنای علمی و تکنولوژی می توانند فعالیت این گروه ها را برای همیشه کاهش دهند. اگر ما یک تعریف از داده ها و علم برای خود و یک استراتژیک روشنی برای آینده داشته باشیم، اتحادی در جهان اسلام دیده می شود و ما در این حین آموزش معرفتی به جوانان خود می دهیم. جوان غربی که از غرب فرار می کند و به جبهه داعش و القاعده می پیوندد، جوانی است که در جاه طلبی و تمدن ماشینی غربی ضربه خورده است. در واقع تمدن خشک و تکنولوژی، سرکشی و بی رحمی غرب، بخشی از مردم را از فرهنگ و معنویت دور کرده است.

* گروه های به ظاهر اسلامی چون داعش، به بهانه توسعه و شناساندن دین اصلی محمد(ص) دست به اقدامات وحشیانه ای می زنند و تنها چهره خشنی از اسلام را به تصویر می کشند. هدف و انگیزه اصلی این گروه ها چیست؟ چگونه می توان در برابر این گروه ها الگوی صحیحی از انسان کامل مد نظر ادیان ارایه داد؟

آیینه وند: گروه های افراطی دو دسته هستند؛ یک دسته آنها مافیایی هستند که ما به آنها کار نداریم اما دسته دیگر تحقیر شده های عقب مانده ارتجاعی هستند که می خواهند به قدرت برسند. برداشت آنها از دین اسلام همان است که گردن بزنند و کشتار راه اندازند تا همه بدون داشتن نگاه معرفتی و اقناع تسلیم شوند. نگاه خشن، احمقانه، ظاهری و اجباری به دین، آسیب ها و پنهان کاری های بسیاری را به دنبال دارد. دین باید براساس معرفت، اقناع و درک درست از جهان هستی و خدای تبارک و تعالی باشد. پس از این مرحله، آینده باید روشن باشد که می خواهد به کدام سرانجام اندیشه حرکت کند و به کجا برسد. در صورت پدید آمدن این درک در انسان، مسلم و تسلیم خدا می شود، اما اگر این درک نباشد، نگاه به دین یک نگاه منافقانه خواهد بود که در بعضی مذاهب قشری، ظاهری و حتی امروز در جهان اسلام عرب دیده می شود. درک این گروه از دین این است که مردم باید تسلیم شوند و کفار از بین بروند؛ حتی در میان فتوحات هم جرقه هایی از این نوع تفکر وجود داشته و دست به کشتار می زدند. اکنون این مسایل بسیار علنی شده است. در فتوحات و اسلام بدوی نجدی، فرماندهان و اصحابی در سپاه اسلام بودند که گاهی اینگونه اقدامات از دست آنها رد و انجام می شد اما این گونه حرکات چندان گسترده نبوده است. به طور مثال در جنگ ایران و اعراب، تفکر آن ایرانی که شراب می خورد و با شمشیر به فتوحات حمله می کرد، این بود که ما ایرانی هستیم، باید تمام اینها را بکشیم، زنان آنها را اسیر کنیم، اموالشان را ببریم و سرزمین را بگسترانیم.  اگر از آنها سوال می شد که می خواهند چه کار کنند، نمی دانستند؛ در صورتی که رسول خدا(ص) همواره دستور می داد که «به نام خدا و برای خدا حرکت کنید. آب دشمن را مسموم نکنید. شبیخون به دشمن نزنید، لا اله الا الله را مطرح کنید، دینتان را بگویید؛ اگر پذیرفتند برگردید و اگر نپذیرفتند با آنها قرارداد ببندید. پیرمردها را نکشید، هیچ کس حق ندارد نگهبان معابد یهودی و ایزدی را بکشد. حق و حقیقت را بگویید اگر پذیرفتند برگردید و اگر نپذیرفتند با آنها مصالحه کنید و اگر با شما جنگ کردند، جنگ کنید».

موارد گفته شده، برنامه رسول خدا(ص) در فتوحات است که امروز به هیچ یک از آنها عمل نمی شود. بخش هایی از فتوحات از نگاه بعضی از فقهای بزرگ زیر سوال می رود. یکی از فقهای بزرگ اسلام که از کشتن مردم بسیار ناراحت است، می گوید: «خداوند، مردم را خلق کرده تا ما بکشیم؟! ما چه مجوزی داریم؟ اگر کسی مانع تبلیغ شد، در مقابل او می ایستیم و اگر سر جنگ داشت با او می جنگیم». به این معنا که ما هیچگاه اولین حمله کننده نخواهیم بود بنابراین این رفتار نه مبنای سیره رسول خدا(ص)، نه فتوحات و نه مبنای دینی، تاریخی و تمدنی دارد. اسلام در عملکر خود به تمدن و ارزش های تمدنی اقوام توجه می کند. این یک مساله من در آوردی غیر دینی و غیر اخلاقی است که آبروی اسلام را هم زیر سوال می برد. بزرگترین ضربه ای که امروز مسلمانان از گروه های تروریستی می خورند، در صد سال گذشته تجربه نکرده اند. همین که این گروه ها، ایزدی ها را تار و مار می کنند، معابد مسیحی را نابود می کنند، خلاف سیره رسول خدا(ص) عمل می کنند، بدترین ضربه ای است که به دین مبین اسلام می زنند و جلوی اسلام را می گیرند. در طول تاریخ اسلام هیچ وقت مسیحیت رقیب اسلام نبوده است چرا که آنها قوی نبودند و هیچ وقت نتوانستند رقیب جهان اسلام شوند.

* فرمودید بهار عربی اشتباه جهان اسلام بوده و آنها باید از راه معرفت شناسی دینی وارد می شدند. امروز که جهان اسلام شاهد حضور گروه های تندرو و افراط گراست، بهترین راه برای توسعه دین و معرفت شناسی کدام است؟

آیینه وند: تنها راه این است که یک بخشی از جهان اسلام یعنی علمای دین، مراجع و نخبگان  حرکت کنند. ما باید همه کسانی را که به اسلام اعتقاد دارند، هدایت کنیم و به مردم نشان دهیم که از آنها دفاع می کنیم. این گروه ها باید کنگره بگذارند، با هم متحد شوند، چارچوبی برای تبلیغ جهان اسلام بیان کنند و برنامه ای برای آینده داشته باشند. منظور از متحد بودن این است که فتوا دادن در سوریه، نجف و قم به یک صورت و یکپارچه باشد و جهان اسلام با تشتت آرا مواجه نباشد. مثلا در یک کشور کوچک که پول و چاه های نفت به آن سرازیر شده و از قبل آن تروریست تربیت می کند، شاهد هستیم که بعضی از علما این حرکت را تایید می کنند، برای خود تشکلی درست کرده اند و این تشکلات بلایی برای دین اسلام شده است بنابراین ضروری است که شیعه نجف و قم و اهل سنت الازهر با یکدیگر متحد شوند و یک استراتژیک روشنی برای هدایت و تربیت جهان اسلام تصویب کنند.

از سوی دیگر دانشمندان جهان اسلام، روشنفکران، عالمان و همه کسانی که به عزت اسلام اعتقاد دارند و جنگشان یک برنامه تمدن ساز معرفتی است و همچنین جامعه شناسان، روان شناسان و فیلسوفان باید جمع شوند، این حرکت را آسیب شناسی کرده و یک برنامه ریزی مدون شده ای برای 20 سال آینده جهان اسلام تدوین کنند. امروز ما به دلیل اینکه برنامه درستی نداریم، رها شده هستیم و نمی دانیم می خواهیم چه کنیم و به کجا برسیم. برای اینکه بتوانیم لذت و عظمت را بر جهان اسلام حاکم کنیم و ضعف و خودباختگی را از بین ببریم الگوی تمدنی مناسبی در جهان اسلام نداریم. ما باید یک ترسیم هدایتی برای جهان اسلام و یک اسلام معقول و معمول باید داشته باشیم که مورد پذیرش خود ما هم باشد و دیگران هم به آن علاقه داشته باشند یا به این اسلام روی بیاورند و اعتقاد پیدا کنند یا اسلام را تحمل کنند و آن را به عنوان یک دین معرفتی معقول بپذیرند.

*شواهد نشان می دهد که ما با وجود اینکه از الگوهای اعتدالگرا برخوردار هستیم، مانند حضرت علی(ع) که در عدالت و اعتدال زبان زد هستند. چرا تا به امروز موفق نبودیم و نتوانستیم اعتدال و میانه روی را ایجاد  کنیم، اشکال از کجاست؟

آیینه وند: اشکال این است که جهان اسلام تشتت آرا و احکام دارد یعنی اختلاف نظر علما بسیار فراوان است و در جهان اسلام وحدت و برنامه مشخصی وجود ندارد. همه مسایل جهان اسلام مربوط به علما نیست بلکه دانشمندان، مکتشفان و مخترعان هم باید با هم وحدت داشته باشند. علما تنها بخش معنوی، معرفتی و هدایتی جهان اسلام را اداره می کنند و وظیفه بخش تکنولوژی، تمدن سازی و توسعه آینده برعهده دانشمندان و اندیشمندان است. این دو گروه باید با یکدیگر متحد باشند. گروه سومی که باید اشاره کرد مسوولان جهان اسلام هستند، آنها باید برای همه احترام قائل باشند. علما و دانشمندان را گردهم جمع کنند، شهرک های علمی بزرگ تاسیس کنند و در خلال سمینارها و نشست های خاص به نتیجه مطلوب برسند و آن را به روشنی اعلام کنند. مثلا در جهان مسیحیت غرب چند بار سمینار گذاشته شد و جهان مسیحیت خود را اصلاح و مبنای عقیدتی خود را روشن کرد. ما هم به اصلاح عقیده نیاز داریم. باید بدانیم که چه الگوهایی را مطرح کنیم. مثلا روانشناسان و جامعه شناسان جهان اسلام باید برای ما تفسیر کنند که امروز مقتضا ایجاب می کند که مجازات ها به چه صورت باشد.

برنامه ریزی و وحدت در جهان اسلام به درستی انجام نشده است و هر کس برای خود کاری می کند و همین تشتت آرا فرصت ها را از بین می برد. اینکه یک مفتی در فلان کشور فتوا می دهد که راننندگی زن حرام است، نشان دهنده عدم وحدت و بی توجهی به مسایل مهم است، حرام اعلام کردن رانندگی زن، ناشی از یک عقب ماندگی است یا اینکه رانندگی زن چه ارتباطی به عقیده و جهان اسلام دارد. اگر ما مبناهای معقول داشته باشیم و کتاب و سیره رسول خدا را براساس مقتضای امر واقع، ترسیم کنیم و در انجمن ها، سمنیارها و گفت وگوها به یک ترسیم روشن برسیم و پس از آن علمای جهان اسلام آن را تایید و امضا کنند و به صورت یک برنامه و الگوی کلی، هدایتی و عقیدتی برای جهان اسلام روشن و روز آمد شود. دانشمندان و مخترعان جهان اسلام نیز باید ترسیمی از تمدن تکنولوژی جهان اسلام برای مقابله با رقبا مطرح کنند و سرانجام سران جهان اسلام با هم متحد شوند و آنها را اجرا کنند.

*جهان اسلام در یک بحران قرار گرفته است، اگر امروز بخواهیم منتظر بمانیم که این سه گروه با هم متحد شوند، زمان از دست می رود و مشخص نیست که برای جهان اسلام چه سرنوشتی رقم می خورد، شاید این هماهنگی و اتحاد باید از زمان های گذشته صورت می گرفت.

آیینه وند: این راه نهایی بود که عرض کردم. راه حل کوتاه مدت این است که موقتا علما و دانشمندان جمع شوند و یک سمیناری بگذارند و با این تندروی ها و اختلاف افکنی ها در جهان اسلام مقابله کنند. ماهواره ها و شبکه های ماهواره ای سعی دارند شیعه و سنی را به جان هم اندازند، اما هر دو مذهب باید هوشیار باشند، به یکدیگر حمله نکنند و به محترمات یکدیگر احترام بگذارند. شیعه و سنی باید بدانند که عوامل وحدت میان این دو آنچنان زیاد است که اختلافات در قبال آن چیزی نیست بنابراین چرا باید به دنبال اختلافات برویم. شکل نماز خواندن مهم نیست بلکه مهم نیتی است که انسان برای عبودیت خداوند دارد. اگر نماز الهی و خالص باشد، خداوند هر دو شکل را قبول می کند. «لكم دينكم ولي الدين».

*اگر بخواهیم خوشبینانه نگاه کنیم و بگوییم که این راه حل کوتاه مدت و بلندمدت محقق خواهد شد، اما برخی می گویند شاید جهان اسلام بتواند آسیب های این گروه ها را کمتر کند اما آنها از بین رفتنی نیستند. نظرتان در مورد این مساله چیست؟ آیا ما تا ابد شاهد حضور این افراط گراها خواهیم بود؟

آیینه وند: تصور اینکه ما ریشه همه چیز را در بیاوریم، درست نیست، گروه هایی این چنینی در غرب هم وجود دارد اما مهم این است که آنها تعیین کننده نیستند. امروز گروه های افراط گرا در جهان اسلام تبدیل به فتنه ای شده اند که به نام اسلام جنایت می کنند، فکر را منحرف می کنند و ضد تمدن هستند، ما باید با اتحاد بدنه تصمیم گیری آنها را  از بین ببریم تا آنان نتوانند در شام و عراق حکومت و شهرها را تصرف کنند. باید این گروه ها را منزوی کنیم و تفکرات آنها را از بین ببریم و به تعبیر دیگر آنها را از صحنه خارج کنیم تا دیگر فساد ایجاد نکنند.

*شیعیان اسوه ای همچون علی(ع) دارند که در تفکر و شیوه عمل در تمام زمینه ها بی نظیر بودند. در زمان حضرت علی نیز افراط گراها وجود داشتند، از چه قسمت هایی از شیوه رفتار و عمل علی(ع) برای مقابله با افراط گراهای امروز می توانیم استفاده کنیم؟

آیینه وند: منطق امام علی همانطور که در مقابله با خوارج فرمود، این بود که با آنها بحث، مجادله و مبارزه کنید تا تفکر افراط گراها روشن و مردم آگاه شوند. مرحله بعد اینکه تا زمانی که آنها علیه جهان اسلام، مردم و جوامع شمشیر نکشیدند، بگذاریم مردم حرف هایشان را بشنوند و خودشان قضاوت کنند. حقوق آنها را قطع نکنیم و حالت کینه توزانه به آنها ندهیم تا خود را از جهان اسلام جدا بدانند و بخواهند با حمله کینه توزانه مقابله کنند. تا زمانی که آنها دست به حرکت مسلحانه نزده اند با آنها گفت وگو کنیم و پاسخ به آنها با استناد به قرآن و سیره رسول خدا باشد. نگاهی که در ذهن آنان هست را خنثی کنیم و نگاه معقول و معرفتی به آنها بدهیم. به طور کلی باید گفت حمله، فشار و تهدید این گروه ها در هیچ دوره ای جواب نداده، در این دوره نیز راه حل اصلی نخواهند بود. گروه های افراطی به نتیجه نخواهند رسید اما برای جهان اسلام هزینه ایجاد می کنند و باید از راه منطقی با آنها مقابله کرد. این شیوه ای بود که امام علی(ع) در مقابله با خوارج به آن عمل کرد و موفقیت آمیز بود، نشانه این موفقیت هم عدم حضور و تصمیم گیری خوارج در صحنه حیات اجتماعی، سیاسی و نظامی جهان اسلام بود. باید به این نکته اشاره کنم که گروه های افراطی که امروز در جهان اسلام سر در آورده اند، مانند گروه های خوارج، رده و قراء از مسیری که برای خود در نظر  گرفته اند، منحرف خواهند شد چرا که این گروه ها نمی توانند قواعد اجتماعی را بپذیرند بنابراین خلاف این قواعد حرکت می کنند. آنان برای حرکت های خود نیت خالص و مبنای معرفتی و الهی ندارند و جاهل هستند.

نویسنده: مرجع: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید