تشکیل دولت ائتلافی برای بحران یمن

یک کارشناس مسایل بین الملل با بیان اینکه هیچ کدام از گروه ها در یمن نمی توانند به تنهایی به قدرت برسند اظهار کرد: اساسا در یک جامعه عشیره ای که تضادهای قومی در آنجا زیاد است نمی توان بدون اینکه هر کدام از گروه ها و عشایر منافع بقیه گروه ها را لحاظ کنند حکومتی تشکیل شود پس باید یک قدرت متوازن با شرکت همه گروه های قومی و مذهبی شکل بگیرد و غیر از این راهی وجود ندارد.

پیرمحمد ملازهی در گفت و گو با خبرنگار شفقنا، حمله عربستان به یمن را یک اشتباه بزرگ دانست و گفت: عربستان نمی تواند در یمن کاری از پیش ببرد. سعودی ها برای این ائتلاف از دو کشور بزرگ منطقه ای یعنی پاکستان و ترکیه انتظار همکاری داشتند اما تصمیمی که پارلمان پاکستان گرفت بر پایه بی طرفی قرار گرفته بود که درخواست عربستان را رد کرد پس این ائتلاف الان هم شکاف برداشته است همچنان که آمدن اردوغان به ایران و اعلام اینکه نظرش در ارتباط با یمن استقرار آتش بس در این کشور است شکنندگی این ائتلاف را نشان می دهد.

این کارشناس مسایل بین الملل با بیان اینکه هیچ کدام از گروه ها در یمن نمی توانند به تنهایی به قدرت برسند اظهار کرد: اساسا در یک جامعه عشیره ای که تضادهای قومی در آنجا زیاد است نمی توان بدون اینکه هر کدام از گروه ها و عشایر منافع بقیه گروه ها را لحاظ کنند حکومتی تشکیل شود. پس باید یک قدرت متوازن با شرکت همه گروه های قومی و مذهبی شکل بگیرد و غیر از این راهی وجود ندارد. در حال حاضر همه معتقد هستند که عملیات نظامی عربستان سرانجامی ندارد به خصوص که تجربه نشان داده است که از طریق عملیات هوایی نمی توان یک دگرگونی عظیمی را به وجود آورد مگر اینکه دخالت نظامی به شکل گسترده تری در زمین هم صورت بگیرد که البته فرماندهان عربستان اعلام کردند آماده این کار هستند اما این نیز خطرات جدی به همراه دارد و ممکن است جنگ را به داخل عربستان بکشاند و تعداد بیشتری از مردم یمن را در کنار حوثی ها و علی عبدالله صالح قرار دهد زیرا مردم یمن مخالف این هستند که یک کشور خارجی وارد خاک کشورشان شود و به زور بخواهد یک نظام یا رژیم جدید را به آنها تحمیل کند.

او ادامه داد: تجربه تاریخی را هم باید در نظر داشت که یمن ساختار قبیله ای دارد پس سخت است دخالت از خارج در آن به نتیجه برسد. ما تجربه زمان جمال عبدالناصر را داریم که یک حمله نظامی به یمن صورت گرفت ولی در نهایت نتوانستند این کشور را به طور کامل در تصرف خود در آوردند زیرا بسیاری از مناطق مقاومت شدیدی از خود نشان دادند و سرانجام مصر مجبور به ترک خاک یمن شد. الان هم به نظر می آید راه حل نظامی وجود ندارد و همه متفق القول هستند که باید یک راه حل سیاسی پیدا شود و یمن باید به بیش از حمله عربستان حتی قبل تر از آن یعنی زمانی که حوثی ها و نیروهای منصور هادی با هم مذاکره می کردند تا یک دولت ترکیبی به وجود آورند بازگردند که البته این دولت هیچ وقت شکل نگرفت و دو طرف گناه را گردن هم انداختند. حوثی ها معتقد هستند که دولتی ها خلف وعده کردند و دولت قبلی هم معتقد بود که حوثی ها دست به خرابکاری زدند و دستگاه های دولتی را تصرف کرده و کودتایی را انجام دادند.

ملازهی تصریح کرد: الان به نظر می رسد که تفاوت دیدگاه ها بین دو طرف همچنان شدید است ولی آنچه که این وضع را بدتر کرد دخالت عربستان در این کشور است. عربستان فکر می کند که یک ائتلاف شیعی متشکل از ایران، حزب الله، عراق، سوریه و حوثی ها به وجود آمده است و در مقابل این تصور به دنبال این است که یک ائتلاف از کشورهای اهل سنت به وجود آورد اما این اقدام عربستان ممکن است مساله جنگ یمن را فرقه ای کند یعنی شیعه و سنی را با یکدیگر درگیر کند که خطرات این کار خیلی بیشتر از آن چیزی است که در ظاهر امر به نظر می رسد.

این کارشناس مسایل بین الملل با بیان اینکه تغییرات ژئوپلبتیک در خاورمیانه از بهار عربی یا همان بیداری اسلامی آغاز شده است، ادامه داد: شما اگر به عقب بازگردید می بینید که ساختار قدرت در منطقه عربی بعد از جنگ جهانی اول و سقوط خلافت عثمانی طرحی بود که در لوزان صورت گرفت و بر اساس آن طرح که اروپایی ها انجام دادند یک تقسیم بندی قبیله ای در منطقه شکل گرفت. یعنی هر کدام از قبایل که در ارتباط با فرانسه یا انگلیس بودند توانستند کشور مستقل خودشان را به وجود آورند اما این کار خلاف آن چیزی بود که انگلیسی ها به شریف حسین وعده داده بودند تا در صورت قیام علیه عثمانی ها و پیروزی در جنگ، کل مناطقی که در تسلط عثمانی ها بود را در اختیار آنها قرار دهند تا یک کشور عربی به وجود آورند ولی به این وعده عمل نکردند و در لوزان سوئیس به یک جمع بندی رسیدند مبنی بر اینکه اجازه ندهند تا یک قدرت اسلامی عربی شکل بگیرد پس بر اساس تسلط قبیله ای منطقه را تقسیم بندی کردند.

وب افزود: یکی، منطقه نفوذ فرانسوی ها که سوریه، لبنان، الجزایر و ... و دوم منطقه نفوذ انگلیسی ها که عراق، فلسطین، عربستان و امارات بود. به هر حال آن نظمی که بعد از جنگ جهانی اول و بعد از سقوط خلافت عثمانی در منطقه خاورمیانه عربی شکل گرفت با وقوع بهار عربی بهم خورده است و هنوز هم به نظر می آید نظم جایگزینی ایجاد نشده است و در یک مرحله گذار است.

ملازهی تغییرات ژئوپلتیک در خاورمیانه را قطعی دانست و تصریح کرد: این جنگ ها و شرایطی که در مصر، سوریه عراق و یمن شاهد هستیم نتیجه این واقعیت است که نظم مستقر در منطقه از بین رفته است اما هنوز یک نظم کاملی جایگزین آن نشده است؛ بنابراین تغییرات ژئوپلیتیک قطعی است و این تغییرات ارتباطی به جنگ یمن ندارد و شاید عربستان به دنبال جلوگیری از این تغییرات ژئوپلیتیک است زیرا احساس می کند ممکن است با این تغییرات امنیتش به خطر بیفتد بنابراین دست به این حرکت ها می زند که نوعی ائتلاف سنی علیه ایران به وجود آورد ولی در حقیقت باید هر دو طرف این واقعیت را بدانند که منطقه تا استقرار یک نظم نوین می تواند به شدت بحران زا باشد و خطر جنگ شیعه و سنی را به همراه داشته باشد و منطقه را همچنان ناآرام نگه دارد.

او گفت: پس به نظر من ایران و عربستان هر دو مسؤولیت خیلی سنگینی برعهده دارند که جدا از این صف بندی ها و ذهنیت ها که ائتلافی به وجود آورند باید یک راه حل سیاسی را برای مشکلات پیدا کنند. پس اگر ایران و عربستان هماهنگ شوند بسیاری از مشکلات در عراق، سوریه و یمن می تواند راه حل سیاسی پیدا کند. اگر حکومت منصور هادی که الان برکنار شده است بپذیرد که حوثی ها نیز در قدرت سهمی داشته باشند و حوثی ها هم بپذیرند که منصور هادی و طرفدارانش هم بخشی از قدرت را در دست بگیرند یا طرفداران علی عبدالله صالح هم بپذیرند که دیگر گروه ها هم سهمی از قدرت داشته باشند مشکلات یمن از بین می رود. بنابراین در یک مذاکره ای که گروه های یمن بین خودشان انجام دهند راحت تر به نتیجه می رسد تا اینکه یک دخالت خارجی وجود داشته باشد تا یک نظام متوازنی را به وجود آورد.

او در پایان خاطرنشان کرد: عربستان می داند که اگر این جنگ ادامه پیدا کند با توجه به وضعیتی که یمن و کل خاورمیانه گرفتار آن است و با توجه به دیدگاه هایی که غرب در ارتباط با طراحی نظام نوین در خاورمیانه دارد، مشکلات پیچیده تر می شود. به نظر من همه این مسایل برای عربستان سعودی قابل فهم است و می تواند در راستای منافع منطقه ای و نه برای یک کشور مطرح شود. به هر حال واقعیت این است که اروپا و آمریکا به دنبال این هستند که یک نظمی در خاورمیانه جایگزین کنند که در حقیقت وقتی نظم قبلی از بین رفته است منافع آنها از بین نرود زیرا منطقه خاورمیانه از نظر ژئوپلتیک بسیار مهم است، تنگه های هرمز، سوئز و باب المندب در خاورمیانه قرار دارد که بخشی از نفت و سوخت دنیا را تامین می کند پس غرب این مناطق را جزو حریم امنیتی خود تلقی و سعی می کند که یک نظمی را در قوانین، حاکم کند که با منافع آنها همخوان باشد ولی این قضیه طرف دیگری هم دارد یعنی خود مردم منطقه باید به دنبال نظمی باشند که صلح و ثبات را به وجود آورد، توسعه را تسهیل کند، مناسبات منطقه ای بین کشورها را به سمت تعامل ببرد. مساله فلسطین و اسراییل هم به عنوان یک مشکل تاریخی باقی مانده است که باید برای آن هم راه حلی پیدا کرد از این زاویه هم اگر نگاه کنیم من فکر می کنم حمله نظامی عربستان به یمن آینده روشنی ندارد.

تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید