تروریسم؛ فصل انشقاق در ملل متحد

 انفعال این روزها آفت سازمانی شده است که جهان را "ملل متحد" خطاب می‌کند اما حتی با شکل‌دهی آرزوهایی متحد بین 193 عضو خود سال‌ها فاصله دارد؛ سازمانی که قربانیان بی‌شمار ترور و جنایت به دستانش چشم بسته‌اند؛ دستانی که آن چنان درگیر بازی تاج و تخت و ثروت شده‌اند که اگر رغبتی هم باشد توانایی باز کردن گره‌ای از جهان بحران زده کنونی ندارند.

به گزارش ایسنا، هشتمین رییس سازمان ملل متحد، ماه‌های پایانی خود را در این سمت می‌گذراند در حالی که معتقد است در دوران 10 ساله ریاست خود در بزرگترین سازمان صلاحیت‌دار بین دولتی به ویژه در مبارزه با تروریسم " صدای مردم بی‌صدا و حامی مردم بی‌دفاع بوده است."

اما حقیقت این است که حتی اگر این گزاره آرزوی قلبی بان کی مون، دبیر کل 72 ساله سازمان ملل هم بود طی سال‌های اخیر از سوی این سازمان محقق نشده است؛ چند سالی که تروریسم تمام جهان و بیش از همه ناتوانی سازمان ملل متحد در حل مسائل جهانی  را به سخره گرفت.

سازمان ملل به گواه سازمان‌های بین‌المللی دیگر چون "آ سه‌ آن" برجسته‌ترین سازمان جهانی در مبارزه با تروریسم قلمداد می‌شود چرا که ساز و کار ایجاد صلح و امنیت در جهان را در منشور خود ارائه داده و متعهد به تامین آن در بین کشورهای عضو شده است. براساس منشور ملل متحد ایجاد صلح و امنیت بین‌المللی، حفظ کرامت ذاتی انسان‌ها، حق انسان‌ها در تعیین سرنوشت کشورها، عدم مداخله کشورها در امور داخلی دیگر کشورها، رعایت حقوق بشر و برابری کشورها و در مجموع ایجاد جهانی عاری از سلاح و ناامنی عمده‌ترین کارویژه سازمان ملل است.

با این تفاسیر سوال اصلی اینجا شکل می‌گیرد: سازمانی که پی تهدیدی جهانی چون جنگ جهانی دوم شکل گرفت، در مقابله با "طاعون عصر مدرن" تا چه حد کارآمد است و خواهد بود؟

انفجار هواپیمای شماره 103 پان آمریکن در 21 دسامبر 1988 در آسمان اسکاتلند، نگاه جدیدی به سازمان ملل و شورای امنیت آن در قبال تروریسم و تهدید جهانی این پدیده داد. تا پیش از این حمله، تروریسم مفهومی در عرصه داخلی کشورها داشت. پس از آن برخورد هواپیماهای بوئینگ 777 به برج‌های تجارت جهانی آمریکا در 11 سپتامبر 2001 سیاست سازمان ملل را در این باره تغییر داد و شورای امنیت را برای صدور قطعنامه 1373 مجاب کرد. بر اساس این قطعنامه کمیته ضد تروریسم (CTC) تشکیل و مجموعه‌ای از مجازاتها برای مرتکبین و حامیان مالی و انسانی تروریستها در سراسر جهان تعیین شد. علاوه بر این به موجب این قطعنامه  کشورهای عضو در زمینه‌های اطلاعاتی، تعقیب و مجازات تروریست‌ها و تصویب کنوانسیونهای بین المللی در این رابطه متعهد به همکاری شدند.

اما ظهور گروه‌های تروریستی متعدد پس از القاعده به عنوان نوظهورترین گروه‌ شبه‌نظامی با عرصه فعالیت جهانی، کارآمدی این همکاری‌ها و کمیته را زیر سوال برده است.

در حالی که آمارها نشان از کاهش درگیری‌های منجر به کشتار و نسل‌کشی دارند، تعدا حملات تروریستی، ظهور و فعالیت گروه‌های چون الشباب در سومالی، بوکوحرام در نیجریه، ابوسیاف در فیلیپین و داعش در عراق و سوریه شاهدی بر این مدعا هستند که هیچ یک از مکانیسم‌های سازمان ملل در مبارزه با تروریسم یا به عبارت دیگر تامین صلح و امنیت جهانی موفق عمل نکرده‌اند.

در حقیقت سازمان ملل متحد، مانند سلف خود "جامعه ملل" ابزار لازم برای متعهد کردن کشورها به تعهدات خود را که در منشور سازمان و به طور اخص در قطعنامه 1373 مطرح شده است، ندارد. علاوه بر این عدم قرار گرفتن مبارزه با تروریسم در برنامه توسعه هزاره باعث شده است این پدیده که امروزه پای خود را به مامن آرامش جهان یعنی پایتخت‌های کشورهای اروپایی و آمریکا نیز رسانده است از سوی تمامی کشورهای جهان آن چنان که باید جدی گرفته نشود.

بزرگترین سازمان بین دولتی جهان اما نه تنها در مقابله با شکل‌گیری تروریسم ناتوان عمل کرده است بلکه تاکنون نتوانسته واکنش کشورهای عضو خود را در مواجهه با این موضوع متحد کند.

ورود آمریکا و ائتلاف تحت رهبری آن با عنوان "ائتلاف جهانی ضد داعش" به سوریه نه تنها بدون مجوز دولت فعلی این کشور بلکه بدون نظر سازمان ملل متحد صورت گرفت و عملا هیچ واکنشی را نیز از سوی این سازمان برنیانگیخت. از آن طرف این سازمان در مواجهه با حمله ائتلاف عربی به رهبری عربستان علیه یمن در ابتدا تنها از عهده محکوم کردن آن برآمد و بعدتر هیچ مسئله‌ای دردناک‌تر از تصویب قطعنامه یک‌جانبه 2216  آن هم نه علیه عربستان به عنوان آغازگر این حملات، نبود. این در حالی است که ریاض تاکید می‌کند، طی حملات خود علیه یمن تنها حامیان علی عبدالله صالح، ریس‌جمهور سابق این کشور را هدف قرار نمی‌دهد و یکی از اهداف اصلی‌اش مواضع القاعده یمن محسوب می‌شود.

در این میان و در یمن بود که بار دیگر قدرت ثروت نمایان شد. دبیرکل سازمان ملل به عنوان سمتی که در کلام تحت حمایت اکثر کشورهای عضو است در اقدامی که دستهای بسیاری را به تشویق انداخت نام ائتلاف عربی به رهبری عربستان را در بین کشورهایی قرار داد که در یمن حقوق کودکان را زیر پا می‌گذارد. هنوز این خبر از صدر رسانه‌های جهان کنار نرفته بود که خبری دیگر امید به گشایش صفحه‌ای جدید در اقدامات سازمان ملل علیه تروریسم را به سقوط کشاند. بان کی‌مون که صراحت لهجه‌اش عمق این مضحکه را لحظه‌ای کم نکرد به سادگی در مقابل دوربین خبرنگاران گفت "همچنان از محتوای گزارش خود درباره مسئولیت ائتلاف سعودی در کشتن حداقل ۵۱۰ کودک یمنی و زخمی کردن ۶۶۷ کودک دیگر دفاع می‌کند، اما با در نظر گرفتن تبعات قطع احتمالی کمک‌های مالی برخی از کشورهای عرب به سازمان ملل، ناگزیر شده که به عنوان هماهنگ‌کننده ارشد امور سازمان ملل چنین تصمیمی بگیرد" و به این ترتیب یکی از معدود گام‌های جدی در تلاش سازمان ملل برای انجام وظایف اولیه‌اش تحت شعارهایی جهت "ایجاد صلح و امنیت بین‌المللی، حفظ کرامت ذاتی انسان‌ها و حمایت از حق انسان‌ها در تعیین سرنوشت کشورها" به بدترین شکل خود شکست خورد.

از این شواهد می‌توان برداشت کرد که یکی از موانع اصلی در عدم کارآمدی سازمانی چون سازمان ملل متحد در مبارزه با تروریسم، ساختاری است که به برخی کشورهای جهان قدرتی بیش از سایر کشورها اعطا می‌کند؛ به این ترتیب به محض بروز شرایطی که به نقش پررنگ سازمان ملل نیاز دارد، کشورهای دارای قدرت که با ارائه تعریفی متفاوت از تروریسم آن را تهدیدی مستقیم علیه خود قلمداد می‌کنند با پیش دستی در شرایط، موازنه را در این مواجهه از بین می‌برند؛ موازنه‌ای که بر هم خوردن آن می‌تواند نتایجی چون شرایط امروز سوریه را در پی داشته باشد. سازمان ملل تا کنون نتوانسته با استفاده از ابتکار عمل نه چندان خلاقانه خود در برگزاری مذاکرات در کاهش روند رشد تروریسم یا تاثیرگذاری آن موثر باشد.

آنتونیو گوتیرس، سیاستمدار سابق پرتغالی که این روزها با کسب 12 رای موافق در شورای امنیت به عنوان گزینه اول جانشینی بان کی‌مون معرفی می‌شود دست کم 10 سال تحت عنوان کمیسیونر عالی سازمان ملل در مسئله پناهجویان از نزدیک شاهد فلاکت‌ و نکبتی بوده که تروریسم به بار می‌آورد. اگر انتخاب کنیم که هنوز به آینده سازمان مللی نه چندان متحد و کارآمد امیدوار باشیم شاید بتوانیم بگوییم که گوتیرس در میان سایر نامزدها که در رای‌گیری اخیر شورای امنیت بعد از او قرار گرفتند دست کم در مسئله تروریسم تجربه بیشتری دارد و امید بیشتری را برای دسترسی به آرزوی تشکیل جبهه‌ای جهانی اما متحد علیه این سهمگین‌ترین مرض بشری برمی‌انگیزد؛ امیدی که هر روزی که می‌گذرد بیشتر رنگ می‌بازد و محال‌تر می‌نماید.       

گمان می‌رود یکی از اولویت‌های این روزهای تمامی کسانی که جانشینی بان کی مون را در سر می‌پرورانند باید از جمله مواردی باشد که تروریسم را به عنوان یک "بیماری مزمن و واگیردار" مورد هدف قرار دهد. تعیین یک تعریف مشترک از این پدیده، اقدامات پیشگیرانه در حوزه‌های جدید فعالیت‌های تروریستی از جمله تروریسم سایبری یا اتمی،  ترغیب کشورها به  سیاست‌گذاری در حوزه مبارزه با تروریسم و تلاش برای حفظ استقلال و جلب اعتماد مردم در قدرتمندی سازمان ملل برای حفاظت از شهروندان جهانی در مقابل این تهدید از جمله سرفصل‌هایی است که باید در دستورالعمل دبیر کل آینده سازمان ملل متحد قرار گیرد.

تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید