ضرورت بررسی علمی نفوذ صهیونیسم در جوامع اسلامی

تحولات اخیر خاورمیانه و اشتراک منافع میان صهیونیسم و برخی رژیم های به اصطلاح اسلامی و تلاش برای تغییر تضاد از اسلامی – اسرائیلی به تضادی داخلی بر اساس مذهب یا قومیت ، این شبهه را به شدت تقویت کرده است که این فرایند فرصت هایی را برای سلطه روز افزون صهیونیسم بر مقدرات جهان اسلام مهیا ساخته و می سازد.
 حوادث اخیر خاور میانه و فتنه های داخلی در جهان اسلام نشان داده است که صحنه اسلامی عرصه  تاخت و تاز فکری و عملی دشمنان جهان اسلام و در راس آن صهیونیسم و قدرت های سلطه گر غربی شده است.

این پدیده ایجاب می کند که جهان اسلام به فکر نوعی پالایش فکری داخلی بیافتد و جهان اسلام را از این هزینه های تحمیلی کلان رها سازد . در چند دهه ی اخیر دشمن خارجی با کمک گروه های تکفیری و رژیم های منحرف و وابسته ، نقشه های خود را پیگیری کرده و پایان دادن به این پدیده ی زشت و شرم آور از طریق شناخت و معرفی آن لازم و ضروری است . آن چه مسلم است صهیونیسم ، به عنوان هدایتگر غرب ، در این نقش تخریبی نمایان شده است و شناخت کارکرد صهیونیسم در این فرایند ، به خنثی سازی کامل آن کمک می کند .

 

    صهیونیسم یک جریان سیاسی و اقتصادی است که به دنبال انحصار ثروت و قدرت در جهان است . این جریان طی چند قرن اخیردر تحولات سیاسی و اقتصادی جهان نقشی پر رنگ داشته است . صهیونیسم در طول حیات خود همواره کوشیده در اجرای این کارکرد ، نقشی آشکار و علنی نداشته باشد ، چرا که از واکنش های مردمی هراس دارد. اما در سال های اخیر از بیان آشکار اهداف و نقش ایفایی خود ابایی ندارد و این مسئله در در عرصه سیاست و اقتصاد نمایان است. صهیونیسم با تعریف و ایجاد ساز و کارهایی در حوزه های مختلف  به عنوان نمونه در بخش رسانه، از آن به عنوان زندان افکار عمومی و دیپلماسی استفاده می‌کند. صهیونیسیم با نفوذ در  سطوح ملی و بین المللی (مثلا نفوذ و یارگیری در حوزه های تصمیم ساز و تصمیم گیر کشورها و سازمان های بین المللی) نوعی مصونیت برای خود ایجاد کرده و اکنون بی مهابا از اهداف بلند و بنیادین خود آشکارا سخن گفته و سیاست ها و برنامه های مبتنی بر آن اهداف را اعلام و پیگیری می کند .

صهیونیسم آن طور که در افکار عمومی تعریف و ساخته شده است ، یک جریان صرفا یهودی نیست . بلکه اساسا می توان گفت جریانی است که برای نیل به اهداف خویش از همه چیز و همه کس ، حتی از دین ، به عنوان ابزاراستفاده می کند و در صورت لزوم با تحریف ادیان و یا حتی دین سازی ، از ساحت دینی در نیل به اهداف خود بهره می گیرد.  بر این اساس صهیونیسم یک مفهوم با وجوه مختلف در کارکرد است . این جریان هم در حوزه سیاسی و اقتصادی ، هم در حوزه فرهنگی و هم در حوزه دینی فعال بوده و شناخت آن بدون لحاظ این نکته هرگز کامل نیست . کما اینکه در حوزه فرهنگی با تعریف سازوکارهای حضور همه جانبه و  تاثیر گذار خود برحوزه فرهنگ ، چون تلویزیون و سینما و خبرگزاری ها و اینترنت ونشر کتاب و... حضوری فعال دارد . در دین مسیحی با مفهوم و جریان کاملا رسمی و اعلام شده ی " صهیونیسم مسیحی " یا " مسیحیت صهیونیسم " روبرو هستیم که در اروپا و امریکا پیروانی دارد . صهیونیسم برای تحقق رخنه در دین مسیحیت (پروتستان)  مجموعه ای از مفاهیم را مطرح کرده است مانند: ملت برگزیده و سرزمین موعود و ضرورت بازگشت یهودیان به سرزمین موعود برای تحقق جنگ آرماگدون و ظهور مسیح و ... توانسته یک نوع همسویی و همبستگی با برنامه های استعماری و توسعه طلبانه صهیونیسم به وجود آورد . اما سوال این است اگر صهیونیسم از جریان دینی به عنوان ابزار استفاده می کند ، آیا نسبتی این چنینی میان صهیونیسم و اسلام و یا جامعه مسلمانان می تواند وجود داشته باشد ؟ آیا " صهیونیسم اسلامی " یا " مسلمان نمای صهیونیسم " وجود دارد (در حوزه مفهومی یا در حوزه عملی و یا در هردو حوزه ) یا اینکه جریان صهیونیسم اساسا تمایلی به تشکیل آن در حوزه دینی اسلام نداشته است ؟ و یا ظرفیت های دینی اسلام این اجازه را به صهیونیسم نداده است ؟

 

وجود تحرکاتی در جوامع اسلامی ، در سطوح رسمی و مردمی ، همچنین شکل گیری برخی جریان ها و گروه ها در میان مسلمانان که کارکردهای آنها، منافع و امنیت جهان اسلام و امت اسلامی را به مخاطره انداخته و ظرفیت های امت اسلام را که می بایست در توسعه و پیشرفت جوامع مسلمان و مقابله با جریان سلطه به کار آید ، هدف تخریب قرار داده است . تحولات اخیر خاورمیانه و اشتراک منافع میان صهیونیسم و برخی رژیم های به اصطلاح اسلامی و تلاش برای تغییر تضاد از اسلامی – اسرائیلی به تضادی داخلی بر اساس مذهب یا قومیت ، این شبهه را به شدت تقویت کرده است که این فرایند فرصت هایی را برای سلطه روز افزون صهیونیسم بر مقدرات جهان اسلام مهیا ساخته و می سازد و موجد این شائبه شده است که صهیونیسم ، توانسته نسبتی بین خود و بخشی از جهان اسلام برقرار سازد و می توان با توجه به رویکرد این جریان ها در جهان اسلام ، مفهوم صهیونیسم اسلامی و یا مسلمان نمای صهیونیسم را امری موجه پنداشت .

 

در صهیونیسم مسیحی ، اشتراکات دینی ، مبنای ایجاد کارکرد سیاسی حمایتگرانه از رژیم صهیونیستی شده است و در صهیونیسم اسلامی ، اتحاد و ائتلاف های نامشروع به ویژه در سطح منطقه به منحرف کردن تضاد های اصلی و در نهایت خارج کردن رژیم صهیونیستی از تضاد و تامین امنیت آن مد نظر قرار گرفته است و دراین فرایند ابزارهای متعددی تعریف شده است که گروه های تکفیری یکی از این ابزار ها به شمار می رود.

براین اساس بررسی علمی نفوذ صهیونیسم در جوامع مسلمان برای نیل به این اهداف یک ضرورت ناگزیر است:

1. شناخت شیوه های نفوذ صهیونیسم در جوامع مسلمان

2. شناخت و معرفی جریان های همسو با صهیونیسم در جهان اسلام وابزار های میدانی آن ها

3. شناخت اهداف جریان سلطه از تحریف آموزه های دینی اسلام

4.  بررسی فرایند مذهب سازی در اسلام توسط جریان سلطه

5. شناخت مذاهب مصنوعی درون جامعه اسلامی

6. بررسی آسیب های وارده به ظرفیت های سیاسی – علمی – فرهنگی – اقتصادی – اجتماعی و نظامی جهان اسلام از سوی مذاهب ، جریان ها و گروه های انحرافی در اسلام

7. کاهش هزینه های پنهان امنیتی ، اجتماعی و فرهنگی در جهان اسلام

8. شناسایی و بسیج توانمندی های جهان اسلام و ارائه راهکار های متناسب و کارآمد برای مقابله موثر با جریان صهیونیسم و پروژه های تحریف

9. جمع آوری مقالات پژوهشی در این اجلاس و چاپ آن ها به صورت کتاب به عنوان تلاشی ابتکاری در افشای این پدیده ی جدید در جهان اسلام

 

مرجع: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید