درسهای نهضت عاشورا

دگرگونی اصول اسلامی و بدعت در دین که با رحلت پیامبر خدا آغاز شده بود، با شروع خلافت معاویه شتاب محسوسی گرفت وعدالت که رکن دین است تغییر ماهیت داده وتقریباً منسوخ شد.در این دوران بود که قتل، تبعید، مصادره اموال بدون مجوز شرعی، شکنجه وآزار منتقدان و مخالفان برای حفظ حاکمیت حاکمان رواج یافت.

از دیگرویژگی‌های دوران معاویه جو امنیتی و وجود جاسوسان زیادی بود که همه جا حضور داشتند و برای دستگاه اموی خبرچینی می‌کردند. بر اثر سیاست‌های دستگاه اموی میان مسلمانان شهرهای اسلامی جو بی‌اعتمادی و تفرقه حاکم بود و مناطق و شهرهای مهمی همچون مصر ومکه ومدینه کاملاً نسبت به مسائل اجتماعی بی‌تفاوت بودند و تنها عراق بود که کم وبیش نسبت به بی‌عدالتی‌ها معترض بودند. به‌همین جهت شهرهای اسلامی به نسبت حمایت از حکومت معاویه یا سکوت در برابر فسادهای آن سهم دریافت می‌کردند واهالی شام از رفاه وزندگی بسیار خوبی برخوردار و اهالی مصر در شرایطی عادی روزگار را سپری می‌کردند و مردم عراق بسیار در تنگنا و سختی قرار داشتند.معاویه استعداد عجیبی در شناخت شخصیت افراد داشت و در بیدار کردن آز وطمع در افراد ذی نفوذ و وسوسه آنان مهارت تام داشت و بخوبی می‌توانست از مال ودارایی به‌عنوان سلاحی برای جذب افراد استفاده کند. حق السکوت‌های معاویه در تاریخ ثبت است و کم نبودند افراد صاحب نامی که با پول معاویه تغییر روش دادند. وی درآمد مصر را به عمروعاص بخشید تا با هر شیوه‌ای که می‌تواند مردم آنجا را ساکت نگه دارد. اساساً خلافت بنی امیه در دوران معاویه بر پایه خریدن افراد و طایفه‌ها به‌عنوان یک راهکار سیاسی استوار بود. نقل است جمعی پیش معاویه رفتند. معاویه به هریک صد هزار دینار داد اما به «حتات» عموی فرزدق شاعر معروف عرب که وی هم از معاویه پول می‌گرفت، 70 هزار دینار داد.

حتات معترض شد معاویه در پاسخ گفت: «من دین آنان را خریدم و تورا به حال خود واگذاردم.» حتات گفت: «دین مراهم بخر».معاویه دستور داد به او هم کامل بپردازند.شیوه دیگر معاویه ایجاد تفرقه ودشمنی بود واین شیوه را پایه حکومت خود قرار داده بود. بر این اساس جست وجو می‌کرد و زمینه‌ای برای اختلاف بین اقوام وافراد مطرح می‌یافت و آن را عمق می‌بخشید. با فوت معاویه و روی کار آمدن یزید وی که ازدرایت‌های پدرش محروم بود دست به خشونت آشکار برد و بنای بد رفتاری را گذاشت. کوفیان نخستین مردمانی بودند که سر به شورش برداشتند و در پی آن امام را دعوت کردند تا رهبری شان را برعهده بگیرد. معاویه مخالفینش را با دسیسه ترور می‌کرد وبا توطئه افرادی همچون سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمان بن خالد و عبدالرحمان بن ابی بکر را از سر راه خود برداشت. اما یزید با اعمال خشونت آشکار با مخالفانش برخورد می‌کرد. اگر چه او هم مثل معاویه از سلاح اقتصادی علیه مخالفان استفاده می‌کرد. بزرگترین نیاز مردم آن دوره پی بردن به ارزش حریت وآزادگی و تمسک بدان در مقام عمل بود. حریت می‌توانست چنان پر تپش ونیروبخش درجان افراد جامعه روح ذلت‌ناپذیری و از خود گذشتگی را بدمد که آنان را سرآمد و در گذر زمان الگو سازد.

قیام امام حسین(ع) حرکتی بود در این جهت که روح رسالت اسلامی را پس از تباه شدن در عرصه هوی وهوس زمامداران فاسد زنده ساخت و مسلمانان را تحرک و تکاپو بخشید تا خواستار بازگشت حق به اهل آن و جایگاه اصلی‌اش باشند.آن حضرت در نخستین برخورد با سپاه یزید این معنا را اینگونه تبیین می‌فرماید: «مردم! رسول خدا فرمود: هرکس حاکم ستم پیشه‌ای را مشاهده کند که محرمات الهی را حلال و پیمان خدا را می‌شکند و با سنت پیامبر مخالفت می‌کند یا با بندگان خدا به ستم رفتار می‌کنند ولی در عمل و گفتار با او به ستیز نپردازند خداوند او را در جایگاه همان ستمگر وارد دوزخ خواهد کرد... من از کسانی که دین جدم را دستخوش تغییر و تبدیل ساخته‌اند به رهبری جامعه سزاوار ترم.... به هوش باشید! این مرد فرومایه، فرزند فرومایه ، مرا بین دو راهی پذیرش شمشیر و خواری وذلت قرار داده است! هیهات که ما زیر بار ذلت رویم. زیرا خدا و پیامبرش و مؤمنان از ذلت‌پذیری ما ناخرسند خواهند شد. اجداد پاک دامن که دارای اصالت و شرافت خانوادگی وهمت والا و غیرت و نفوس وشرافت‌اند هرگز به ما اجازه نمی‌دهند اطاعت پست فطرتان و فرومایگان را برمرگ شرافتمندانه ترجیح دهیم.»

نویسنده: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید