جمهوری اسلامی به دنبال صلح و آزادی است

رئیس پژوهشکده فرهنگ، انقلاب و تمدن اسلامی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی می گوید: انقلاب اسلامی و ثمره آن یعنی جمهوری اسلامی به دنبال صلح ، آزادی و مخالف با خشونت است و از منطق حقی برخوردار بوده که خشونت آن را تضعیف می کند.
«غرب می گوید تمام شاخص های پیشرفت و توسعه من هستم و تمام این ها را تعریف کردم در مقابل این ادعا، انقلاب اسلامی هم مسیر دیگری در پیش گرفته است. بسیاری از درگیری های ما با غرب طبیعی است اصلا ارتباطی با مسئولان و فلان سیاست ندارد ما از اول این انقلاب راهی غیر از غرب در پیش گرفته ایم.» انقلاب اسلامی ذاتا یک انقلاب سکولار نیست بلکه دینی است . این انقلاب زمانی اتفاق افتاده است که جهان جولان سکولاریم بود و همه از پایان دین سخن می گفتند و هژمونی غرب حاکم بود ، طبیعی است که بین انقلاب ایران و غرب درگیری ایجاد شود.

در زمینه های سیاسی و نظامی این درگیری ها بیشتر دیده می شود در حالی که درگیری اصلی در این حوزه ها نیست درگیری اصلی در حوزه فرهنگی و سبک زندگی است و معیار هایی که انسان برای سعادت باید ایجاد کند. غربی ها چون در زمینه های نظامی قدرت شان بیشتر از ما است و همچنین در زمینه رسانه از ما قوی تر عمل می کنند دوست دارند این جنگ را به سمت خشونت بکشند چرا که در این خشونت سلاح و رسانه برتر را دارند بنابراین به ما آسیب می زنند اما واقعا مطلب این است که ما طالب صلح و آزادی هستیم چون ما منطق خودمان را حق می دانیم و اصلا نیازی به خشونت برای پیش برد اهداف خودمان نمی بینیم و خشونت این منطق ما را تضعیف می کند. عوامل استکبار در منطقه مثل عربستان و.. خیلی دلشان می خواهد ایران ناامن شود بخاطر این که در معادله خشونت احساس می کنند رقیب ایران یعنی آمریکا دست برتر را دارد و در عرصه منطق دست پایین تر را دارد از این رو خیلی علاقه مند هستند منطقه را در خشونت فرو ببرند.»

پس از هفت سال تلاش برای تدوین الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت در مرکزی به همین نام، رهبری در 22 مهر ماه طی فراخوانی همه نخبگان و مراکزی رسمی کشور را به بحث و ارائه نظرات خود پیرامون این الگو دعوت کردند؛ سندی که قرار است مسیر پیش روی نظام جموری اسلامی را در پنجاه سال آینده مشخص کند.

موسی نجفی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی که سابقه عضویت در هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را هم در کارنامه خود دارد .

نجفی مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی را از دانشگاه تهران و دکترای تخصصی علوم سیاسی (گرایش اندیشه سیاسی) را از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دریافت کرده است . او هم اکنون ریاست پژوهشکده فرهنگ، انقلاب و تمدن اسلامی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی را بر عهده دارد.

پرسش از ماهیت مدرنیته در ایران، تاریخ تحولات سیاسی ایران، اندیشه سیاسی و تاریخ نهضت بیدارگرانه حاج آقا نورالله اصفهانی، انقلاب فرامدرن و تمدن اسلامی ، مراتب ظهور فلسفه سیاست در تمدن اسلامی، ساحت معنوی هویت ملی ایرانیان اسامی برخی از آثار مکتوب این پژوهشگر علوم سیاسی است.

مشروح مصاحبه گروه دانشگاه ایرنا با نجفی به شرح زیر است:

** ایرنا: آقای دکتر اصولا نظام های سیاسی چه نیازی به نوشتن و طراحی الگوهای مدنظر خود دارند؟

**نجفی: به نمونه کامل از یک امر و پدیده را «الگو » می گویند. الگو در واقع نمونه ای از یک چیز یا یک امر مشخص است که کمترین نقض و ایراد را دارد؛ در واقع یک وقتی ما می خواهیم از الگوی انسان صحبت کنیم می گوییم الگوی انسان می شود انسان کامل که ائمه و معصومین هستند. بعد این را به حوزه های دیگر هم تسری می دهیم و از الگوی حکومت کامل و.. سخن می گوییم.

ببینید همه دعوا هایی که در طول تاریخ و امروزه شما مشاهده می کنید بر سر همین الگو بوده است. اینکه الگو چه کسی یا چه چیزی است؟ اگر الگو معلوم بود و همه بر سر آن توافق داشتند اصلا نیازی به دعوا و مجادله نبود.

یک عده از انسان ها الگو خودشان را شیطان قرار داده اند و عده ای خداوند را الگوی خود انتخاب کرده اند. ما در طول تاریخ همه دعوا هایمان بر سر این است که الگو را مشخص کنیم، انبیا آمده اند که به مردم الگو های توحیدی و الهی نشان بدهند از این طرف هم دموکراسی ها الگو می دهند. همه دعواها سر شاخص ها از جمله شاخص انسان الگو، تمدن الگو، جامعه الگو و... است همه بر سر تعریف این ها اختلاف داریم شاخص ها هم معلوم نیست.

«غرب می گوید تمام شاخص های پیشرفت و توسعه من هستم و تمام این ها را تعریف کردم در مقابل این ادعا، انقلاب اسلامی هم مسیر دیگری در پیش گرفته است. بسیاری از درگیری های ما با غرب طبیعی است اصلا ارتباطی با مسئولان و فلان سیاست ندارد ما از اول این انقلاب راهی غیر از غرب در پیش گرفته ایم.» انقلاب اسلامی ذاتا یک انقلاب سکولار نیست بلکه دینی است . این انقلاب زمانی اتفاق افتاده است که جهان جولان سکولاریم بود و همه از پایان دین سخن می گفتند و هژمونی غرب حاکم بود .

طبیعی است که بین انقلاب ایران و غرب درگیری ایجاد شود. در زمینه های سیاسی و نظامی این درگیری ها بیشتر دیده می شود در حالی که درگیری اصلی در این حوزه ها نیست درگیری اصلی در حوزه فرهنگی و سبک زندگی است و معیار هایی که انسان برای سعادت باید ایجاد کند. غربی ها چون در زمینه های نظامی قدرت شان بیشتر از ما است و همچنین در زمینه رسانه از ما قوی تر عمل می کنند دوست دارند این جنگ را به سمت خشونت بکشند چرا که در این خشونت سلاح و رسانه برتر را دارند بنابراین به ما آسیب می زنند اما واقعا مطلب این است که ما طالب صلح و آزادی هستیم چون ما منطق خودمان را حق می دانیم و اصلا نیازی به خشونت برای پیش برد اهداف خودمان نمی بینیم و خشونت این منطق ما را تضعیف می کند.

عوامل استکبار در منطقه مثل عربستان و.. خیلی دلشان می خواهد ایران ناامن شود بخاطر این که در معادله خشونت احساس می کنند رقیب ایران یعنی آمریکا دست برتر را دارد و در عرصه منطق دست پایین تر را دارد از این رو خیلی علاقه مند هستند منطقه را در خشونت فرو ببرند.»

**ایرنا: شما در حالی درگیری ایران و آمریکا را طبیعی می دانید که عده ای معتقد هستند انقلاب اسلامی رویکرد ضد آمریکایی نداشته است و این تسخیر سفارت آمریکا در 13 آبان سال 1358 و غلبه رویکردهای چپ بر جریان های مذهبی بود که منجر به رویکرد ضد آمریکایی در انقلاب ایران شد. شما چه پاسخی به این ادعا دارید؟

**نجفی: این حرف ها را معمولا یکی از اساتید علوم سیاسی دانشگاه تهران می زند که حرف هایش عمدتا بدون استنادات تاریخی است و بیشتر به درد فضای رسانه ای می خورد و از اعتبار علمی برخوردار نیست.

آیا انقلاب اسلامی واقعا قبل از تسخیر سفارت آمریکا جنبه ضد آمریکایی نداشت؟ پس شاه و ارتباطات گسترده او با آمریکا که برخی محقیقن از این ارتباطات تحت عنوان «مهره دست نشانده» سخن می گویند چیست؟ اگر انقلاب رویکرد ضد آمریکایی نداشت پس این همه مقاومت غربی ها برای حفظ شاه را باید چگونه تحلیل کرد؟

کسانی که این حرف ها را مطرح می کنند خاطرات ژنرال هایزر را بخوانند که می گوید انقلاب اسلامی به ما ضربه زد و اعتراف می کند که انقلاب اسلامی ضد غربی بوده است یا میشل فوکو فیلسوف فرانسوی که کاملا اعتراف دارد انقلاب اسلامی ضد غربی بود. البته در زمان مبارزات علیه شاه به دلیل تمرکزی که جریان انقلاب برای سرنگونی شاه داشت بعد ضد غربی و آمریکایی انقلاب نمود کاملی نیافته بود که بعد از انقلاب تجلی پیدا کرد.

در مورد بحث تسخیر سفارت آمریکا هم من کاری به اهداف دانشجویان ندارم که امروز هم برخی توبه نامه نوشته اند ولی این کار، کار موسوی خوئینی ها و اصغر زاده ها نبود و این جریان انقلاب بود که تسخیر را انجام داد. در واقع خیلی از این حرکت ها ممکن بود در آن سال ها اتفاق بیفتد و ما یکی، دو مورد هم شاهد این اتفاقات بودیم ولی چرا این تسخیر برجسته شد و امام هم حمایت کرد؟ چون این حرکت در مسیر طبیعی انقلاب که همان مسیر ضد آمریکایی بود قرار گرفت و مردم هم حمایت کردند.

این حرکت صرفا کار دانشجو ها نبود ، دانشجو ها نماینده مردم بودند نمایندگانی که شاید خودشان هم اطلاع نداشتند و اینکه الان برخی دانشجویان آن موقع از حرکت خود توبه کرده اند نشان می هد کار، کار این ها نبوده است این حرکت مردم بود که دانشجویان به عنوان نمایندگان مردم آن را انجام دادند این هم به خصلت جنبش های دانشجویی که معمولا پیشتاز هستند بر می گردد ولی چون برخی از دانشجویان پیرو خط امام از عمق لازم در مباحث اعتقادی برخوردار نبودند امروز توبه نامه می نویسند.

**ایرنا: نظر شما در مورد خود متن الگویی که رهبری به فراخوان گذاشتند چیست؟

**نجفی: معمولا متنی که انتشار پیدا می کند با متنی که اجرایی می شود یکی نیست. در متن الگو ایده آل ها نوشته و طرح می شود اما برای اجرای این ها باید برنامه ریزی صورت بگیرد تا اینکه مشخص باشد هر کدام از این ها چگونه باید اجرایی شوند. گفتن این حرف ها و الگو ها خوب است افق دید به انسان می دهد اینکه مثلا در جامعه عدالت باشد ، امنیت باشد و... اما برای هر کدام از این ها چندین سال باید برنامه ریزی صورت بگیرد و برای تحقق هر کدام از این ها صدها آزمون و خطا باید اتفاق بیفتد و اجرایی کردن این موارد به سادگی امکان پذیر نیست.

**ایرنا: عده ای هر اقدامی که در جمهوری اسلامی شروع می شود را با بر چسب ایدئولوژیک بودن تضعیف می کنند. به نظر شما این نوع نگاه از کجا ناشی می شود؟

**نجفی: ایدئولوژی یعنی؛ مارکسیسم، فاشیسم ، لیبرالیسم، نازیسم و... این ها ایدئولوژی هستند که محصول غرب هستند. حال پرسشی که باید مطرح شود این است که این مکاتبی که نام بردم مگر باید و نباید ندارند؟ مگر غرب مبتنی بر ایدئولوژی اداره نمی شود؟ ادیان اصلا ایدئولوژی نیستند ، ادیان آیین هستند.
کسانی می تواند ادعا کنند که اقدامات جمهوری اسلامی ایدئولوژیک است که خود در یک موضع بی طرف قرار داشته باشند اما اصحاب ایدئولوژی نمی توانند بقیه را متهم به ایدلوژیک بودن بکنند. البته تفاوتی در این زمینه وجود دارد مبنی بر اینکه ایدئولوژی در نظام های غربی پنهان تر است. در کل حرف هایی که در این زمینه زده می شود حرف های خنده دار و بچه گانه ای است.

از طرف دیگر مگر جمهوری اسلامی هر چیزی را ابداع کند بد است ؟ مگر می شود گفت هر چیزی که مثلا ارسطو بگوید مشکل دارد؟ وقتی کسی در سطح کلی حرف می زند نشان می دهد حرف جدی برای گفتن ندارد.

این انقلاب راهش از دنیای مدرن جدا است و یک راه دیگری را در حال پیمودن است و در فضای غرب قرار نمی گیرد پس چون در مدرنیته قرار نمی گیرد آیا ضد مدرنیته است نه برای خودش یک چیز دیگری است بنابراین غربی ها ابزار تحلیل این انقلاب و نظام را ندارند.

** ایرنا: امروز در بخش های زیادی از جامعه یاس و ناامیدی نمایان است. به نظر شما این فراخون و الگو چقدر می تواند در امید بخشی به جامعه و اینکه نشان بدهد نظام سیاسی عزم جدی برای حل مشکلات مردم دارد موثر باشد ؟

نجفی: شما اگر بخواهید ورزشکار خوبی باشید و مثلا به قهرمانی جهان دست پیدا کنید باید الگو داشته باشید اگر الگو نداشته باشید قهرمان هم نمی شوید. ما نمی توانیم حضرت علی(ع) بشویم ولی الگو کامل ما است و ما باید در این مسیر حرکت کنیم. وقتی یک جامعه ای الگو نداشته باشد حرکت هم ندارد مخصوصا جامعه ما که الان درگیر یک بمباران رسانه ای است که دستاورد های خودش را نمی تواند ببیند و ضعف های خودش را بزرگ می بینید و بعضی وقت ها دستاورد های خودش را ضعف تلقی می کند اگر بخواهیم از این وضع بیرون بیاییم دادن الگو امید بخش خواهد بود و شما به مردم خواهید گفت که این وضع، وضعی نیست که پایدار بماند.

**ایرنا: وضعیت نظام جمهوری اسلامی را چگونه ارزیابی می کنید؟

**نجفی: اگر بخواهم وضعیت جمهوری اسلامی را با صفویه مقایسه کنم به نظر من شاه اسماعیل موسس صفویه بود و وضع جدیدی ایجاد کرد و در دوره پنجاه ساله شاه طهماسب دوران ثبات صفویه فرا رسید. دوره بعد از شاه اسماعیل دوره ثبات است. به نظر من دوره آیت الله خامنه ای هم دوره ثبات است البته این نکته وجود دارد که غربی ها می خواهند این ثبات را به هم بزنند. این دوره از دوره مرحوم امام هم متمایز است چون بنیانگذاران ثبات را به هم می زنند و وضع جدیدی را پی می ریزند و جانشینان وضع جدید را تثبیت می کنند.

ما می دانیم دوران بعد از شاه طهماسب دوره عباسی و تمدن عباسی و اوج قتدار صفویه است. بنابراین در دوره فعلی جمهوری اسلامی - که برخی از فروپاشی صحبت می کنند ، من امکانش را صفر می دانم برای اینکه مخالفین جمهوری اسلامی ابزار فروپاشی را ندارند - باید منتظر اوج اقتدار باشیم.

به یک نکته دیگر هم باید اشاره کنم. برخی ها فکر می کنند جریان لیبرال می تواند منجر به فروپاشی نظام جمهوری اسلامی بشود اما به این نکته توجه ندارند که اندیشه لیبرالی اندیشه انقلاب نیست و انقلاب ها را چپ ها و مارکسیست ها انجام داده اند لیبرال ها انقلاب ها را دچار مشکل می دانند نه راه حل مشکلات، بنابراین لیبرال ها هم خطری از منظر فروپاشی برای جمهوری اسلامی نیستند.

**ایرنا: اخیرا یکی از پژوهشگران در متنی اشاره کرده بود که ما از منظر انحطاط تکرار صفویه هستیم. شما این گزاره را قبول دارید؟

**نجفی: این حرفی که آقای رسول جعفریان زده است با حرف های قبلی خودش تناقض دارد و آثارمکتوب جعفریان این گزاره را تایید نمی کند این ها برداشت های اخیر جعفریان از صوفیه است که نتوانسته است برای برداشت های جدیدش هم سندی دست و پا کند بنابراین این حرف ها را بیشتر در کانالی در فضای مجازی منتشر می کند تا در آثار مکتوبش، آقای جعفریان اگر در این زمینه می خواهد توبه نامه ای دست کسی بدهد در ابتدا آثار مکتوب خودش را اصلاح کند. بنابراین ما هنوز آقای جعفریان را با کتاب هایی که منتشر کرده است می شناسیم.

**ایرنا: دو عنصر اسلام و ایران چگونه در این الگو کنار هم قرار گرفته اند؟

**نجفی: ببینید اسلام در کشوری به نام ایران محقق شده است و مختصات اقلیمی و فرهنگی بر آن موثر واقع شده است یعنی روحیه عدالت طلبی ، پاکی و... اهل بیت ایرانیان را جذب کرده است و نزدیکی بین شیعه و فرهنگ ایرانی وجود دارد و این دو عنصر هویت ایرانی را شکل داده اند بنابراین ایران ظرف و اسلام مظروف است و ظرف و مظروف باید باهم هماهنگ باشند.

** ایرنا: چرا اسناد بالادستی در کشور ما مثل ایران 1404 چندان در حوزه اجرا موفق عمل نمی کنند؟

**نجفی: علتش این است که بین بدنه اجرایی و نظریه پردازی فاصله وجود دارد. مهندسین و پزشکان ما که امروز مسئولیت ها را بر عهده دارند بر اساس الگوی اسلامی- ایرانی بار نیامده اند که بخواهند الان این الگو را اجرایی کنند و افق فکری آنها هم این نیست و اگر اجرایی هم بکنند به صورت پروژه ای و پولی خواهد بود. کسانی می توانند این الگو ها را اجرا کنند که سربازان آرمان های این الگو باشند.

**ایرنا: اجرای هر سند و الگویی در هر نظام سیاسی نیازمند وجود اجماع نخبگان در بدنه آن حاکمیت است. اما به نظر می رسد اجماع نخبگانی در کشور ما وجود ندارد. دلیل این امر از نگاه شما چیست؟

**نجفی: مشکل این است که برخی مسئولان ما درگیر بازی های سیاسی هستند. ما در این کشور میثاق ملی داریم که همان قانون اساسی ما است و این که یک عده بخواهند اصول این قانون را بشکنند قابل تحمل نیست و قانون گذار هم مرجع تفسیر این قانون را شورای نگهبان مشخص کرده است پس مسیر قانونی کاملا واضح است و جایی برای اختلاف وجود ندارد.

نکته مهم در این زمینه این است که هنوز همه ظرفیت های قانون اساسی ما به منصه ظهور نرسیده است چرا که قانون اساسی ظرفیت حقوقی بالایی دارد اما برخی بندهای آن اجرایی نشده و برای اجرایی شدن آن ما نیازمند رفراندوم هستیم. ما در مسیر اجرای قانون اساسی قدم هایی را برداشته و به جلو آمده ایم و امروز نمی توانیم به عقب برگردیم اما می توانیم اصلاحات لازم را انجام بدهیم. البته اجماع در نخبگان ما به این سادگی اتفاق نمی افتد چون مشرب های فکری هر کدام متفاوت است اما باید قانون اساسی را ملاک قرار بدهیم.

تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید