حاکمیت دو گانه پلتفرم ها درباره حقوق انسانی در شبکه های اجتماعی

رویارویی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا و شبکه های اجتماعی از جمله توئیتر، فیس بوک و اسنپ چت به یکی از موضوعات قابل توجه و چالشی در حوزه ارتباطات بین الملل و شبکه های اجتماعی تبدیل شده است.بسته شدن حساب کاربری توئیتر دونالد ترامپ در تاریخ ۸ ژانویه ۲۰۲۱ (۱۹ دی ۹۹)  به دلیل ایجاد و گسترش نفرت و تحریک به خشونت، یک تحول جدید در روند قدرت نمایی و فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی است و توئیتر این مهم را به اسم خود رقم زد و سپس شرکت های فیس بوک و اسنپ چت نیز اقدامات مشابهی اعمال نمودند و دست‌کم تا پایان مراسم تحلیف و انتقال قدرت به جو بایدن حساب کاربری ترامپ را بستند.آیا اقدام شبکه های اجتماعی مبتنی بر مقررات است یا رویکردی جهت دار و دوگانه؟

این تحولات نشان می دهد که ما با پدیده های نوظهور و بسط یافته به نام قدرت پلاتفرم ها مواجه ایم که می تواند  مستقل از حوزه قدرت دولت ها یا روابط بین الملل تصمیم بگیرد. حذف یا محدود کردن افراد توسط شبکه های اجتماعی از یک طرف بی طرفی کامل این شرکت ها را زیر سوال برده و از سوی دیگر و نتیجه مهم تر این است که «حاکمیت دولت ها بر پلاتفرم ها» جای خود را به «حاکمیت پلاتفرمی» داده و این شبکه های اجتماعی هستند که در مناسبات سیاسی، جهانی و بین المللی می توانند برای دولت ها و سیاستمداران خط مشی و چهارچوب های رسانه ای را تعیین نمایند.شبکه های اجتماعی در ترویج ارزش ها و مفاهیمی همچون: حق آزادی بیان و ارتباطات، افزایش مشارکت الکترونیکی و مطالبه گری، ترویج حقوق بشر، تنوع و تکثر فکری- فرهنگی، تضعیف نقش دولت ها در مناسبات بین المللی، رونق تجارت و کسب و کارهای اینترنتی و… موثر بوده و بعنوان واسطه بستری را برای ارزش آفرینی سایر ذینفعان و مخاطبان (فرد- فرد)، (فرد- دولت)، (جامعه- دولت)، (جوامع مختلف با یکدیگر) و… فراهم می کند، اما از سوی دیگر هم گروه ها و افرادی از شبکه های اجتماعی برای امورات و اهدافی از جمله ترویج خشونت، نفرت پراکنی،بنیادگرایی، اخبار جعلی، اقدامات تروریستی، خودکشی و فروش شبکه ای مواد مخدر، آزار و اذیت سایر کابران، محتوای مستهجن، تبعیض نژادی، کودک آزاری و… استفاده می کنند، لذا موجب دوگانگی در نگاه های حقوقی نسبت به این شبکه ها شده است.

نویسنده: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید