مناسبت ها

اصلاح ساختار فکری-سازمانی ملل متحد برای تحقق جهانی صلح

صلح در منشور ملل متحد، مفهومی ترکیب شده با «امنیت» است که حفظ آنها به عنوان اولین هدف سازمان ملل متحد در ماده 1 این سند ویژه حقوقی بین المللی تصریح و تاکید شده است. البته مقدمه منشور، عمدتاً ترجمانی محسوس و مصداقی از «صلح» است که از «پرهیز و منع تکرار جنگ های جهانی خانمانسوز» یا صلح منفی آغاز و به مولفه های اثباتی و ایجابی صلح ختم می شود. با این حال، هیچ گاه نه در محتوای 110 ماده ای این سند و نه در عملکرد این سازمان طی 70 سال گذشته که با تصویب حدود 10 هزار قطعنامه در ارکان مختلف آن منجر گردیده، حتی برای یکبار «صلح» و «امنیت» یا «صلح و امنیت» تعریف نشده است.
این وضعیت ابهام در تعریف مساله اول جامعه بین المللی، قطعاً معنادار است و حتی واکاوی علل و عوامل یا اهداف آن، کلید گشایش دریچه ای جدید به راهکارها و ساختارهائی هستند که بتوانند «صلح واقعی» را برای جامعه بشری و آسیب پذیرتر امروز مطالبه نمایند.
البته تاکید بر عناصر ناهمگون در نظام ملل متحد- از منشور (حقوق تاسیس) گرفته تا عملکرد ارکان (حقوق کارکردی و عملی) آن- که خود از عدم کارآئی و توان تحقق صلح حکایت دارند و حتی گاه به مثابه عوامل موجبه تهدید صلح عمل می نمایند، به معنای نفی کلی ظرفیت های این ساختار بین المللی و تعهدی که اعضای آن برای تامین صلح و امنیت بین المللی داده اند، نیست. اما نکته اینست که این سازمان، اصلی ترین نهادی است که چنین مسئولیتی را در جامعه بین المللی متقبل شده ولی از کمترین اثر عملی بر ایفای این تعهد برخوردار است. نهایتاً اینکه راه حل، در حذف این ظرفیت یا جایگزین کردن مجاری دیگر نیست بلکه اصلاح ساختاری آن، عملی ترین راهکار به نظر می رسد؛ راهکاری که موسسین و حامیان این سازمان را نیز به همراهی و مشارکت خواهد طلبید.
امروزه همه ارکان و نهادهای جامعه بین المللی آگاهند که صلح به ویژه در پرتو تجربه هفت دهه فعالیت نظام جدید بین المللی پس از جنگ گرم، مقوله ای چند لایه و با ابعاد و محورهای در هم تنیده است که باید در گستره ای همگن و هم افزا مدنظر قرار داد. «آموزش» که در سال گذشته به عنوان محور پیام سال دبیرکل در روز جهانی صلح بود، انسان محور است تا دولت محور.
هنوز هم صلح اصلی ترین کلیدواژه دولتهائی است که جنگ افروزی (به مفهوم نرم و سخت آن) را مرکزثقل سیاست خارجی خود می دانند. آتش جنگ عمدتاً با حمایت مستقیم و غیرمستقیم برخی دولتها و گروههای متعلق به جریان سلطه و هژمونی جهانی، برافروخته می شود. صلح بدون شک، نیازمند ایجاد زیرساخت های لازم در محیط داخلی، منطقه ای و جهانی است و آموزش در سطح کلان آن یکی از این زیرساخت ها محسوب می شود ولی بیانگر همه آنها نخواهد بود.
گفتنی است که دبیرخانه ملل متحد امسال برای جهت گیریهای این رکن از سازمان در زمینه صلح جهانی پیش بینی کرده نیز کارآمد نیست. زیرا تدبیری هوشمند تضادساز در آن مشاهده می شود. این سازمان تلاش کرده تا ظرفیت حقوق بشر را به خدمت صلح درآورد. غافل از اینکه حقوق بشر چه بسار آسیب ها و تعارض هائی بیشتر از برخی مصادیق صلح دارد. حقوق بشر یک مقوله فرهنگی است و نه صرفاً هنجاری. در رویکرد احتیاطی نسبت به آنچه تهدید نرم در جهان معاصر اطلاق می شود، تفسیر حقوق بشری از صلح جهانی نوعی تلاش برای جهانی سازی یک فرهنگ معین است؛ فرهنگی که در عرصه حقوق بشر به غلبه رسیده و سایه خود را بر هنجارهای ماهیتی و ساختاری این عرصه گسترانده است. بر اساس این برداشت، اگر قرار باشد که صلح از طریق حقوق بشر و بردباری محقق شود، مادامی که حقوق بشر و بردباری معنائی خاص و خاستگاهی معین دارد، صلح نیز وضعیت محدود و جهت بندی شده ای خواهد یافت که نهایتاً هر اثر و نتیجه ای که داشته باشد، امیدی به تغییر وضعیت صلح در جهان را نمی توان خروجی مورد انتظار آن شمرد.
اصلاح منشور ملل متحد، یکی از گام های اساسی در راستای تحقق جهانی صلح به نظر می رسد. در این صورت، می توان به جای «روز جهانی صلح» که تکرار دردها و رنج های بشر طی قرون و اعصار گذشته است، ما در آینده شاهد «روز تحقق جهانی صلح» باشیم.

نویسنده:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *