مناسبت ها

الزامات و بایسته های آتش بس جهانی:ارزیابی پیام دبیرکل سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهانی صلح

دبیر کل سازمان ملل متحد در پیامی که به مناسبت روز جهانی صلح، سال جاری را که با عنوان «آموزش برای صلح» نام گرفته است، فرصتی برای تجدید قوای نظام بین المللی به منظور برقراری آتس بس جهانی قلمداد نموده است.
تکیه دبیرکل در پیام خود، آموزش با محوریت حقوق شهروندی جهانی به ویژه بردباری و احترام متقابل است. به واقع، محتوائی که وی به منظور آموزش مدنظر قرار داده است، عمدتاً آموزش حقوق بشر و آن هم توجه ویژه به آموزش کودکان است و البته این محتوا، بسیار جزئی تر از دامنه و الزامات برقراری صلح جهانی است. صلح تنها با تکیه بر درک حق های انسانی و تکیه بر کودکان و آموزش آنها در این زمینه محقق نمی شود.
صلح همانگونه که در تجربه شش دهه فعالیت سازمان ملل متحد نمایان شده است، امری پیچیده، چند لایه و با ابعاد و محورهای گوناگون است که در گستره ای همگن و هم افزا می توان بلکه باید آن را مدنظر قرار داد. آموزش تنها یک جریان و قالب است که الزاماً بدون درک محتوای صلح و جهت گیری های آن، به نتایج قطعی یا مثبت منتهی نمی شود. با اینکه سازمان ملل متحد و شخص دبیرکل طی سالهای گذشته و اخیر به مساله آموزش صلح به صورت متعدد و مکرر پرداخته اند، مساله مهم اینست که چه صلحی را باید آموزش داد؟ هرچند متدهای آموزشی در جهان و ملل متکثر و شناخته شده اند، اما آموزش فی نفسه یک مساله است و دستیابی به نتایج و برایندهای تاثیرگذار بر ثبات و عدالت در منطقه و جهان، مساله ای دیگر. به عنوان نمونه، مادامی که جهان به این درک جامع و همگانی نرسد که محتوای صلح امروزین باید بر هنجارها و ارزشهائی راستین و همگانی متکی شود، صلح در همان وضعیتی که امروز بدان گرفتار است، باقی خواهد ماند. امروزه برخی گروهها و افراد، تحقیر ارزشها و اعتقادات دیگران را به عنوان یکی از حقوق انسانی خود می شمارند و نظام بین المللی نیز در برابر این روند، نوعی سکوت همراه با رضایت را در پیش گرفته است. در پرتو همین روند است که سوزاندن قرآن و توهین به پیامبران الهی، به صورت پیوسته و زنجیروار ظاهر می شوند بدون آنکه نظام بین المللی سندی در این زمینه تدوین کند و به انسان به عنوان موجودی صاحب حق و تکلیف (و نه فقط حق) بنگرد.
مادامی که تردیدها و تهدیدهای ارزشهای جمعی، باقی است و گاه ماهیت حق به خود می گیرد، آموزش این حق های تهدیدآمیز و تحقیرکننده، چگونه می تواند پیام آور صلح در آینده جهان باشد؟
با مطالعه دقیق محتوای جدید پیام دبیرکل ملل متحد در خصوص روز جهانی صلح، به نظر می رسد که وی آموزش را عمدتاً به عنوان تدبیری برای مقابله با بیسوادی و توسعه تحصیل (کودکان و تریبت مربیان آموزشی) مدنظر قرار داده است. این در حالی است که مقصود باید «آموزش صلح» باشد و نه آموزش به صورت محض و کلی. اینکه همه انسانهای حق دارند مورد آموزش قرار گرفته، تحصیل نمایند و درس خوانده شوند، نه تنها حقی امروزین است بلکه در آموزه های ادیان توحیدی به ویژه اسلام با عناوین مختلف بیان گردیده و تعلیم و تعلیم به عنوان عبادت شمرده شده است. اما در جهان امروز که بی عدالتی به صورت سازمان یافته و با صرف هزینه ها و در قالب برنامه های متعدد تعقیب می شود، آیا می توان آموزش را محور و کانون یک تصمیم گیری خردمندانه و برون رفت از بحران های موجود جهانی شمرد؟
بیسوادی تنها عامل تهدید صلح در دنیای امروز نیست. صلح مثبت به همین میزان که نیازمند آموزش و تحصیل است، به برقراری عناصر و منابع لازم برای حیات متعالی و همزیستی محترمانه انسانها، ملل و دول محتاج است. آتش جنگ عمدتاً با حمایت مستقیم و غیرمستقیم برخی دولتها و گروههای متعلق به جریان سلطه و هژمونی جهانی، برافروخته می شود. صلح بدون شک، نیازمند ایجاد زیرساخت های لازم در محیط داخلی، منطقه ای و جهانی است و آموزش در سطح کلان آن یکی از این زیرساخت ها محسوب می شود ولی بیانگر همه آنها نخواهد بود.
در نگاهی فرهنگی آن هم در شرایط نزاع های نرم و فکری معاصر، با بیانی ساده می توان گفت که این رویکرد در زمینه صلح جهانی نوعی تلاش برای جهانی سازی یک فرهنگ معین است.  بر اساس این برداشت، اگر قرار باشد که صلح از طریق حقوق بشر و بردباری محقق شود، مادامی که حقوق بشر و بردباری معنائی خاص و خاستگاهی معین دارد، صلح نیز وضعیت محدود و جهت بندی شده ی خواهد یافت که نهایتاً هر اثر و نتیجه ای که داشته باشد، امیدی به تغییر وضعیت صلح در جهان را نمی توان انتظار داشت.
انتظار می رفت دبیرکل ملل متحد، برای صلح جهانی نه به عنوان یک مساله سطح پائین، بلکه متناسب با آستانه اهمیت آن در ماموریت ها و اهداف این سازمان جهانی توجه می نمود. برای برداشتن گامی جدید به سوی الگوئی نوین از صلح، باید آسیب های موجود صلح جهانی را شناخت و در این زمینه، نکته مقدم قبول اشتباهات ارکان ملل متحد در مرحله فکر و عمل است. از سوی دیگر، باید ظرفیت های یک صلح عادلانه در جهان را بهتر شناخت و مشارکت عمومی و همگانی در استقرار صلح ایجاد نمود. نهایتاً اینکه صلح شایسته ملل جهان، در پرتو مشارکت و تلاش جهانیان و در سایه احترام به ارزشهای عام و مشترک آنها از جمله عدالت، میسر می شود و ملل متحد باید این عدالت بنیادین و محوری را به مثابه هسته صلح جهانی و ایجاد دورنمائی مناسب از صلح برای جامعه بشری درک نماید. همچنین باید ملل متحد محتوای صلح مطلوب جهانی را نیز تعریف و تبیین نماید؛ صلحی که ارزشهای یک جامعه پایدار و زندگی عزتمند و رو به تعالی انسانی را میسر سازد.
در چنین شرایطی است که می توان برای برقراری آتش بس جهانی، فراخوان داد و همه ملل را به همکاری و همبستگی حول محور صلح عادلانه دعوت نمود. آتش بس را فقط نباید به آتش های ظاهری و جنگ ها بسنده نمود. بلکه باید سیاست ها و گفتمان های جنگ طلبی را که تا کنون به جنگ های متعدد، اشغال و مداخله های نظامی منتهی شده است، تحت پوشش قرار دهد.

نویسنده:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *