یاداشت ها

نامزد صلح نوبل و وزارت جنگ

 

 

 

وزارت دفاع ایالات متحده در سپتامبر ۲۰۲۵، با صدور دستور اجرایی ترامپ، به «وزارت جنگ» تغییر عنوان داد. این اقدام، با وجود ماهیت نمادین و نیاز به تصویب کنگره برای رسمی شدن، حامل پیام‌های راهبردی و سیاسی مهمی است. ترامپ این تغییر را برگرفته از تاریخچه اولیه وزارت دفاع می‌داند و تأکید می‌کند که نام پیشین، واقعیت تمرکز وزارتخانه بر پیروزی در جنگ‌ها را پنهان می‌کرده است. پیت هگست، وزیر دفاع، با تکرار این دیدگاه، تغییر نام را بخشی از ایجاد «روحیه جنگجویی» در نیروهای مسلح آمریکا توصیف کرده است.

این اقدام در تناقض آشکار با تصویر عمومی ترامپ به عنوان «رئیس‌جمهور صلح» و نامزد دریافت جایزه صلح نوبل قرار دارد. منتقدان، از جمله کارشناسان سیاست خارجی، این تغییر را نمایانگر موضعی تهاجمی و شعارگونه در سیاست خارجی می‌دانند که ممکن است اعتبار و امنیت آمریکا را در عرصه بین‌الملل تضعیف کند. هم‌زمان با این تغییر نمادین، دولت ترامپ اقدام به عملیات‌های نظامی پرتنش کرده است؛ از جمله حمله مرگبار به یک قایق متعلق به باند قاچاق مواد مخدر ونزوئلا و اعزام ناوهای جنگی و هواپیماهای جنگنده به کارائیب، که نشان‌دهنده تغییر تدریجی از موضع دفاعی به موضع تهاجمی است.

از منظر تاریخی، وزارت دفاع آمریکا پیش از سال ۱۹۴۷ با عنوان وزارت جنگ شناخته می‌شد و پس از جنگ جهانی دوم، تحت اصلاحات «قانون امنیت ملی» به ریاست ترومن، ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی در یک ساختار یکپارچه به نام «نظامی ملی» ادغام و نهایتاً نام آن به وزارت دفاع تغییر یافت. ترامپ با بازگرداندن عنوان قدیمی، نه تنها به گذشته تاریخی نظامی آمریکا ارجاع می‌دهد، بلکه تلاش می‌کند رویکردی هجومی‌تر در دیپلماسی و سیاست دفاعی آمریکا ترسیم کند.

از منظر روابط بین‌الملل، این اقدام در شرایطی انجام می‌شود که جایگاه و نفوذ آمریکا در صحنه جهانی با چالش مواجه است. همزمانی این تغییر نام و اقدامات نظامی در ونزوئلا، با برگزاری رژه ارتش خلق چین و حضور رهبران 4 کشور منتقد (تجدیدنظرطلب) آمریکا، پیام روشنی از تمایل واشنگتن به بازسازی تصویر قدرت سخت آمریکا به جهانیان می‌دهد.

در سطح داخلی نیز، هزینه‌های مرتبط با تغییر نام، از جمله تابلوها، اوراق رسمی و تغییرات وب‌سایت، در زمانی که بودجه پنتاگون با محدودیت مواجه است، مورد انتقاد کارشناسان قرار گرفته است. دموکرات‌ها و رسانه‌های لیبرال آن را نشانه‌ای از افراط‌گرایی ترامپ دانستند و هشدار دادند که این کار تصویر بین‌المللی آمریکا را به‌عنوان کشوری جنگ‌افروز تثبیت می‌کند. در کنگره، تعدادی از ذاین تغییر استقابل کرده اما عده ای دیگر شکایت داشتند که این تغییر میلیون‌ها دلار برای این وزارتخانه هزینه خواهد داشت، آن هم برای اقدامی که عمدتاً نمادین تلقی می‌شود. در این رابطه سرهنگ بازنشسته لری ویلکرسون، رئیس دفتر سابق کالین پاول، وزیر خارجه سابق در دولت جرج بوش، با تخمین اینکه این تلاش صدها میلیون دلار هزینه خواهد داشت، به نشریه هیل گفت: «این کار بسیار بسیار پرهزینه است.»

 

سازوکارهای تغییر نام وزار‌خانه

علیرغم اینکه این فرمان ترامپ، یک فرمان اجرایی است، اما همچنان برای تغییر نام رسمی وزارت دفاع به نام جدید به اجازه کنگره نیاز است. تعدادی از متحدان جمهوری‌خواه ترامپ در کنگره، از جمله سناتور ریک اسکات و سناتور مایک لی، پیشقدم شده‌اند و لایحه تغییر نام وزارت جنگ را ارائه کرده‌اند. محافظه‌کاران نزدیک به ترامپ نیز از این اقدام استقبال کردند و اظهار کردند که «دفاع» تنها زمانی معنا دارد که دشمنان آمریکا از «قدرت جنگی» آن بترسند.

در ایالات متحده، تغییر نام یک وزارتخانه فدرال، از جمله تغییر نام وزارت دفاع به «وزارت جنگ»، فرایندی قانونی دارد که چند مرحله را شامل می‌شود. ابتدا رئیس‌جمهور می‌تواند با صدور دستور اجرایی، تغییرات نمادین یا داخلی در نام وزارتخانه ایجاد کند. این دستور اجرایی قدرت قانونی دائمی برای تغییر رسمی نام وزارتخانه ندارد و صرفاً اجازه می‌دهد که نام جدید در مکاتبات رسمی، مراسم و اسناد غیرقانونی به‌عنوان عنوان ثانویه استفاده شود.

برای تغییر رسمی و قانونی نام، تنها کنگره آمریکا دارای اختیار است، زیرا ایجاد و تعریف وزارتخانه‌ها بر اساس قوانین تصویب شده توسط کنگره انجام شده است. در این مرحله، نمایندگان یا سناتورها باید طرح قانونی مربوط به تغییر نام را ارائه کنند که در آن جزئیات تغییر عنوان، ساختار مدیریتی و اختیارات جدید وزارتخانه مشخص می‌شود. طرح قانونی پس از تصویب در هر دو مجلس کنگره برای امضای رئیس‌جمهور ارسال می‌شود تا به قانون تبدیل شود. اگر رئیس‌جمهور با آن موافق نباشد، کنگره می‌تواند با رأی اکثریت دو سوم، این طرح را به قانون تبدیل کند و نام جدید را رسماً به اجرا درآورد.

پس از تبدیل طرح قانونی به قانون رسمی، وزارتخانه موظف است نام جدید را در تمام اسناد رسمی، قراردادها و ساختار سازمانی خود پیاده‌سازی کند. این شامل تغییر تابلوها، اوراق رسمی، وب‌سایت‌ها و اسناد داخلی است تا نام جدید به‌صورت یکپارچه و قانونی جایگزین شود. بنابراین، هرچند دستور اجرایی رئیس‌جمهور می‌تواند تغییر نمادین و فوری ایجاد کند، تصویب نهایی و رسمی تنها با دخالت و تصویب کنگره امکان‌پذیر است.

 

دلایل اصلی تغییر نام وزارت دفاع آمریکا به «وزارت جنگ» توسط ترامپ:

ارجاع به تاریخچه نظامی آمریکا

ترامپ تأکید دارد که نام «وزارت جنگ» به دوره ۱۷۸۹ تا ۱۹۴۷ بازمی‌گردد، زمانی که آمریکا در جنگ‌ها پیروزی‌های آشکاری داشت. او معتقد است این نام بهتر نشان‌دهنده مأموریت واقعی وزارتخانه—پیروزی در جنگ‌ها—است و نام «وزارت دفاع» پس از جنگ جهانی دوم، به‌ویژه تحت تأثیر «جهت‌گیری‌های سیاسی» (و به تعبیر او «ووک») انتخاب شد.

 

ایجاد «روحیه جنگجویی» در نیروهای مسلح

وزیر دفاع، پیت هگست، استدلال می‌کند که بازگرداندن نام قدیمی، موجب تقویت نگرش تهاجمی و انگیزه جنگجویانه در ارتش آمریکا می‌شود. این تغییر نمادین بخشی از تلاش دولت برای پرورش «جنگجویان» به جای صرفاً «مدافعان» است. این تغییر عنوان، نویددهنده افزایش اقدامات قهرآمیز و بی‌ثبات‌ساز واشنگتن در محیط بین‌المللی بویژه در عرصه‌های رقابت ژئوپلتیکی با رقبای جهانی است.

 

نمایش قدرت و سیگنال‌دهی بین‌المللی

تغییر نام همراه با اقدامات نظامی پرخطر مانند حمله به قایق قاچاق مواد مخدر ونزوئلا و اعزام ناوها و هواپیماهای جنگنده، پیامی قوی از قدرت سخت آمریکا به رقبا و متحدان جهانی ارسال می‌کند. این نشان‌دهنده تغییر از موضع صرفاً دفاعی به رویکرد هجومی و تهاجمی است. با علنی‌کردن «جنگ» به جای «دفاع»، ترامپ عملاً می‌کوشد جنگ‌طلبی را از تابو خارج کرده و آن را بخشی از هویت سیاسی آمریکا جلوه دهد. درک این موضوع در بحبوحه رقابت فزاینده با محور شرق که منتقد هژمونی غرب و یکجانبه‌گرایی آمریکا در روابط بین‌الملل بوده و توانسته اند در این مسیر نهادسازی کرده و با شکل دادن به سازمان‌های مهمی مانند بریکس و شانگهای همکاری سایر کشورهای جنوب جهانی را نیز جلب کرده و زنگ خطر تغییر معادله جهانی قدرت را برای واشنگتن به صدا درآورند، بهتر میتواند صورت گیرد.

 

پیوند با سیاست داخلی و تصویر ریاست‌جمهوری

ترامپ این اقدام را هم‌راستا با شعارهای خود علیه «ووک» و سیاست‌های به اصطلاح «ضعیف» می‌داند و از منظر تبلیغاتی، تصویری قوی و جدی از رهبری نظامی آمریکا ارائه می‌دهد. همزمان، این اقدام با وعده‌های او برای کاهش هزینه‌ها و کارآمدی دولت همراه شده است، اگرچه منتقدان هزینه‌های نمادین آن را غیرضروری می‌دانند.

 

نمادگرایی و تبلیغات سیاسی

ترامپ با این تغییر نمادین، می‌کوشد نشان دهد که سیاست خارجی او بر اساس «پیروزی و قدرت» و نه صرفاً «دفاع و صلح‌طلبی» شکل می‌گیرد، حتی اگر این با ادعاهای او درباره صلح و پرهیز از جنگ در تضاد باشد. ترامپ برای مقابله با روند تدریجی افول هژمونی سیاسی و اقتصادی (کاهش دلار در مبادلات بین‌المللی) می‌خواهد نشان دهد آمریکا هیچ ابایی از جنگ ندارد و برای حفظ نظم تک قطبی تکیه خواهد کرد.

 

نتیجه آنکه این تصمیم ترامپ نمایانگر تضاد مرکزی در سیاست داخلی و خارجی اوست: از یک سو تلاش برای القای قدرت و برجسته‌سازی پیروزی‌های نظامی آمریکا و از سوی دیگر ادعای پیگیری صلح و جلوگیری از جنگ. این رویکرد نمادین و عملی، ترکیبی از پیام‌های سیاسی داخلی، نمایش قدرت نظامی و بازتعریف نقش آمریکا در نظم بین‌المللی را به تصویر می‌کشد که اهداف آن بیشینه سازی قدرت آمریکا در منطقه آمریکای لاتین و تحت تاثیر قرار دادن رقبای تجدیدنظر طلب خود در جهان است. تحولات فوق الذکر نشان می‌دهد که مرز بین دفاع و تهاجم در سیاست خارجی آمریکا در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ تا حد زیادی محو شده است.

محمد علی صدیقی

دبیر کارگروه تولید محتوا  و کارشناس مسائل آمریکا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× هشت = 72