وبلاگ

گزارش ها

چرا مکرون تشنه صلح با آمریکا است؟ تلاش برای احیای روح جهانی

 فرانسه و ایالات متحده بدون هماهنگی مطلوب با سه خطر در هم تنیده روبرو هستند؛ نخست جسارت چین برای تجاوز به تایوان به واسطه عدم اتحاد و هم‌صدایی در عرصه ترنس آتلانتیک، دوم، چندصدایی در ارتباط با چین که می‌تواند ثبات هند و اقیانوس آرام را تضعیف کند و آخر، شرایط دشواری که ایالات متحده در آن قرار دارد؛ شرایطی که موجب می‌شود واشنگتن چاره‌ای جز پیروی از استراتژی هند و اقیانوسیه بدون هم‌صدایی اروپایی‌ها نداشته باشد.

به گزارش اکوایران، پس از جدال سال گذشته میان فرانسه و آمریکا در باب پیمان امنیتی اکوس، حالا واشنگتن میزبان امانول مکرون خواهد بود؛ همانی که زمانی تلاش داشت تا در قامت رهبر برجسته اروپایی با تک‌روی‌هایش زمینه را برای برجسته‌تر کردن نقش این بازیگر در عرصه بین‌الملل هموار کند. اما تحولات جهانی چون تداوم جنگ در اوکراین و رویکرد تهاجمی چین در ارتباط با همسایگانش موجب شده تا فرانسه بقای قدرت خود را در گرو احیای رابطه فراآتلانتیکی و احیای قدرت و توان ناتو بداند.

در چنین چارچوبی، سفر مکرون به آمریکا – آمریکای پساترامپ که هنوز در باب تداوم سیاست‌های حمایتی‌اش تردیدهای جدی وجود دارد – قابل تبیین است. در همین راستا «ماری جوردین» و «سلیا بلین»، تحلیلگران فعال در شورای آتلانتیک و بروکینگز یادداشتی را در «فارین افرز»  تحت عنوان «فرصت تاریخی بایدن و مکرون» منتشر کرده‌اند که اکوایران پیش از این بخش اول آن را با عنوان «پشت پرده سفر تاریخی مکرون به واشنگتن؛ ماموریت مرد جاه طلب اروپا» منتشر کرده و در ادامه بخش دوم و پایان آن منتشر می شود:

دشمن مشترک؛ بهانه‌ای برای بازتعریف ائتلاف‌ها

جنگ در اوکراین نشان داده که چگونه ناتو و اتحادیه اروپا قادرند نقش مکمل را ایفا کنند. اگرچه ناتو نقش مهمی در جلوگیری از حمله روسیه به خارج از مرزهای اوکراین ایفا کرده، اما نیروی محرک حمایت نظامی مستقیم از کی‌یف محسوب نمی‌شود. ابتکارعمل‌های موقت چون تعریف گروه تماس دفاعی اوکراین به رهبری ایالات متحده در هماهنگی بسیاری از حمایت‌های نظامی نقش داشته در حالی که اتحادیه اروپا با تکیه بر کمک‌های ارسالی از طریق تاسیسات صلح اروپایی وارد میدان شده است. چنین پیش‌زمینه‌ای می‌تواند زمینه را برای همکاری‌های بیشتر میان ناتو و اتحاد اروپا هموارتر کند؛ رخدادی که مدت‌هاست اروپا در باب آن رایزنی دارد اما از منظر فرانسه تحققش را نباید به تعویق انداخت.

حال اگر فرانسوی‌ها به فشارهای ایالات متحده برای دفاع از اروپا امید دارند، آمریکایی‌ها نیز به همسویی با فرانسه در برابر چین امید بسته‌اند. دولت بایدن در رقابت با پکن و تعریف ائتلافی قوی جهت مقابله با تجدیدنظرطلبی‌ها، قصد دارد شکاف میان اولویت‌های آمریکا و فراآتلانتیک را کاهش دهد. ایالات متحده همچنین نگران تهاجم احتمالی چین به تایوان است؛ هرچند به پاسخ نظامی اروپا در صورت وقوع چنین حمله‌ای چندان امیدوار نیست. آمریکا انتظار دارد که کشورهای عضو قاره سبز برای تقویت اهرم‌های بازدارنده علیه چین جهت توقف حملات به این بازیگر کمک کنند.

سیاست یک بام و دو هوای پاریس

ناظران با تکیه بر این مقوله تاکید دارند که ایالات متحده باید به همکاری با فرانسه و اتحادیه اروپا ادامه داده تا قاره سبز را منعطف‌تر کند.از این منظر، فرانسه متحد کلیدی برای ایالات متحده قلمداد می‌شود، اما مدیریت آن دشوار است. اگرچه فرانسه در باب مقوله‌هایی مثل کنش‌ها و واکنش‌های چین و ایالات متحده دغدغه‌های مشترکی دارد، با این همه پاریس قصد دارد سیاست ملی و اروپایی متمایز ترسیم کند؛ سیاستی که به واسطه‌اش از همسویی خودکار با واشنگتن پرهیز کرده و در صورت همسو شدن منافع، امکان همکاری با پکن را باز بگذارد.

فرانسه همچنین در صدد است راه سومی را در اختیار کشورهای منطقه هند و اقیانوس آرام قرار دهد؛ راهی که در چارچوبش تقویت قوانین بین‌المللی و دفاع از حاکمیت به‌جای تشویق کشورها جهت پیوستن به اردوگاه‌های رقیب تعریف شده است، میان کشورهای اروپایی، فرانسه در واکنش به رویکرد تهاجمی چین پیشتاز بوده و جهت ترسیم مکانیسم‌های اتحادیه اروپا برای بررسی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و مبارزه با شیوه‌های اقتصادی اجباری فشار می‌آورد. با این حال این بازیگر خود را قدرت متعادل‌کننده می‌داند؛ قدرتی که منطق بلوک‌های مخالف را رد کرده و بر این باور است که اتخاذ رویکردی تهاجمی در ارتباط با چین در دل ساختار ناتو و پیوستن به طرح‌های تحت رهبری آمریکا علیه پکن، مانعی است در برابر همسویی اروپا با اژدهای زرد.

چندصدایی مانعی برای رویارویی با خطرهای در هم تنیده

برای در هم شکستن این بن‌بست، فرانسه و آمریکا باید ائتلافی قوی جهت بحث در باب مسائل مرتبط با چین را تعریف کنند. ناتو ممکن است یکی از همین نهادها باشد؛ هرچند به دلیل چالش‌های ایجادشده توسط پکن، نیاز به نهادسازی در این باب بسیار است. در شرایط کنونی اتحادیه اروپا خود را برای رویارویی در برابر شوک‌های اقتصادی احتمالی ناشی از اختلال در تجارت جهانی آماده می‌کند؛ هرچند فضا برای افزایش همکاری میان ایالات متحده و اتحادیه اروپا در حوزه تجارت و فن‌آوری هموار است.

فرانسه و ایالات متحده بدون هماهنگی مطلوب با سه خطر در هم تنیده روبرو هستند؛ نخست جسارت چین برای تجاوز به تایوان به‌واسطه عدم اتحاد و هم‌صدایی در عرصه ترنس آتلانتیک؛ دوم، چندصدایی در ارتباط با چین که می‌تواند ثبات هند و اقیانوس آرام را تضعیف کند و آخر، شرایط دشواری که ایالات متحده در آن قرار دارد؛ شرایطی که موجب می‌شود واشنگتن چاره‌ای جز پیروی از استراتژی هند و اقیانوسیه بدون هم‌صدایی اروپایی‌ها نداشته باشد.

ایالات متحده در رقابت با چین به‌واسطه تصویب قانونی جهت کاهش تورم در سال 2022 به یکی از اهداف قانونی‌اش، یعنی سرمایه‌گذاری عظیم در مشاغل و صنایع سبز ایالات متحده، دست یافته است. اما این قانون که مشوق مصرف داخلی است و ممکن است به سرمایه‌گذاری‌ها در اروپا پایان دهد، موجب شده تا بازیگران قاره سبز از چرخش‌های دائمی ایالات متحده در عرصه حمایت‌گرایی هراس داشته باشند. امروز فرانسه و آلمان برای تعریف یارانه‌های مشابه بر صنایع اروپایی فشار آورده و مکرون ایده قانون خرید اروپا را مطرح کرده است. پاریس همچنین با صدای بلند فریاد زده و از اینکه اروپایی‌ها باید سه تا چهار برابر آمریکایی‌ها برای گاز طبیعی هزینه بپردازند، شاکی است.

چنین جدالی نشان از آن دارد که انگیزه‌های حمایت‌گرایانه دو قاره حتی در لحظه همبستگی ظاهری در عرصه فراآتلانتیک، تا چه اندازه می‌تواند تفرقه‌انگیز باشد. با رشد جریان‌های پوپولیستی راست افراطی در هر دو سوی اقیانوس اطلس، مکرون و بایدن باید درک دقیقی از خطرهای سیاسی پیش رو داشته باشند؛ بویژه اینکه ممکن است در نهایت با رهبرانی جایگزین شوند که قادرند در رقابت مخرب با رقبا شرکت کنند.

بی‌اعتمادی به چرخش‌های فصلی آمریکا

عصر اتحاد فراآتلانتیکی ممکن است طولانی نباشد؛ به هممین دلیل است که هیچ بازیگری حتی پیش از آنکه رأی‌دهندگان آمریکایی فرصتی برای بازگرداندن ترامپ به قدرت داشته باشند، اقتصاد جهانی را به عرصه رقابت با حاصل جمع صفر میان متحدان فراآتلانتیکی تبدیل نمی‌کند. بایدن و مکرون باید علاوه بر یافتن زمینه‌های مشترک برای همکاری در ارتباط با چین و تعریف سیستم دفاعی اروپایی، از شام تاریخی‌شان به‌سان فرصتی برای تقویت روابط جهت مقابله با آنچه قرار است در آینده رخ دهد، استفاده کنند.

یکی از راه‌های حراست از ائتلاف در برابر مشکلات پیش رو، تعریف مکانیسم‌های بورکراتیک جدید است که در قیاس با انجمن‌های مستقر چون ناتو و گروه هفت انعطاف‌پذیرتر باشند. این نهادها می‌توانند به شکلی دو یا چندجانبه تعریف شوند، هرچند باید زمینه‌ای برای جلوگیری از سوءتفاهم‌ها و پیشبرد اهداف استراتژیک مشترک فراهم شود.

بایدن و مکرون فرصتی تاریخی دارند برای ساختن هرآنچه که می‌خواهند در آینده داشته باشند. آنها در قامت رهبران دو کشور با آرمان‌های تاریخی جهان‌شمول قادرند برای نشان دادن این حقیقت که چگونه جهان دموکراتیک متحد در قیاس با جهان استبدای بهتر عمل خواهد کرد، طرح‌های مختلفی را ارائه دهند.

آمریکا و فرانسه هر دو بر لزوم رسیدگی به چالش‌ها و نارضایتی‌های کشورهای در حال توسعه تاکید دارند و از این بازیگران می‌خواهند تا در دفاع از اصول جهانی مشارکت داشته باشند. با این حال، در رقابت برای روح جهان، دموکراسی‌های توسعه‌یافته‌ای چون ایالات متحده و فرانسه باید به موقعیت‌های عملی برسند تا بدین طریق بر کشورهای در حال توسعه پیروز شوند.

همزمان با همه‌گیری کووید، مکرون بر اصل چندجانبه‌گرایی نتیجه‌محور که قادر است برای جهان مفید باشد، تاکید داشت و از خواست کشورهای در حال توسعه برای تقسیم عادلانه سیستم‌های مالی چندجانبه حمایت کرد؛ با این همه، چنین تغییری صرفا با حمایت ایالات متحده اجرایی خواهد شد. فرانسه و آمریکا در کنار هم می‌توانند برای اصلاح نهادهای بین‌المللی کارهای زیادی انجام دهند تا به نیازهای کشورهای فقیر در زمینه تامین مالی، آب و هوا، امنیت غذایی، بدهی و بسیاری از مسائل دیگر کمک کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سایدبار