کنفرانس ها

چشم انداز خاكستري صلح در سال 2015

22 سال قبل فرانسيس فوكوياما با نظريه «پايان تاريخ»، موجي از خوشبيني را بر فضاي پس از جنگ سرد حاكم كرد. او مي گفت با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، ارزش‌های لیبرال دمکراتیک در سراسر جهان حاكم شده و نظام لیبرال دمکراسی به صورت یک جریان غالب و مسلط درآمده‌است. نظريه اي كه فوكوياما ارايه كرد، اين تلويح  را داشت كه جهان بعد از جنگ سرد، جهاني با ثبات تر خواهد بود.
نظريه هاي  جهاني شدن، نهادگرايي ليبرال، صلح دموكراتيك و امنيت دسته جمعي يكي پس از ديگري در دوره بعد از جنك سرد جان تازه گرفتند و ديدگاه هاي جديد تري مبتني بر نظريه هاي سازه انگاري اجتماعي نيز به اين روند دامن زدند. منحني ها نيز همگي اين روند را تاييد مي كردند. بر اساس گزراش هايي كه مركز صلح سيستماتيك منتشر كرد، در حالي كه در سال 1992، 29.9 درصد كشورها به نوعي درگير خشونت هاي سياسي بوده اند، اين ميزان در سال 2010 به كمتر از نصف، يعني حدود 13 درصد رسيد. منحني هاي ديگري مانند شمار قربانيان ناشي از خشونت هاي سياسي نيز همين روند خوشبيانه را نشان مي دهند.
اين روند خود را در اسناد سازمان هاي بين المللي هم نشان داد. اهداف توسعه هزاره (MDGs) در سال 2000، بر اساس تصورات غالب در مورد ريشه اجتماعي صلح پيكر بندي شد و جهت گيري هايي مانند برابري جنسي و توانمند سازي زنان، توسعه زيست محيطي، آموزش، زدودن فقر و گرسنگي، شراكت جهاني براي توسعه  به عنوان پايه و اساس صلح و ثبات شناخته شدند. رويكرد غالب اين بود كه “ايجاد صلح نبايد به عنوان يك فعاليت جداگانه و فني پنداشته شود بلكه بايد در داخل برنامه هاي توسعه اي و انساني ادغام گردد.”(1)
ژوئن  2015، آخرين ماه اجراي اهداف توسعه هزاره است و مدتي است كه از «دستور كار بعد از 2015(Post 2015 Agenda)  صحبت مي شود. بر خلاف انتظارها، اهداف توسعه هزاره نتايج قانع كننده و متوازني به دنبال نداشته و در حد توقع و انتظار نبوده است. در حالي كه گفته مي شود كشوري مانند برزيل به همه هشت هدف تعين شده رسيده و از چين و هند به عنوان دو كشور موفق ياد مي شود، كشوري مانند بنين در افريقا، حتي در مسير اين اهداف هم نيست.بر اساس گزارش 28 فوريه سايت «F.P in Focus»،در يك جامعه آماري متشكل از 153كشور، فقط هفت كشور به هدف شماره (1) ، يعني از بين برد فقر مطلق و گرسنگي رسيده اند.
حادثه 11 سپتامبر 2001 و حمله به افغانستان وعراق با فاصله اي اندكي بعد آن، اولين شوكي بود كه نشان داد، جهان ازمختصاتي كه در دهه 1990 به تصوير كشيده شد، در حال فاصله گرفتن است. نظريه هاي واقع گرايانه بار ديگر توجه ها را به خود جلب كرد ولي اين كافي نبود. جهان از سال 2011، آبستن رويدا هايي  جديد شده كه ظاهرا ريشه در تحولات خاورميانه دارد ولي نشانه هايي  قوي وجود دارد كه به خاورميانه محدود نخواهد ماند. بي ثباتي و به چالش كشيده شدن صلح و امنيت بين المللي روندي تصاعدي به خود گرفته و اين روند احتمالا در 2015، سالي كه براي خوشه چيني اهداف توسعه هزاره در نظر گرفته شده، ادامه خواهد داشت.
چشم انداز صلح 2015 را مي توان از رهيافت هاي مختلفي بررسي كرد. يك روش، به كار گرفتن رهيافت سيستمي است.نگاه از اين رهيافت، تصوير چندان خوشبينانه اي پيش روي ما نمي گذارد. جنگ اوكراين ، احتمالا پر شدت ترين بحراني است كه بعد از جنگ سرد رويارويي و از همه مهم تر، بي اعتمادي قدرت هاي بزرگ به يكديگر را به دنبال داشته است.براي اولين بار، روسيه روند همكاري با ناتو در چارچوب شوراي همكاري با ناتو ار متوقف كرد و  رويارويي روسيه با امريكا، ناتو و اروپا در اوكراين، مناسبات را در سطح سيستمي تغيير داده و بازتاب آن، احتمالا در زير سيستم هاي منطقه اي، به خصوص خاورميانه، مي تواند منجر به افزايش كشمكش ها شود. تهديد چندي قبل سوريه به سرنگوني جنگنده هاي آمريكايي در رويارويي احتمالي امريكا با داعش، شايد عملي نشود، ولي بهرحال بازتاب تشديد رويارويي روس ها با امريكا در اوكراين است. عراق، نمونه ديگري است، جايي كه امريكا حاضر نشد جنگنده هاي اف-16 خود را براي مقابله با داعش به دولت عراق بدهد، ولي بلافاصله، سوخوهاي روس براي مبارزه با داعش در اختيار دولت عراق قرار گرفت. اين روند ها نشان مي دهد كه خصوصيت قطبي شدن سيستم حول موضوعات امنيتي در حال افزايش است، موضوعي كه به طوري طبيعي  به افزايش ناپايداري ها منجر شده است.
يك رهيافت ديگر، بررسي روند ناپايداري ها در سطح منطقه اي است. اين روند نيز چشم انداز چندان روشني پيش رو نمي گذارد.خاورميانه به عنوان مركز و شاهراه انرژي جهان، از سال 2011 وارد مرحله پيچيده اي از مناقشه، كشمكش و ناپايداري شده است. جدول «شكنندگي و جنگ دولتي» «مركز صلح سيستمي» نشان مي دهد كه از سال 2011 تا كنون، ميزان بي ثباتي در خاورميانه به يك باره افزايش پيدا كرده است. 12 مورد بي ثباتي مسلحانه جديد در سطح جهان بين سال هاي 2011 تا ماه هاي اول 2014 ثبت شده كه 8 مورد مربوط به  خارورميانه يا حوزه ژئوپليتيكي است كه برخي از آن با نام خاورميانه بزرگ نام مي برند. وقتي ناپايداري هاي دوره اي نقاط مختلف لبنان، جنگ 50 روزه اخير بين فلسطينيان با اسراييل و اعتراضات اخير يمن نيز به اين فهرست اضافه شود (مجموعا 11 مورد)، شاهد آن خواهيم بود كه منحني بي ثباتي خاورميانه، روند تصادعدي قابل توجهي داشته است.در حالي كه سال 2014 هنوز به پايان نرسيده و احتمال گسترش بيشتر مناقشات در فضاي ناپايدار خاورميانه وجود دارد. كافي است براي ملموس تر شدن وضع موجود، به اين مساله توجه شود كه جدول مركز صلح سيستماتيك، بين سال هاي 2007 تا 2010،فقط 2 مورد مناقشه مسلحانه در خاورميانه مربوط به لبنان و سوان جنوبي را ثبت كرده كه البته جنك 22 روزه غزه سال 2009 غزه را نيز بايد به آن اضافه كرد. در ارزيابي كلي، وضعيت موجود، نشان دهنده روند رو به افزايش بي ثباتي در خاورميانه است.
در مورد مناطق ديگر جهان نيز، ارزيابي ها، از احتمال افزايش ناپايداري ها حكايت دارد.طي دهه 1990 و دهه اول هزاره جديد، گفته مي شد كه شرق آسيا تحت تاثير تحولات چشمگير اقتصادي، منطقه ثبات خواهد بود.چشم اندازهاي توسعه اي از جمله گزارش اخير بانك توسعه آسيا نيز از پيشتازي اين منطقه در«اقتصاد دانش بنيان» در آينده خبر مي دهد. با اين حال، اعلام استراتژي «چرخش شرقي» آمريكا در سال 2012، چشم انداز انتقال مناقشات امنيتي به شرق آسيا را نيز افزايش داده است. نشنال اينترست درشماره نوامبر-دسامبر 2012 خود نوشت:« چهار پايه ثبات آسيا  به عنوان سد هاي سيستم منطقه اي موفقي كه آمريكا آن را طراحي و تقويت كرده بود، در حال فروپاشي است. آينده منطقه را مبارزه براي جايگزيني اين چهار پايه مشخص و تعريف خواهدكرد.» اين چشم انداز با تحولات يك سال اخير تقويت شده است. در نوامبر 2013، با تشديد مناقشات سرزميني پكن و توكيو در درياي شرقي، دولت چين منطقه شناسايي دفاع هوايي بر فراز قسمت هايي از مناطق مورد مناقشه اعلام كرد، موضوعي كه با واكنش امريكاو كشورهاي منطقه از جمله ژاپن و كره جنوبي روبرو شد. فوريه 2014 ،موسسسه بين‌المللي مطالعات استراتژيك (IISS) امريكا برآوردي جديد منتشر كرد كه به افزايش تنش‌ها در شرق آسيا اشاره و پيش‌بيني كرده بود كه در سايه چنين تنش‌هايي، رقابت تسليحاتي هم در اين منطقه افزايش خواهد يافت. اين گزارش مي‌گويد كه هزينه‌هاي نظامي اروپا و امريكا طي سال‌هاي گذشته روندي نزولي داشته، ولي هزينه‌هاي نظامي (شرق) آسيا در سال 2013، 6/11 درصد از سال 2010 بيشتر شده است. نكته مهم این گزارش اينست كه تقريباً 60 درصد اين افزايش هزينه‌هاي تسليحاتي در سه كشور چين، ژاپن و كره جنوبي بوده است.
با این پیشینه، دورنمای وضعیت صلح در جهان نیز روشن است: افزایش هزینه های مسابقات تسلیحاتی غرب و شرق جدید، تقابل های آشکار و پنهان قدرتها و متحدین آنها، ائتلاف سازیهای صوری و واقعی، تروریسم سازی و تروریسم پروری در مناطق مختلف جهان، حمله به ادیان الهی و اعتقادات آنها، تنش های جدید و تشدید تنش های موجود، تقویت تهدیدهای زیست محیطی و اقلیمی، وقوع سوانح و حوادث به اصطلاح طبیعی، و …، همگی موید آن هستند که چالشهای فراروی صلح در سال آینده بیشتر خواهد شد. این در حالیست که همکاری واقعی و عزم جدی در سطح بین المللی به ویژه در قالب ساختارهای مدیریت امور جهانی به مراتب پائین تر از شیب افزایش تهدیدهای صلح است. از این رو، واقع گرائی بیش از خوش بینی های تصنعی می تواند به بهبود وضعیت صلح و عدالت در جهان کمک نماید و به نظر می رسد که درک صحیح از واقعیات جهان و آینده پژوهی روندها و تحولات، از لوازم دستیابی به این درک به شمار می رود.

نویسنده:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *