اسلاید شو, یاداشت ها

آنارشیسم انتخاباتی و حزبی در آمریکا

آنارشیسم انتخاباتی و آنارشیسم حزبی در آمریکا و تلفیق این دو با یکدیگر، هزینه‌های زیادی برای حاکمیت این کشور به وجود آورده و جایی برای دفاع مدعیان لیبرال دموکراسی از این هرج و مرج چند لایه باقی نگذاشته است.

 جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا تأکید می کند، از قدرت کناره گیری نمی کند و به رقابت خود با دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق این کشور و رقیب سرسخت خود در انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر ادامه خواهد داد. در این میان، سران حزب دموکرات می گویند تنها راه جایگزین کردن فردی دیگر به جای بایدن، موافقت شخص وی (به عنوان رئیس جمهور آمریکا) برای انصراف از رقابت هاست. به عبارت بهتر، سران حزب متبوع بایدن به طور رسمی قدرت تغییر نامزد انتخاباتی خود را برخلاف نظرش ندارند  و باید صرفاً به کناره گیری بایدن (بر مبنای تصمیم فردی) امیدوار باشند.

صورت مسئله مشخص است؛ در حالی که طبق نظرسنجی های پس از مناظره بایدن -ترامپ 60 درصد طرفداران حزب دموکرات بر لزوم کناره گیری رئیس جمهور ناتوان خود از رقابت ها تأکید می کنند، وی سرسختانه ایستاده است و فعلاً قصد کناره گیری ندارد. اما نکته در کنار رفتن یا نرفتن بایدن نیست؛ بلکه این است دو حزب دموکرات و جمهوری خواه با وجود آنکه خود را دارای قدرت تأثیرگذاری و تصمیم سازی فوق العاده تلقی می کنند، قدرت مهار سیاستمداری ساده را ندارند.

می گویند حزب باید قادر به ترسیم خطوط قرمز پررنگ یا کمرنگ میان رهبران و اعضای خود باشد، اما چنین کارکردی در دو حزب دموکرات و جمهوری خواه مشاهده نمی شود. جالب اینکه در چنین شرایطی مرز میان ساختار و بازیگران در هم ریخته است و چه مقام های آمریکایی بپذیرند یا خیر، نوعی آنارشیسم و هرج مرج حزبی در این کشور رخ داده است. این قاعده در زمینه حزب جمهوری خواه نیز صادق است، چه اینکه ترامپ حتی دعوت سران حزب متبوعش را برای شرکت در مناظره های انتخابات مقدماتی اولیه حزب نمی پذیرد.

در اینجا سران حزب به جای آنکه رفتار اعضای خود (حتی اگر رئیس جمهور یا نامزد انتخابات باشد) را مدیریت یا دست کم بر آن نظارت کنند، باید به تابعی از رفتار و گفتار آنها تبدیل شوند.
این آنارشیسم حزبی را باید با آنارشیسم انتخاباتی در آمریکا ادغام کرد. به عبارت بهتر، دو حزب اصلی آمریکا یعنی دموکرات ها و جمهوری خواهان دچار آنارشی مزمن شده اند و ساختار انتخاباتی که دو طرف در آن رقابت می کنند، مصداق عینی آنارشیسم و مرزبندی نامشخص میان مفاهیم و مصادیق است. در ساختار کالج الکترال، هر ایالت بر حسب جمعیت و اهمیت خود امتیاز الکترال خاصی دارد و فراتر از آن، اگر نامزدی حتی یک رأی بیشتر نسبت به نامزد دیگری در ایالتی به دست آورد، کل امتیاز الکترال آن ایالت به سبد وی واریز خواهد شد.
بسیاری از شهروندان و حتی فعالان سیاسی آمریکا این ساختار را پیچیده، مبهم و نامتعادل قلمداد می کنند، اما نشانه ای دال بر تغییر آن مشاهده نمی شود. آنارشیسم انتخاباتی و آنارشیسم حزبی در آمریکا و تلفیق این دو با یکدیگر، هزینه های زیادی برای حاکمیت این کشور به وجود آورده و جایی برای دفاع مدعیان لیبرال دموکراسی از این هرج و مرج چند لایه باقی نگذاشته است.

حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


نُه − 3 =