امارات و رژیم صهیونیستی پس از سالها ارتباطات محرمانه، در سال ۲۰۲۰ ذیل توافق موسوم به ابراهیم روابط خود را از پشت پرده به سطح رسمی رساندند و در سالهای متعاقب آن همکاریهای طرفین ابعاد امنیتی، اطلاعاتی و نظامی گستردهتری پیدا کرد.
پس از چند دهه روابط پنهان بین امارات و اسرائیل که در دو قسمت قبلی به آن پرداختیم، دو طرف به این نتیجه رسیده بودند که روابط خود را از سایه خارج کرده و به آن رسمیت ببخشند. از همان ابتدای سال ۲۰۲۰ نگاهها به عادی سازی روابط دو طرف معطوف شده بود زیرا این مساله قرار بود نظم امنیتی جدیدی در منطقه ایجاد کند.
در نهایت ۱۵ سپتامبر همان سال (۲۵ شهریور ۱۳۹۹) توافق سازش موسوم به پیمان ابراهیم با میانجیگری ایالات متحده بین رژیم صهیونیستی با امارات و بحرین در کاخ سفید به امضا رسید. این توافق در سطح رسمی با شعار گسترش صلح، همکاری اقتصادی و توسعه روابط دیپلماتیک معرفی شد و اینطور نمایش داده شد که امارات در قبال متوقف کردن شهرکسازیهای رژیم صهیونیستی در کرانه باختری، این توافقنامه را امضا میکند.
اما باورها بر این بود که مسائل امنیتی، بهویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهمترین عوامل زمینهساز شکلگیری آن بوده است. در سالهای منتهی به امضای توافق، امارات و رژیم صهیونیستی به تدریج به این جمعبندی رسیدند که ساختار امنیتی سنتی منطقه در حال تغییر است. کاهش تمایل ایالات متحده برای مداخله مستقیم در بحرانهای خاورمیانه و نفوذ گسترده ایران، موجب شد آنها همکاری مشترکی در زمینه امنیتی را تقویت کنند.
موسسه مطالعات فلسطین در مقالهای به قلم طارق دانا در آذر ماه ۱۴۰۲ تاکید کرد: توافقنامههایی با سرمایهگذاری سنگین امارات در سامانههای تسلیحاتی پیشرفته و فناوریهای امنیتی اسرائیل، اشتراکگذاری نظامی و اطلاعاتی و همچنین مشارکتهای اقتصادی در بخشهای استراتژیک، روابط امنیتی و نظامی موجود بین دو طرف را به طور قابل توجهی افزایش داد.
مؤسسه چتم هاوس در مقالهای تحت عنوان «توافق ابراهیم و عادی سازی اسرائیل- امارات» در مارس ۲۰۲۳ (فروردین ۱۴۰۲) نوشت که توافق ابراهیم در فضایی شکل گرفت که «ناامنی ناشی از تنشهای ایران و آمریکا» و همچنین نگاه مشترک کشورهای متحد واشنگتن نسبت به فعالیتهای منطقهای ایران، به عامل نزدیکی بازیگران منطقهای تبدیل شده بود.
در واقع، توافق ۲۰۲۰ بیش از آنکه آغاز روابط میان امارات و اسرائیل باشد، رسمی شدن بیش از یک دهه همکاریهای غیرعلنی میان دو طرف بود. پس از امضای توافق ابراهیم، همکاریهای امارات و اسرائیل وارد مرحله جدیدی شد. در حالی که پیش از آن بسیاری از ارتباطات در سطح غیررسمی یا محرمانه انجام میشد، دو طرف بخش قابل توجهی از همکاریهای امنیتی خود را در قالب روابط رسمی دنبال کردند.
مهمترین حوزه این همکاریها، مسائل دفاعی و امنیتی مرتبط با ایران بود. تل آویو و ابوظبی هر دو تهدیدانگاریهایی نسبت به برنامه دفاعی ایران و فعالیت بازیگران غیردولتی متحد با تهران در منطقه کردند.
در سالهای پس از توافق، همکاریهای نظامی میان دو طرف به شکل محسوسی افزایش یافت. گفتوگوهای امنیتی منظم، همکاری در حوزه فناوریهای نظامی، توسعه سامانههای دفاعی و تبادل تجربیات در زمینه امنیت سایبری از جمله مهمترین عرصههای تعامل دو طرف بود.
یک مقاله به قلم سعود آل اسحاق، پژوهشگر قطری در حوزه ایران، و علی باکیر، استادیار دانشگاه قطر، تحت عنوان «رژیم امنیتی پویا: تحلیل همکاریهای امنیتی و دفاعی امارات و اسرائیل پس از توافقنامه ابراهیم» نشان میدهد که این پیمان زمینه شکلگیری نوعی «رژیم امنیتی پویا» را فراهم کرده است که در آن همکاریهای دفاعی و اطلاعاتی فراتر از روابط دیپلماتیک معمول توسعه یافته است.
رژیم امنیتی به مجموعهای از قواعد، هنجارها، سازوکارها و الگوهای همکاری میان دولتها برای مدیریت مسائل امنیتی مشترک گفته میشود. منظور از رژیم امنیتی پویا این است که این همکاریها ثابت، رسمی و نهادیشده به شکل یک ائتلاف کلاسیک نیست، بلکه بهطور مداوم در حال تطبیق با شرایط جدید است.
توافق سازش امارات با رژیم صهیونیستی موجب شد همکاریهای امنیتی و راهبردی به سطحی بیسابقه برسد. از این رو، میتوان گفت که ایران نه تنها یکی از عوامل اصلی شکلگیری توافق ابراهیم بود، بلکه پس از امضای آن نیز به یکی از مهمترین محورهای همکاری میان ابوظبی و تلآویو تبدیل شد.
در این قسمت تلاش شد تا نحوه خارج شدن روابط امنیتی امارات و رژیم صهیونیستی از پشت پرده و ادامه پیدا کردن آن ذیل توافق موسوم به ابراهیم بررسی شود. در قسمت بعدی به کنکاش روابط نظامی دو طرف میپردازیم که در نهایت در زمان تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، به کار گرفته شد.