نافعه امروز(شنبه) در مطلبی در روزنامه العربی الجدید آورده است: این موضوع درباره انگیزههای واقعی این سیاستها تردید ایجاد میکند و حتی برخی آن را بینتیجه یا حتی معکوس ارزیابی کردهاند؛ به این معنا که ممکن است در نهایت ایران را به سمت دستیابی به سلاح هستهای سوق دهد، در حالی که پیشتر چنین هدفی نداشته است.
نویسنده در ادامه تلاش میکند علل و انگیزههای سیاستهای ترامپ علیه ایران، بهویژه در موضوع هستهای، و نیز مذاکرات میان ایران و آمریکا را بررسی کند تا روشن شود آیا این مذاکرات میتواند به توافقی بهتر از توافق ۲۰۱۵ (که اوباما امضا و ترامپ در ۲۰۱۸ لغو کرد) منجر شود یا نه، در ادامه می نویسد: مخالفت شدید ترامپ با این توافق—که آن را «بدترین توافق تاریخ» نامید—به دو عامل نسبت داده میشود: دشمنی او با اوباما و روابط نزدیکش با نتانیاهو.
وی ادامه می دهد: سیاستهای ترامپ بیش از آنکه برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای باشد، با هدف حذف موانع راه «اسرائیل بزرگ» و تضعیف ایران طراحی شده است. بنابراین لغو توافق ۲۰۱۵، اعمال تحریمهای شدید و حتی جنگهای بعدی در همین چارچوب تحلیل میشود.
استاد علوم سیاسی دانشگاه قاهره در ادامه این مطلب با اشاره به اینکه پس از توقف درگیریها، ترامپ تلاش کرد ایران را به تسلیم کامل و برچیدن برنامه هستهای به سبک لیبی وادار کند، اما واقعیتهای میدانی نشان داد ایران شکست نخورده و حتی موقعیت مذاکراتی قویتری پیدا کرده است، می آورد: بر اساس برخی گزارشها، مذاکرات کنونی شامل موضوعاتی مانند بازگشایی تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی، آزادسازی داراییهای مسدود شده و کاهش تدریجی تحریمها است. در مقابل، ایران بر حق غنیسازی در خاک خود تأکید دارد و بحثها بر سر سطح ۳ درصد و توقف موقت غنیسازی برای ۵ تا ۱۰ سال جریان دارد.
همچنین درباره ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، ایران حاضر به تحویل مستقیم به آمریکا نیست و پیشنهاد شده این مواد به کشور ثالث منتقل شود یا تحت نظارت بینالمللی در داخل ایران مدیریت شود.
اودر پایان آورده است: اگر این گزارشها درست باشد، نهایتاً توافقی که ترامپ میتواند به دست آورد تفاوت چندانی با توافق ۲۰۱۵ نخواهد داشت؛ با این تفاوت که بخش مهمی از اورانیوم ۶۰ درصدی پس از لغو همان توافق تولید شده است. در نتیجه انتظار میرود نتانیاهو برای جلوگیری از امضای چنین توافقی تلاش کند و بنابراین این مناقشه همچنان ادامهدار باقی بماند.