اخبار, اسلاید شو

«دیپلماسی ضرب‌الاجلی» ترامپ؛ تهدیدهای بی‌ثمر و توافق‌های ناپایدار

 از جنگ اوکراین تا بحران غزه، و از عرصه تجارت بین‌الملل تا روابط با متحدان اروپایی و ناتو، سیاست خارجی «دونالد ترامپ» در مواجهه با چالش‌های جهانی، الگوی ثابتی را دنبال می‌کند: تعیین ضرب‌الاجل‌های کوتاه‌مدت، تهدیدهای اقتصادی و در نهایت عقب‌نشینی یا انعقاد توافق‌هایی شکننده و ناپایدار.

 با گذشت بیش از ۶ ماه از آغاز دومین دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، نشانه‌های آشکار یک الگوی رفتاری در سیاست خارجی دولت او نمایان شده است؛ الگویی که بر «دیپلماسی ضرب‌الاجلی» استوار است.

رئیس‌جمهوری آمریکا در مواجهه با هر مسئله بین‌المللی، از جنگ اوکراین گرفته تا بحران غزه و مذاکرات تجاری با اتحادیه اروپا، همواره با تعیین مهلت‌های زمانی تلاش کرده طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کند.

این دیپلماسی نمایشی که زمانی رسانه‌ها را مجذوب خود می‌کرد، اکنون با تردیدهای جدی مواجه شده است. مرور آنچه در این مدت روی داده است، نشان می‌دهد که این ضرب‌الاجل‌ها یا نادیده گرفته شده‌ یا به نتایجی محدود و ناپایدار منتهی شده‌ است؛ در حالی‌که ترامپ در رسانه‌ها آن‌ها را پیروزی‌های بزرگ معرفی می‌کند.

اولتیماتوم‌های بی‌اثر برای پایان جنگ اوکراین

دیپلماسی دونالد ترامپ در برابر جنگ اوکراین، به‌ویژه پس از نشست پرتنش در کاخ سفید با ولودیمیر زلنسکی رئیس‌جمهور اوکراین در ماه فوریه (اسفند)، بر پایه فشارهای مستقیم و تعیین مهلت‌های زمانی متمرکز بوده است.

ترامپ به‌تازگی در اسکاتلند و در حضور کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر انگلیس، با کاهش ضرب‌الاجل خود به روسیه برای توافق با اوکراین، از ۵۰ روز به ۱۰ الی ۱۲ روز، بار دیگر دیپلماسی مبتنی‌بر فشار خود را به نمایش گذاشت و ادعا کرد که می‌تواند جنگ اوکراین را پایان دهد؛ اما واقعیت این است که ترامپ پیش از این با توقف کمک‌های نظامی به اوکراین در اواخر فوریه (بهمن/اسفند) و سپس اعمال تحریم‌های بی‌اثر علیه روسیه، ناکامی خود در تحقق وعده‌هایش را نشان داده بود.

«نشنال اینترست» در این باره گزارش داد که ترامپ ابتدا ارسال کمک نظامی آمریکا به اوکراین را متوقف کرد تا زلنسکی را وادار به مذاکره کند. اگرچه این اقدام منجر به یک آتش‌بس محدود ۳۰ روزه شد، اما با مخالفت روسیه با این آتش‌بس، در حالی‌که ولادیمیر پوتین تنها با عدم هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی موافقت کرد، این روند به بن‌بست رسید.

ترامپ نیز در واکنش، زلنسکی را در ماه آوریل (اردیبهشت) مورد حملات لفظی قرار داد و در همان زمان، پس از حمله گسترده موشکی روسیه به کی‌یف، برای نخستین‌بار پوتین را نیز مورد انتقاد قرار داد.

او پیشتر در مبارزات انتخاباتی خود مدعی شده بود که می‌تواند طی «۲۴ ساعت» به جنگ اوکراین پایان دهد؛ اما اکنون نه‌تنها درگیری‌ها ادامه یافته، بلکه با تغییر لحن خود نسبت به پوتین و تهدید به اعمال تعرفه‌های تجاری، دیپلماسی بی‌ثبات خود را آشکار کرده است.

ترامپ در اوایل ژوئیه (اواخر تیر) با تهدید به اعمال تعرفه‌های ۱۰۰ درصدی علیه روسیه، به پوتین ۵۰ روز مهلت داد تا به جنگ پایان دهد؛ اما روز دوشنبه این مهلت را به ۱۰ تا ۱۲ روز کاهش داد.

این رویکرد ترامپ مورد تمسخر مقامات روسی قرار گرفته است. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه باسابقه روسیه، پیشتر با کنایه گفت: «۵۰ روز! قبلاً ۲۴ ساعت بود، ۱۰۰ روز هم بوده است. ما همه این‌ها را پشت سر گذاشته‌ایم.»

سرگئی مارکوف تحلیلگر روس، نیز در واکنشی تند در «تلگرام» نوشت: «پاسخ واقعی روسیه به ضرب‌الاجل ترامپ همان است که ۵۰۰ سال به همه ضرب‌الاجل‌ها داده‌ایم: برو به جهنم!»

تحلیلگران «سی‌ان‌ان» معتقدند که تغییر مهلت زمانی برای اعمال تعرفه‌ها علیه روسیه، «تاثیر چندانی بر محاسبات سرسختانه کرملین ندارد» و از نگاه مقامات روس، این صرفاً ادامه همان تهدیدهایی است که تاکنون بی‌اثر بوده‌ است.

در همین راستا شبکه «سی‌ان‌ان» گزارش داد: تهدید تعرفه‌های ۱۰۰ درصدی بر صادرات روسیه بی‌معناست، چراکه حجم تجارت میان دو کشور سالانه تنها چند میلیارد دلار است.

تحلیلگران «سی‌ان‌ان» معتقدند کاهش ضرب‌الاجل و تهدید به اعمال تعرفه‌های ۱۰۰ درصدی بر صادرات روسیه، با توجه به حجم اندک تجارت سالانه روسیه با آمریکا، «بی‌معنی» استاین رسانه آمریکایی افزود که کرملین بعید است چنین تهدیدهایی را جدی بگیرد؛ چراکه سال‌هاست «اهداف حداکثری» خود در اوکراین را دنبال می‌کند و بارها اعلام کرده است تا تحقق کامل آن‌ها از جنگ دست نمی‌کشد.

از اوکراین تا غزه؛ چرخش تاکتیکی ترامپ یا تغییر موضع نمایشی؟

ترامپ در دیدار با نخست‌وزیر انگلیس در اسکاتلند، موضعی غیرمنتظره نسبت به بحران انسانی در غزه اتخاذ کرد. رئیس‌جمهوری آمریکا در واکنش به ویدیوهایی دلخراش از کودکان مبتلا به سوءتغذیه، برخلاف موضع بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی که منکر وجود قحطی در غزه شده است، گفت که «ما باید بچه‌ها را سیر کنیم» و وعده ایجاد مراکز توزیع غذا را داد.

او به وضعیت اسفناک غزه اذعان کرد و گفت: «به طور خاص با نتانیاهو موافق نیستم، براساس تصاویر تلویزیونی، بچه‌ها خیلی گرسنه به نظر می‌رسند. کودکان در نوار غزه باید فورا غذا و امنیت داشته باشند.»

با این حال، شبکه خبری «سی‌ان‌ان» تاکید کرد که ترامپ «جزئیاتی درباره چگونگی اجرای این طرح در منطقه‌ای جنگی‌ که غیرنظامیان در آن در صف غذا کشته شده‌اند، ارائه نکرد.»

او همچنین نقش آمریکا در بحران گرسنگی در نوار غزه را، در پی طرح رژیم اسرائیل برای کمک‌رسانی به مردم غزه که مورد حمایت واشنگتن و با هدف دور زدن سازمان ملل بوده است، نادیده گرفت.

با این حال، این تغییر موضع رئیس‌جمهوری ایالات متحده ممکن است تنها واکنشی به فشار افکار عمومی باشد، نه تحولی واقعی در سیاست‌گذاری.

توافق‌های ظاهری آمریکا با متحدان دیرینه

در عرصه تجارت، ترامپ با اعمال تعرفه‌های گسترده علیه بسیاری از کشور ها از جمله تعرفه ۱۵ درصدی بر صادرات اروپا، مدعی یک پیروزی بزرگ در چارچوب سیاست‌های «اول آمریکا» خود شده است.

اما توافق اخیر با اتحادیه اروپا که ترامپ آن را «بزرگ‌ترین توافق تجاری تاریخ» توصیف کرده، «اغراق‌آمیز» است و بیانیه کاخ سفید درباره چارچوب این توافق، مبهم، فاقد جزئیات و دارای زبانی مشروط است. در واقع مشخص نیست که اتحادیه اروپا دقیقاً چه امتیازی داده است.

همه اینها یادآور عادت همیشگی ترامپ است که یک دستاورد کوچک را به‌عنوان پیروزی بزرگ جلوه می‌دهد.

فرانسوا بایرو، نخست‌وزیر فرانسه، اخیرا در واکنش به توافق آمریکا و اتحادیه اروپا در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: ائتلاف ملت‌های آزاد که برای تاکید بر ارزش‌ها و دفاع از منافع خود گرد هم آمد، به تسلیم تن داد.

ترامپ با دیپلماسی ضرب‌الاجلی خود چند هدف را دنبال می‌کند: پروپاگاندا و نمایش قدرت با وعده‌های کوتاه‌مدت، تحمیل اراده یک‌جانبه از جمله با استفاده از اهرم‌های اقتصادی و انحراف توجهات از ناکامی‌ها.

ترامپ با دیپلماسی ضرب‌الاجلی خود چند هدف را دنبال می‌کند: پروپاگاندا و نمایش قدرت با وعده‌های کوتاه‌مدت، تحمیل اراده یک‌جانبه از جمله با استفاده از اهرم‌های اقتصادی و انحراف افکار عمومی از شکست‌ها«سی‌ان‌ان» در تحلیلی با طرح سوال‌هایی از جمله اینکه «ترامپ برای مردم آمریکا پیروزی کسب می‌کند یا برای خودش؟ آیا قدرت‌نمایی‌اش علیه متحدان و کشورهای کوچک‌تر، به واقع نشانه‌ای از قدرت است یا رفتاری قلدرمآبانه در حد یک زورگوی مدرسه؟ و پیامد این پیروزی‌ها در بلندمدت چه خواهد بود؟»، تاکید کرد: اتحادهایی که ایالات متحده را به ابرقدرت تبدیل کردند، اکنون آسیب‌پذیر به نظر می‌رسند.

همچنین به باور منتقدان، استفاده ترامپ از قدرت برای تحمیل اراده خود به متحدان دیرینه، در بلندمدت می‌تواند به روابط آمریکا آسیب بزند.

ترامپ ۶ ماه پس از آغاز دومین دوره ریاست‌جمهوری‌اش، در بسیاری از جبهه‌ها دقیقاً به آنچه می‌خواسته، رسیده است. او با تنظیم چارچوب توافق‌نامه‌های تجاری، در حال فروپاشی نظام تجارت آزاد جهانی است. او همچنین بمب‌افکن‌های آمریکا را به سراسر جهان برای بمباران برنامه هسته‌ای ایران فرستاده و از اعضای ناتو، قول افزایش گسترده هزینه‌های نظامی را گرفته است.

این شبکه خبری آمریکایی افزود که سیاست داخلی او نیز به همین منوال است. «ترامپ، کنگره را به تسلیم واداشته، ایدئولوژی خود را بر دانشگاه‌های بزرگ آمریکا تحمیل کرده و دستگاه قضایی را به ابزاری تهاجمی علیه مخالفانش تبدیل کرده است. او همچنین مرز جنوبی را عملاً بسته و مهاجرت غیرقانونی را متوقف کرده است.»

دونالد ترامپ در سفر پر سر و صدایش به اسکاتلند نیز به دنبال نمایش قدرت سیاسی و تاثیرگذاری بر اروپا، بحران غزه و جنگ اوکراین بود. اما در پس این نمایش‌ها، پرسش‌هایی جدی درباره ماهیت واقعی پیروزی‌های ادعایی او در عرصه بین‌المللی مطرح است:

آیا ترامپ در حال کسب دستاوردهایی واقعی است یا صرفاً با قدرت‌نمایی رسانه‌ای، تصویری ساختگی از خود ارائه می‌کند؟ آیا او به جای پیروزی‌های نمایشی می‌تواند به راه‌حل‌های پایدار دست یابد؟

تحلیلگران معتقدند که پیروزی‌های ترامپ بیشتر نمایشی و تصویرسازی رسانه‌ای‌ است. همان‌طور که «سی‌ان‌ان» در گزارش اخیر خود اشاره کرده است، ترامپ، رئیس‌جمهوری به‌شدت تفرقه‌انگیز است و موفقیت‌هایش اغلب نمایشی است تا دستاوردی واقعی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× 2 = دو