دفاع مقدس، تنها هشت سال جنگ و رویارویی نظامی با دشمن نبود؛ بلکه مدرسهای بزرگ برای درس آموختن از ایثار، مقاومت، شجاعت، مسئولیتپذیری، همدلی، فداکاری و حماسه بود؛ مدرسهای که در آن، ملتی بزرگ در یکی از دشوارترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر، سرمایههای انسانی و معنوی خویش را به میدان آورد و از تمامیت ارضی، استقلال، هویت و ارزش های ملی و دینی و حق تعیین سرنوشت خود دفاع کرد.
جامعه دفاع مقدس، بهحق، تجسم عینی فرهنگی بود که در آن «خود» در برابر «ملت» رنگ میباخت و فرد، آرزوها و منافع شخصی خود را در برابر مسئولیتی بزرگتر قرار میداد. در آن فرهنگ، انسان نه صرفاً برای خویش، بلکه برای سرزمین، مردم، باورها و آیندهای که متعلق به همه بود، احساس مسئولیت میکرد. همین نگاه، یکی از مهمترین سرمایههای معنوی دفاع مقدس را شکل داد؛ سرمایهای که آثار آن فراتر از میدان جنگ، در روابط اجتماعی، همیاری مردم، پشتیبانی عمومی و شکلگیری نوعی همبستگی ملی نیز نمود یافت.
مردان و زنان دفاع مقدس، از فرماندهان عالیرتبه تا بسیجیان، سربازان، رزمندگان، امدادگران، نیروهای پشتیبانی و مردم عادی، در جایگاه خود سربازانی بیادعا بودند. بسیاری از آنان نه در اندیشه نام بودند و نه در جستوجوی عنوان و شهرت. آنچه برایشان اهمیت داشت، انجام وظیفه، دفاع از سرزمین و تحقق هدفی بود که به آن باور داشتند. در آن روزگار، مسئولیتپذیری یک شعار نبود؛ بلکه در میدان عمل معنا پیدا میکرد. هرکس خود را در برابر سرنوشت کشور مسئول میدانست و موفقیت را بیش از آنکه به نام خویش ثبت کند، حاصل تلاش جمعی همرزمان و همراهی مردم میدانست.
یکی از برجستهترین ویژگیهای نسل دفاع مقدس، همین روحیه بینامونشانی و گمنامی در خدمت بود. رزمندهای که شبانه در سنگر میخوابید و صبح برای انجام مأموریتی دشوار آماده میشد، کمتر به این میاندیشید که چه کسی نام او را خواهد برد. فرماندهای که مسئولیتی سنگین بر دوش داشت، موفقیت را صرفاً به خود منتسب نمیکرد و مجاهدت همرزمان و ایثار مردم را سرمایه پیروزی میدانست. در فرهنگ دفاع مقدس، «من» جای خود را به «ما» داده بود و همین «ما» توانست در برابر دشمنی مجهز و برخوردار از حمایت قدرتهای خارجی ایستادگی کند.
رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، مسئولیتهای خطیر را با جان و دل میپذیرفتند. آنان میدانستند که جنگ، عرصه آزمون ادعاهاست و ارزش انسانها در لحظههای دشوار آشکار میشود. از همین رو، بسیاری از آنان بدون آنکه منتظر تشویق و تقدیر باشند، دشوارترین مأموریتها را پذیرفتند و در شرایطی که بازگشت از میدان نبرد تضمینشده نبود، به وظیفه خود عمل کردند. این روحیه، دفاع مقدس را به یکی از ماندگارترین فصلهای تاریخ مقاومت، ایستادگی و سلحشوری ملت ایران تبدیل کرد.
اما میراث دفاع مقدس تنها در خاطرات جنگ، نام شهدا، عملیاتها و پیروزیها و ناکامی های نظامی خلاصه نمیشود. مهمترین میراث آن، فرهنگ دفاع مقدس است؛ فرهنگی که به ما میآموزد در شرایط سخت، مسئولیت را بر منفعت شخصی ترجیح دهیم، در کنار یکدیگر بایستیم، موفقیت را حاصل کار جمعی بدانیم و برای عبور از بحرانها، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و روحیه همکاری را تقویت کنیم.
دفاع مقدس نشان داد که قدرت یک ملت تنها در تجهیزات و امکانات نظامی خلاصه نمیشود. پشتوانه واقعی یک کشور، علاوه بر توان دفاعی، در ایمان و توکل برخدا، اعتماد میان مردم، احساس تعلق به سرزمین، مشارکت اجتماعی، روحیه فداکاری و باور به مسئولیت مشترک نیز نهفته است. در سالهای جنگ، خانوادهها، کارگران، کشاورزان، دانشجویان، دانشآموزان، پزشکان، پرستاران، مهندسان، رانندگان، نیروهای امدادی و میلیونها انسان گمنام، هر یک به سهم خود بخشی از بار دفاع را بر دوش گرفتند. همین مشارکت گسترده بود که مفهوم «دفاع ملی» را از یک مسئولیت صرفاً نظامی فراتر برد و آن را به یک تجربه اجتماعی فراگیر تبدیل کرد.
امروز نیز آموزههای دفاع مقدس میتواند جانمایه فرهنگ دفاعی و ملی کشور باشد. در مواجهه با تهدیدها و بحرانهای جدید، آنچه بیش از تجهیزات و امکانات میتواند یک جامعه را مقاوم کند، ایمان به وعده الهی، روحیه همبستگی، اعتماد، فداکاری، مسئولیتپذیری و امید اجتماعی است. تجربه سالهای دفاع مقدس نشان داد که جامعهای که در آن مردم خود را در سرنوشت کشور سهیم بدانند، در برابر دشواریها از ظرفیتهای بزرگ و گاه شگفتانگیزی برخوردار خواهد بود.
البته در شرایط جنگی و بحرانی، نباید واقعیت وجود اختلاف دیدگاههای سیاسی و اجتماعی را نادیده گرفت. اختلاف نظر، فینفسه، امری طبیعی در جامعه است و جامعه پویا از گفتوگو و تفاوت دیدگاهها بهره میبرد؛ اما آنچه اهمیت دارد، حفظ مرز میان رقابتهای سیاسی و اجتماعی با منافع ملی و مصالح عمومی است. هنگامی که رقابتهای سیاسی، تلاش برای کارنامهسازی، سهمخواهی یا برجستهسازی نام افراد بر ضرورتهای ملی غلبه کند، روحیهای که دفاع مقدس به ما آموخت آسیب میبیند. فرهنگ دفاع مقدس یادآوری میکند که در لحظههای سرنوشتساز، کشور و مردم باید بر هرگونه منفعت فردی و جناحی مقدم باشند.
در حقیقت، یکی از بزرگترین درسهای دفاع مقدس این است که پیروزیهای بزرگ، محصول تلاش یک فرد یا یک گروه نیستند. هیچ فرماندهی بهتنهایی جنگ را اداره نکرد و هیچ رزمندهای بهتنهایی حماسه نیافرید. پشت هر موفقیت، مجموعهای از فداکاریها، همکاریها، حمایتهای مردمی، تلاش خانوادهها، ایستادگی مادران و همسران، مجاهدت رزمندگان، خدمات نیروهای پشتیبانی و امدادی و خون شهیدانی قرار داشت که جان خود را برای ایران و آرمانهای خویش فدا کردند.
از همین منظر، یکی از آسیبهایی که باید از آن پرهیز کرد، فردیسازی و مصادره دستاوردهای جمعی است. تاریخ دفاع مقدس، تاریخ یک فرد یا یک نهاد نیست؛ تاریخ ملتی است که هرکس به اندازه توان خود در آن سهم داشت. فرماندهان نقش مهمی و بی بدیلی داشتند، اما پیروزی بدون رزمندگان، مردم، خانوادهها، نیروهای پشتیبانی و مجموعهای گسترده از انسانهای گمنام امکانپذیر نبود. پاسداشت این حقیقت، نه از ارزش نقش فرماندهان و مسئولین میکاهد و نه از جایگاه شخصیتهای اثرگذار میکاهد؛ بلکه تصویر کاملتر و صادقانهتری از یک تجربه ملی ارائه میدهد.
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی همین روحیه نیازمند است. نسل جدید باید بداند که استقلال، امنیت، عزت و پیشرفت کشور، حاصل تلاش و فداکاری نسلهایی است که در مقاطع دشوار تاریخ، مسئولیت خود را بهدرستی شناختند. انتقال این میراث نیز تنها با برگزاری مراسم، نامگذاریها و بیان خاطرات تحقق نمییابد؛ بلکه زمانی ماندگار خواهد شد که ارزشهایی همچون صداقت، مسئولیتپذیری، فداکاری، کار جمعی، احترام به مردم، خدمت بیمنت و ترجیح منافع ملی بر منافع شخصی در زندگی اجتماعی، مدیریتی و حرفهای امروز نیز نمود پیدا کند.
فرهنگ دفاع مقدس، در حقیقت، زمانی زنده است که ارزشهای آن از سنگرهای دیروز به سنگرهای امروز منتقل شود؛ از جبهه نظامی به عرصه علم و دانش، تولید و اقتصاد، مدیریت و حکمرانی، خدمت عمومی، سازندگی، فرهنگ و حل مسائل اجتماعی. اگر روحیهای که رزمندگان را در دشوارترین لحظات به ایستادگی واداشت، امروز در میان مدیران، نخبگان، جوانان، دانشگاهیان، کارآفرینان، کارگران و همه اقشار جامعه به صورت مسئولیتپذیری و خدمت صادقانه بازتولید شود، میراث دفاع مقدس از یک خاطره تاریخی به یک سرمایه برای ساخت آینده کشور تبدیل خواهد شد.
دفاع مقدس همچنین به ما میآموزد که جامعه برای عبور از بحران، بیش از هر چیز به اعتماد و همدلی نیاز دارد. اگر مردم احساس کنند که همه در برابر مشکلات سهم و مسئولیت دارند و هیچکس خود را فراتر از دیگران نمیداند، سرمایه اجتماعی افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، تهدیدها میتوانند به زمینهای برای انسجام بیشتر تبدیل شوند و جامعه با اتکا به ظرفیتهای درونی خود، مسیر عبور از دشواریها را با قدرت و امید بیشتری طی کند.
البته بازخوانی فرهنگ دفاع مقدس نباید صرفاً به معنای بازتولید خاطرات گذشته باشد. هر نسل باید بتواند روح و ارزشهای آن تجربه را با نیازهای زمانه خود پیوند دهد. نسل امروز با مسائل و چالشهایی متفاوت از نسل جنگ مواجه است؛ اما مفاهیمی همچون مسئولیت، ایثار، امید، همبستگی، فداکاری و ترجیح خیر عمومی بر منفعت فردی همچنان میتوانند برای جامعه معاصر معنا و کارکرد داشته باشند.
امروز، در شرایطی که کشور با تهدیدها و فشارهای مختلف روبهروست، بازگشت به روحیه دفاع مقدس به معنای بازگشت صرف به یک خاطره تاریخی نیست؛ بلکه به معنای احیای ارزشهایی است که آن نسل را در دشوارترین روزها سربلند کرد: ایثار، شجاعت، وحدت، مسئولیتپذیری، امید، سادهزیستی، توکل، همدلی و ترجیح منافع عمومی بر منافع فردی.
باید تلاش کنیم فرهنگ دفاع مقدس را از یک مناسبت تقویمی فراتر ببریم و آن را به یک فرهنگ زنده اجتماعی تبدیل کنیم. اگر روحیهای که در سنگرهای دفاع مقدس وجود داشت، در سنگرهای تولید، علم، اقتصاد، مدیریت، خدمت عمومی، فرهنگ و سازندگی نیز جاری شود، بسیاری از دشواریهای کشور با توان و همافزایی بیشتری قابل حل خواهد بود. جامعهای که اعضای آن برای حل مشکلات یکدیگر قدم بردارند، موفقیت را حاصل همکاری جمعی بدانند و در برابر مسائل عمومی احساس مسئولیت کنند، ظرفیت بالایی برای پیشرفت و عبور از بحرانها خواهد داشت.
در این میان، نسل جوان جایگاه ویژهای دارد. انتقال فرهنگ دفاع مقدس به جوانان نباید صرفاً با زبان گذشته انجام شود؛ بلکه باید به زبان مسائل امروز و فردای آنان ترجمه شود. جوان امروز باید دریابد که ایثار فقط حضور در میدان نبرد نیست؛ میتواند در علمآموزی، خدمت به جامعه، نوآوری، کارآفرینی، کمک به دیگران، دفاع از حقیقت، حفظ منافع ملی و تلاش برای آبادانی کشور نیز معنا پیدا کند. به همین دلیل، روایت دفاع مقدس زمانی اثرگذارتر خواهد بود که از «خاطره» به «معنا» و از «معنا» به «مسئولیت امروز» برسد.
در هفته گرامیداشت دفاع مقدس، شایسته است بهترین درودها را نثار همه مردان و زنان بیادعا و سلحشوری کنیم که در سختترین لحظههای تاریخ معاصر ایران، از آرامش و آسایش خود گذشتند و به میدان آمدند. درود بر رزمندگانی که سالها در سنگرها ایستادند؛ بر خانوادههایی که صبورانه رنج دوری و داغ عزیزان را تحمل کردند؛ بر جانبازانی که یادگارهای آن روزهای سخت را همچنان با خود دارند؛ و بر آزادگانی که سالهای دشوار اسارت را با صبر و استقامت پشت سر گذاشتند و رزمندگانی که با پایداری خود شکوه ملت ایران را آفریدند.
و چه بزرگ بودند شهیدانی که از خویش گذشتند تا ایران بماند؛ آنان رفتند، اما نام و یادشان در حافظه تاریخی این سرزمین باقی ماند. عظمت شهدا تنها در لحظه شهادت آنان خلاصه نمیشود؛ بلکه در انتخاب بزرگی بود که میان «خود» و «کشور»، «آسایش» و «مسئولیت»، «منفعت شخصی» و «خیر عمومی» و «ماندن» و «ایستادن» انجام دادند. آنان نشان دادند که در لحظات سرنوشتساز، انسان میتواند از خویش عبور کند و به مسئولیتی بزرگتر بیندیشد.
هشت سال دفاع مقدس، بیتردید، برگ زرینی از تاریخ ایران کهن و معاصر است؛ برگ زرینی که درخشش آن تنها به میدانهای نبرد محدود نمیشود، بلکه در روحیه ایثار، مقاومت، همدلی، فداکاری، مسئولیتپذیری و همبستگی ملی نهفته است؛ روحیهای که در روزهای سخت، ظرفیتهای نهفته یک ملت را آشکار کرد.
اکنون مسئولیت ما تنها گرامیداشت گذشته نیست؛ بلکه صیانت از ارزشهای ماندگار آن و تبدیل آنها به سرمایهای برای آینده است. باید از دفاع مقدس بیاموزیم که کشور در لحظات دشوار، بیش از هر چیز به انسانهای مسئول، جامعهای همدل و سرمایه اجتماعی پایدار نیاز دارد. اگر این میراث را درست بشناسیم، از آن روایت دقیق و منصفانهای ارائه کنیم و ارزشهای آن را در زندگی امروز جاری سازیم، دفاع مقدس تنها یک خاطره تاریخی نخواهد بود؛ بلکه چراغی خواهد بود برای ساختن آیندهای که در آن، ایران سربلندتر، متحدتر، توانمندتر و امیدوارتر، مسیر پیشرفت و تعالی خود را ادامه دهد.
داود عامری